گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

ويژه نامه گل ليلا - شماره دومٍ تيرماه 88

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

 

دانلود کنيد بعداً بخوانيد

بنا به تقاضاي دوستان ، مبني بر ايجاد امکان مطالعه ويژه نامه ها به صورت آفلاين ، از اين پس در هر شماره ، فايل pdf ويژه نامه قبلي تقديم شما عزيزان گرامي مي شه تا بتونيد با فراغ بال و آسايش خاطر در اوغات فراقت خود به مطالعه اين ويژه نامه ها و احياناً نگهداري اونها بپردازيد.اميدورام مورد رضايت شما همراهان گرامي قرار بگيره.ما رو از دعاي خير خودتون فراموش نفرماييد.التماس دعا

 ويژه نامه قبلي گل ليلا - 11/04/88

مشاهده     -      دانلود

آرشيو ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

وصیتنامه

  در طرح  صلوات تا ظهور مهدي(عج) جهت تعجيل در فرج منتقم پهلوي شکسته حضرت زهرا(س) شرکت بفرماييد

 

 

روش ساده عضويت در گروه گل ليلا(با هر ايميل دلخواه)

1) بر روي لينک زير کليک کرده و در صفحه ظاهر شده ايميل خود را وارد کرده و تاييد نماييد

http://groups.yahoo.com/subscribe/goleleila

در اين صورت یک ایمیل به پست الكترونيك شما فرستاده مي شود که حاوی لینک فعالسازی می باشد

2) ايميل ارسالي را كه حاوي لينك فعال سازي مي باشد به همان آدرس Reply‌ كنيد
يعني بعد از باز کردن ايميل با كليك بر روي گزينه Reply مستقيما Send را كليك نماييد.
در اين صورت ، ايميل ديگري كه نشان دهنده اتمام مراحل عضويت شماست براي شما ارسال مي گردد

به همين سادگي به جمع همراهان گل ليلا خوش آمديد.

 

 

قابل توجه وبلاگ نويسان :

استفاده از مطالب اين ويژه نامه ها با ذکر منبع و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) جايز است
و ان شاءالله مورد رضايت  و دعاي خير حضرت ولي عصر(عج) قرار گيرد.

 

تبادل لينک با سايت گل ليلا

عزيزان وبلاگ نويس و داراي سايت مي توانند با قرار دادن لوگوي سايت گل ليلا در وبلاگ و يا سايت خود و سپس اطلاع رساني به ما به جمع همراهان سايت گل ليلا پيوسته و لينک شوند.

 

 تبادل لينک

 

پنجره نمايش ويژه نامه امام عصر(عج)

 با قرار دادن کد ويژه نامه امام عصر(عج) در وبلاگ خود علاوه بر نمايش اين پنجره زيبا بر روي وبلاگ خود ،امکان مشاهده آخرين ويژه نامه هاي انتظار را به کاربران خود بدهيد.

دريافت کد

 

چگونگی امان از عذاب الهی

امام علی علیه السلام

حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‎السلام) فرمود:

روى زمین دو امان از عذاب خدا وجود داشت، یكى از آن دو از میان شما رفت، پس كوشش كنید در نگهدارى و مواظبت از دیگرى .امانى كه از دستتان رفت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) بود، امانى كه باقى است استغفار و طلب آمرزش ‍ است؛

زیرا خداوند مى‎فرماید:

«وَ ما كانَ اللهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فِیهِمْ وَ ما كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» (1) ؛ خداوند عذاب نمى‎كند ایشان را با آن كه تو(اى محمد) در میان آنان باشى و خداوند عذاب نمى‎كند ایشان را با آن كه ایشان (از گناهان) آمرزش جویند. (2)

 

شنيده شدن صداي «لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار» از آسمان

امام علی

در جنگ احد در مـرحـله اول نـبـرد، سـپاه قریش فرار كردند، و افراد تحت فرماندهى عبدالله بن جـبیر به منظور جمع آورى غنایم جنگى منطقه استقرار خود را رها كردند، گرچه عبدالله فـرمـان صـریح پیامبر (صلى الله علیه و آله) را به یادشان آورد ولى آنان ترتیب اثر نـداده و بـیـش از 40 نـفـرشـان از تـپـّه سـرازیـر شـده بـه دنبال جمع آورى غنایم رفتند.

خـالد بـن ولید با گروهى سواره نظام كه در كمین آنان بود، به آنان حمله كرد و پس از كـشـتـن آنان از پشت جبهه به مسلمانان یورش برد و این همزمان شد با بلند شدن پرچم آنـان تـوسـط یـكـى از زنـان قـریـش بـه نام عمرة بن علقمه، كه جهت تشویق سربازان قریش به میدان جنگ آمده بودند. از این لحظه، وضع جنگ به كلى عوض شد؛ آرایش جنگى مسلمانان به هم خورد؛ صفوف آنان از هم پاشید؛ ارتـبـاط فـرمـانـدهـى با افراد قطع گردید و مسلمانان شكست خوردند و حدود هفتاد نفر از مجاهدین اسلام، از جمله حمزة بن عبدالمطلّب و مصعب بن عمیر،(یكى از پرچمداران ارتش ‍ اسلام)، به شهادت رسیدند.

از طـرف دیـگـر، چون شایعه كشته شدن پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) در میدان جنگ تـوسـط دشـمـن پـخـش گـردیـد، روحـیـه بـسـیـارى از مـسـلمـانـان متزلزل شد و در اثر فشار نظامى جدید سپاه شرك، اكثریت قریب به اتفاق مسلمانان عقب نشینى كرده و پراكنده شدند، و در میدان جنگ افرادى انگشت شمار در كنار پیامبر(صلى الله علیه و آله) ماندند و لحظات بحرانى و سرنوشت ساز در تاریخ اسلام فرا رسید.

ایـنـجـا بـود كـه نـقـش بـزرگ حضرت عـلى(عـلیـه‎السلام) به عنوان تنها مدافع خستگى‎ناپذیر نـمـایان گردید، زیرا على(علیه‎السلام) با شجاعت و رشادتى بى نظیر در كنار پیامبر شـمـشـیـر مـى‎زد و از وجود مقدّس پیشواى عظیم الشّان اسلام در برابر یورش‎هاى مكرّر فوج‎هاى متعدد مشركان حراست مى‎كرد.

ایـنـجـا بـود كـه نـقـش بـزرگ حضرت عـلى(عـلیـه‎السلام) به عنوان تنها مدافع خستگى‎ناپذیر نـمـایان گردید، زیرا على(علیه‎السلام) با شجاعت و رشادتى بى نظیر در كنار پیامبر شـمـشـیـر مـى‎زد و از وجود مقدّس پیشواى عظیم الشّان اسلام در برابر یورش‎هاى مكرّر فوج‎هاى متعدد مشركان حراست مى‎كرد.

ابن اثیر در تاریخ خود مى‎نویسد:

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) گروهى از مشركین را مشاهده كرد كه آماده حمله بودند، بـه عـلى(عـلیـه‎السلام) دستور داد به آنان حمله كند، حضرت على(علیه‎السلام) به فرمان پیامبر به آنان حمله كرد و با كشتن چندین تن موجبات فرار آنان را فراهم ساخت.

پـیـامـبـر(صلى الله علیه و آله) سپس گروه دیگرى را مشاهده كرد و به على(علیه‎السلام) دستور حمله داد و حضرت على(علیه‎السلام) آنان را كشت و متفرّق ساخت .

در این هنگام فرشته وحى به پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود: این نهایت فداكارى است كه على(علیه‎السلام) از خود نشان مى‎دهد.

رسول خدا فرمود: او از من، و من از او هستم . در این هنگام صدایى از آسمان شنیدند كه مى‎گفت:

لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار ؛ جوانمرد شجاعى چون على(علیه السّلام و شمشیرى چون ذوالفقار وجود ندارد).

ابن ابى الحدید نیز مى‎نویسد:

هـنـگـامى كه غالب یاران پیامبر(صلى الله علیه و آله) پا به فرار نهادند، فشار دسته‎هاى مختلف دشمن به سوى پیامبر(صلى الله علیه و آله) بالا گرفت .

دسـتـه‎اى از قـبـیـله بـنـى كـنانه، و گروهى از قبیله بنى عبد مناة، كه در میان آنان چهار جنگجوى نامور به چشم مى‎خورد، به سوى پیامبر یورش بردند.

رسول خدا فرمود: او از من، و من از او هستم . در این هنگام صدایى از آسمان شنیدند كه مى‎گفت:

لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار ؛ جوانمرد شجاعى چون على(علیه السّلام و شمشیرى چون ذوالفقار وجود ندارد).

پیامبر به حضرت على(علیه‎السلام) فرمود: حمله اینها را دفع كن .

حضرت عـلى(عـلیـه‎السـلام) كـه پـیـاده مى‎جنگید، به آن گروه كه پنجاه نفر بودند، حمله كرده و آنان را متفرّق ساخت .

آنـان چند بار مجدّدا گرد هم جمع شده و حمله كردند، باز هم حضرت على(علیه‎السلام) حمله آنان را دفع كرد.

در این حملات، چهار نفر قهرمان مزبور و ده نفر دیگر كه نامشان در تاریخ مشخّص نشده است به دست على(علیه‎السلام) كشته شدند.

جبرئیل به رسول خدا(صلى الله علیه و آله) گفت:

راسـتـى كـه حضرت عـلى(علیه‎السلام) فداكارى مى‎كند، فرشتگان از فداكارى او به شگفت آمده‎اند.

پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود:

چرا چنین نباشد، او از من و من از او هستم .

جبرئیل گفت: من هم از شما هستم .

آنگاه صدایى از آسمان شنیده شد كه مكرّر مى‎گفت: لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار وَلافَتى اِلاّ عَلِىّ ولى گوینده دیده نمى‎شد.

از پیامبر سؤال كردند كه: گوینده كیست؟ فرمود: جبرئیل است .

 

بعضیها بی حساب به بهشت می روند

بهشت

 

قُلْ یا عِبادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ‏  «الزمر/10»

بگو: «اى بندگان من كه ایمان آورده‏اید! از پروردگارتان پروا كنید. براى كسانى كه در این دنیا نیكى كرده‏اند نیكى است، و زمین خدا بزرگ است، (پس اگر در منطقه‏اى براى حفظ ایمان و تقوا و كار نیك در فشارید، هجرت نمایید). همانا صابران پاداش خود را بى حساب به طور كامل دریافت مى‏دارند.

پیامبر اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود: براى گروهى در قیامت پرونده‏اى گشوده نمى‏شود و آنان بدون سؤال و جواب به بهشت مى‏روند، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود. «إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» «1»

پیام‏ها:

1- در دعوت دیگران به كار نیك، به مخاطب كرامت دهید. «یا عِبادِ»

2- ایمان به تنهایى كافى نیست و باید همراه تقوا و دورى از گناه باشد. «آمَنُوا اتَّقُوا»

3- كار نیكى ارزش دارد كه از اهل ایمان و تقوا باشد. «آمَنُوا اتَّقُوا... أَحْسَنُوا»

4- خداوند، در كارهاى نیك مقابله به مثل مى‏كند. «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا... حَسَنَةٌ» (چنان كه در آیات دیگر نیز مى‏فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» «2»اگر نیكى كنید به خودتان نیكى كرده‏اید. «هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ» «3»

آیا پاداش احسان جز احسان است.)

5- گاهى حفظ تقوا مستلزم هجرت است. «آمَنُوا اتَّقُوا... أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ»

6- هجرت، مقدّمه‏ى دریافت الطاف الهى است. «أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ... أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ»

7- هجرت، صبر و مقاومت لازم دارد. «أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ)»

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

درد و دلی با قرآن

قرآن

قرآن! ای همیشه ترین کتاب! من از تو شرمنده ام!

با اینکه تو را از ابتدا برای حیات بخشیدن به دلهای مرده فرود آورده اند اما ما از تو آواز مرگی ساخته ایم برای ترحیم مردگان.

شرمنده ام از تو که جز برای بدرقه مسافر از طاقچه عزلت بیرونت نیاوردیم!

ما مقام و منزلت تو را در حد یک فالگیر مقدس پایین آوردیم.

براستی اگر طالب راه نجات و استخاره صواب بودیم آیا کلام راهگشای تو کافی نبود؟

چه شد که چشم ظاهر بین ما، حقیقت کلام تو را ندید و گوش ناشنوایمان کلام حقیقی ات را نشنید؟

 ای ناجی امت! ای قرآن!

برخی تو را از پیش و پس خواندند تا بر حافظه شان فخر فروشند!

عده ای تو را بر دانه برنجی نگاشتند تا چیره دستی و هنرنماییشان را به رخ کشند.

یکی تو را با آب طلا قاب گرفته تا خانه اش را زینت بخشد!

آن دیگری تو را دستمایه هنرنمایی ساخته و از تو فرشی آراسته تا به قیمتی هر چه گزافتر بفروشد!

اما آیا کسی برای درمان قلب نیم مرده اش، هیچ به شفاخانه تو سر زد؟

جه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای هنرنمایی و موزه سازی فرود آورده است.

ما حتی تو را در مسلخ "تلاوت"، ذبح شرعی کرده ایم که تلاوت بدون"تدبر" در معنا، معنا ندارد.

آن زمان که در محافل انس، برای خواندن یا استماع تو حضور می یافتیم، البته به وجد می آمدیم اما نه از شگفتی معانی بلند تو که از طول نفسهای قاری و از شگردهای موسیقیایی در قرائت نمایشی او.

اگر چه از این ظاهر می توان راهی به آن باطن گشود اما ما آن هدف والا را گم کردیم و این وسیله را هدف انگاشتیم.

به حفظ آیات معرفت آموز تو روی آوردیم اما نه برای کسب معرفت و توفیق عمل، بلکه برای رکوردگیری در یک فستیوال تمام عیار، که ملاک امتیاز دهی آن، خواندن شمارگان صفحات بود، گاه به شیوه معکوس، گاه از پیش و پس و گاه از بالا به پایین و همینطور.

کریمه "والسابقون السابقون" تو را شنیدیم و تو را بازیچه مسابقات هوس کردیم.

از آیات روشنگر تو، پرتویی بر نگرفتیم و در عوض به مدد تو، شغل تازه ای یافتیم، دکانی برای درآمدزایی بیشتر.

قرآن! ای روشنای هر تاریکی!

ما گمشدگان وادی جهالت، راه را گم کرده ایم، و اکنون به دستگیری تو محتاجیم بیش از همه وقت.

ما را از این خواب غفلت بیدار کن! بیدار!

 

مزار زینب کبری کجاست؟

زینب

محل دفن حضرت زینب علیهاالسلام

یكى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب كبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مكان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در كشورهاى مختلف است.

از قدیم الایام سه مكان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هركدام نیز طرفدارانى دارد.

1- قبرى كه در شهرك زینبیه امروز در نزدیكى دمشق، پایتخت فعلى كشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مكان (شهرك زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى كه جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مكان را زیارت مى‏كنند.

2- محلى كه در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى(1)، و دیگران احتمال شام را تقویت كرده‏اند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد كرده و با قرائن و شواهدى اثبات كرده است كه حضرت زینب كبرى علیها السلام در شام دفن شده است.

براى هر یك از این سه احتمال دلائلى ذكر شده است كه به بیان هر یك و نقد آن‏ خواهیم پرداخت.

شام غریبان

الف: احتمال مصر

براى این احتمال دلایلی بیان شده است که مهمترین آنها دلیل روایی است:

نسابه عبیدلى در كتاب «اخبار الزینبات‏» 6 روایت نقل كرده است كه بر اساس مضمون آن‏ها باید حضرت زینب (علیهاالسلام) درمصر دفن شده باشد.

نقد و بررسی:

اما این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقى نویسنده كتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشكالاتى را براین احادیث وارد كرده و می‌گوید اكثر راویانى كه عبیدلى این روایات را از آنان نقل كرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در كتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیامد. مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشكال تاریخى نیست.

زینب مدفون در مصر كیست؟

اكنون این پرسش پیش مى‏آید كه اگر حضرت زینب علیها السلام دختر على علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبرى كه در محله «قناطر السباع‏» قاهره است متعلق به كیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآورى كنیم كه از بررسى و تتبع در تاریخ روشن مى‏گردد كه زینبى كه در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت ‏یحیى المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب است. ولى از آنجا كه ذهن انسان با شنیدن نام مشترك بین چند نفر، متوجه مشهورترین آنها مى‏گردد، بسیارى از مردم تصور كرده‏اند كه این همان زینب مشهور یعنى زینب دختر على بن ابى‏طالب علیهما السلام است (2)، در حالى كه این تصور كاملا بى‏اساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانكه امامان ما را پسر پیغمبر مى‏خوانند. بنابراین اگر زینب بنت‏یحیى را زینب بنت على علیهما السلام بخوانند، هیچ اشكالى نخواهد داشت.

حضرت زینب

ب: احتمال مدینه

علامه فقید سید محسن امین معتقد است كه حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و براى این مطلب دلیل مى‏آورد كه:

بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه كربلا به مدینه، قطعى و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد. این دلیل در واقع نوعى استصحاب است كه مرحوم امین به آن استناد كرده است.

نقد و بررسى

گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یك امر ممكن و كاملا طبیعى است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیارى از بزرگان بنى هاشم در این قبرستان قراردارد كه خصوصیات و تفصیل آن‏ها در كتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت كه اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص مى‏شد. در حالى كه در هیچ یك از كتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامى از محل قبر او به میان نیامده است، با این كه نام زنانى همچون «ام البنین‏» كه در بقیع دفن شده‏اند در كتاب‏هایى مانند وفاء الوفاء منعكس شده است.

مسعودى در شرح حال امام حسن مجتبى علیه السلام مى‏نویسد: «حسن بن على در كنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاك سپرده شدو در این قبرستان تا این ‏زمان سنگى است كه روى آن چنین نوشته شده است:

«الحمدلله مبید الامم ومحیى الرمم هذا فاطمة بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله سیدة نساء العالمین و الحسن بن على بن ابى‏طالب و على بن الحسین بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد رضوان الله علیهم اجمعین.» (3)

و این نشان مى‏دهد كه قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنى تا زمان مسعودى مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودى روى قبر نوشته مى‏شد. چنانكه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممكن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانى از آن نباشد، و در هیچ تاریخى یاد نشده باشد؟

از طرف دیگر موضوعات تاریخى جاى اعمال استصحاب نیست كه بگوییم: بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعى است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاك سپرده شده است. (4)

حضرت زینب علیهاالسلام

ج: احتمال شام

طرفداران این نظریه مى‏گویند: در مدینه قحطى و دست تنگى شدیدى به وجود آمد. عبدالله جعفر تصمیم گرفت‏با همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام كه مقدارى زمین زراعتى داشت‏سفركند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت. (5)

نقد و بررسى

1- اینكه گفته شده است كه عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهت‏سركشى یا بهره بردارى از آن‏ها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بى‏اساسى است. در هیچ یك از كتب تاریخى از چنین مزرعه‏اى اسمى به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشنده‏اى بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمى‏آورده است، بنابراین چگونه ممكن است داراى چنین مزرعه و قریه‏اى بوده باشد؟

2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعه‏اى داشته، ممكن بود شخصا براى رسیدگى به وضع آن به شام برود و دیگر نیازى به بردن همسر و دیگر اعضاى خانواده خود كه مستلزم هزینه زیادى بود، نداشت.

3- مدینه از شهرهاى مهمى است كه مثل بسیارى از شهرهاى مهم دنیا براى آن تاریخ‏هاى متعددى نوشته‏اند. بعضى از این كتاب‏ها به حوادث مهمى كه در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و... پرداخته‏اند. اگر چنان قحطى و گرسنگى در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این كتاب‏هاى تاریخى درباره آن بحث مى‏شد، در حالى كه چنین چیزى مطرح نشده است.

نتیجه بحث

پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب كبرى علیها السلام مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه:

احتمال مصر اشكالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر مى‏آید گرچه دو اشكال باقى مى‏ماند:

یكى اینكه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده است‏با اینكه حضرت زینب علیها السلام دل خوشى از شام نداشت، و اشكال دیگر اینكه بسیارى از مورخین نوشته‏اند: آنكه در شام دفن است «ام‌كلثوم‏» فرزند على علیه السلام است. (6)

اشكال دوم را بدین صورت مى‏توان حل كرد كه منظور از «ام كلثوم‏» همان زینب كبرى علیها السلام است ولى مشكل اینجاست كه كسانى مثل ابن جبیر از این ام كلثوم به «زینب صغرى‏» و نه «زینب كبرى‏» تعبیر آورده‏اند و در سنگ نوشته‏اى كه از خاك مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است كه: «هذا قبر زینب الصغرى المكناة بام كلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنت‏سید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.» (7)

گرچه نتوان به یقین مشخص كرد كه قبر حضرت زینب علیها السلام در كجا واقع است ولى مى‏توان گفت: زیارتگاه‏ها و اماكنى كه به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه‏» (8) مى‏باشند. این خانه‏ها و زیارتگاه‏ها ولو منسوب به آن‏ها باشد - جاى ذكر و توجه به خدا و انسان‏سازى و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر كجا كه باشد یاد و خاطره‏شان زنده است و در سینه‏هاى مردم عاشق جاى دارند. چه زیبا سروده‏اند كه:

بعد از وفات ، تـربـت مـا در زمیـن مجـوى      در سینه‏هاى مردم عارف مزار ماست

شام غریبان

 

آرى مزار زینب علیها السلام در واقع دل‏هاى مردم عارف است و در هر نقطه‏اى كه مدفون باشد تمام زیارتگاه‏هاى منسوب به او مورد احترام است و محل استجابت دعا.

 

آيا شراب آرامش بخش است؟

اثر الکل و استرس در بيماري قلبي

روش‏هاي کاذب کسب آرامش و راحتي 4

اشاره:

از آنجا که کسب آرامش و راحتي براي بشر، هدفي بسيار مهم و جدي به شمار مي‏رود، لذا در طي قرن اخير آدمي تلاش‏هاي فراواني کرده و روش‏هاي گوناگوني را براي مقابله با بيماريهاي روحي و رواني و ناآراميها و نگرانيهاي خود به کار برده است. اما تعمق در آنها مشاهده واقعيتهاي بيروني و موجود در عرصه زندگي فردي و اجتماعي، به‏ خوبي نشان مي‏دهد که بشر موفق نبوده است.

امروزه بسياري از مردم جهان، غالباً از روشهايي براي کسب آرامش و راحتي در زندگي استفاده مي‏کنند که ناکار آمده بوده و آنها را به مقصود نمي‏رساند. اين روشهاي نادرست که ما از آنها به عنوان روشهاي کاذب نام مي‌بريم، بسيار فراوان و متنوع هستند.

ابتدا در اين مجموعه 12 روش کاذب و سپس در مجموعه اي مستقل 100 عامل حقيقي آرامش براي شما بيان خواهد شد.

آنچه گذشت: حرامخواري ؛ کسب ثروت زياد ؛ تکنولوژي‏ و اختراعات بشر

اعتياد به مصرف الکل

قسمت چهارم- شرابخواري

انسان خسته از گناه و بي‏بند و باري، و تشنه آرامش و راحتي، دست به دامن شرابخواري شد تا شايد بدين وسيله بتواند، از خود بي‏خود شده و تلخيها و نگراني را فراموش کرده و آرام بگيرد. اما ميگُساري نيز نه تنها نتوانست آرامش و راحتي را براي او به ارمغان آورد، بلکه خود عاملي در جهت افزايش دردها و مشکلات آدمي گرديد.

پزشکان معتقدند الکل آثار منفي خطرناک و فراواني براي بدن انسان دارد که به برخي از آنها اشاره مي‏کنيم: 1

- بر مغز: الکل در اثر تکرار و تاثير در سلول‏هاي مغز، آن را از کار مي‏اندازد و موجب سکته مي‏گردد.

- در اعصاب: الکل موجب توليد امراض مختلفي از قبيل بيماري رعشه در دستها و پاها، بي‏خوابي مفرط و نداشتن کنترل بر اعضا مي‏شود.

- در معده: الکل مخاط زبان و حس ذائقه را ضايع و بزاق دهان را کم و ترشح آن را از نظم مي‏اندازد و نيز مخاط معده را تحريک و ترشي آن را کم مي‏کند و در نتيجه موجب امراض مختلف معده و روده مي‏گردد.

- در کبد: الکل کبد (جگر) را ناتوان و متورم مي‏سازد.

- در گردش خون: الکل گلبولهاي سفيد خون را از بين برده و در اثر فشارهاي کم، موجب سکته مي‏گردد.

- در دستگاه تنفس: از مهمترين عوارض الکل در دستگاه تنفسي، بيماري خانمان سوز سل و تنگي نفس است. زيرا الکل همراه خون وارد ريه‏ها شده، مخاط ريه را تحريک کرده و آن را متورم مي‏سازد و اين تحريک، کلسيم بدن را از بين برده و عمل ريه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گرديد.

امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد:  شرابخواري کليد هر شر و بدي است.

- در کليه‏ ها: مشروبات الکلي در هنگام دفع، مجاري ادرار را تحريک کرده و عوارض ناراحت کننده‏اي توليد مي‏کنند.

- در قلب: الکل موجب مي‏شود که مقدار زيادي چربي اطراف قلب را گرفته و در نتيجه حرکت قلب ضعيف گردد.

- در عقل و هوش: الکل هوش و عقل را زائل مي‏کند.

حکيم فرزانه محمد بن زکرياي رازي نيز مي‏گويد: «شرب خمر بويژه اگر در آن افراط صورت گيرد، فرد را در معرض سکته و پارگي رگهاي مغز و نيز ورهاي خوني و صفراوي و رعشه و فلج اعضا قرار مي‏دهد. شرب خمر دو قوه شهويه و غضبيه را قوي مي‏کند و قوي مي‏کند و قواي اين دو را در جهتي سوق مي‏دهد که آنچه مي‏خواهند و بسيار دوست دارند، به دست آورند. و نيز قوه عاقله را ضعيف و نيروي عقل را بي‏شعور مي‏کند، تا جايي که فکر و انديشه را از کار مي‏اندازد و باعث مي‏شود که قوه عاقله رام و مطيع قوه شهوانيه شود و نتواند قوه شهوانيه را از انجام کارهاي زشت منع کند».  2

خداوند متعال در قرآن کريم مي‏فرمايد: «شيطان قصد آن دارد که به وسيله شراب و قمار ميان شما دشمني و کينه برانگيزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد. پس شما آيا از آن دست بر مي‏داريد؟» 3

امام صادق عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد: «شرب الخمر مفتاح کل شر». 4  يعني «شرابخواري کليد هر شر و بدي است».

با اين اوصاف، چگونه شرابخواري مي‏تواند نگراني و اضطراب و دغدغه و تشويق را از بشر دور کرده و به او آرامش و راحتي بدهد! در اين نکته بسيار بايد انديشه کنيد. در جستجوي راه‌هاي آرامش واقعي با ما همراه شويد.

آنچه در شماره آتي خواهيد خواند: رقص و آواز

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

كَننده دَرِ خیبر

امام علی علیه السلام

 

پس از پیروزى در جنگ احزاب و اثبات خیانت و پیمان شكنى یهودیان، مسلمانان به رهبرى رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـه و آله) براى جنگ با یهودیان خیبر آماده شدند و در همان حمله‎هاى آغازین، برخى از قلعه‎هاى یهودیان را فتح كردند.

در آن روز حضرت امیرالمؤمنین على(علیه‎السلام) دچار چشم درد شدید بود.

پـس از فـتـح قلعه‎ هاى كوچك یهودیان خیبر، سپاهیان اسلام به طرف دژهاى (وطیح) و (سـلالم) یـورش آوردنـد، ولى بـا مـقـاومت سرسختانه یهود، در بیرون قلعه روبرو شدند.

از این رو، سربازان دلیر اسلام با جانبازى و فداكارى و دادن تلفات سنگین (كه سیره‎نویس اسلام ابن هشام آنها را در ستون مخصوص گِرد آورده است) نتوانستند پیروز شوند و بـیـش از ده روز بـا جـنگاوران یهود، دست و پنجه نرم كرده، و هر روز بدون نتیجه به لشگرگاه باز مى‎گشتند.

در یكى از روزها، ابوبكر مامور فتح قلعه‎ها گردید و با پرچم سفید تا كنار دژ آمد. مسلمانان نیز به فرماندهى او حركت كردند، ولى پس از مدتى بدون نتیجه بازگشتند و فـرمـانـده و سـپـاه هر كدام گناه را به گردن یكدیگر انداخته و همدیگر را به فرار متّهم نمودند.

روز دیگر فرماندهى لشكر به عهده عمر واگذار شد. او نـیـز داسـتـان دوسـت خـود را تـكـرار نـمـود و بـنـا بـه نـقـل طـبـرى(1) پـس از بـازگـشـت از صـحنه نبرد، با توصیف دلاورى و شجاعت فوق العاده رئیسِ دژِ (مَرحَب)، یاران پیامبر را مرعوب مى‎ساخت .

این وضع پیامبر(صلى الله علیه و آله) و سرداران اسلام را سخت ناراحت كرده بود. در ایـن لحـظـات پـیامبر(صلى الله علیه و آله)، افسران و دلاوران ارتش ‍ را گرد آورد، و جمله ارزنده زیر را فرمود:

«لاَُعطِیَنَّ الرَّایَةَ غَدَا رَجُلا یُحِبُّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ، یَفتَحُ اللهُ عَلَى یَدَیهِ لَیسَ بِفَرّارٍ(2)؛ این پرچم را فردا به دست كسى مى‎دهم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوسـت مـى‎دارند و خداوند این دژ را به دست او مى‎گشاید. او مردى است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنه نبرد فرار نمى‎كند.

و به نقل طبرى و حلبى چنین فرمود:كَرّارٍ غَیرَ فَرّار؛ به سوى دشمن حمله كرده، و هرگز فرار نمى‎كند.(3)

این جمله كه حاكى از فضیلت و برترى معنوى و شهامت آن سردارى است كه مقدّر بود فتح و پـیـروزى به دست او صورت بگیرد؛ شادى زیادى توام با اضطراب و دلهره در میان ارتش و سرداران سپاه برانگیخت. هر فردى آرزو مى‎كرد(4) كه این مدال بزرگ نظامى نصیب وِى گردد.

پـیامبر(صلى الله علیه و آله)، افسران و دلاوران ارتش ‍ را گرد آورد، و جمله ارزنده زیر را فرمود: 

این پرچم را فردا به دست كسى مى‎دهم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوسـت مـى‎دارند و خداوند این دژ را به دست او مى‎گشاید. او مردى است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنه نبرد فرار نمى‎كند.

سـیـاهـى شـب هـمـه جـا را فـرا گـرفت . سربازان اسلام به خوابگاه خود رفتند. همه مى‎خـواسـتـنـد هرچه زودتر بفهمند كه این پرچم پرافتخار به دست چه كسى داده خواهد شد.(5)

ناگاه پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود: على كجا است؟!

در پاسخ او گفته شد: كه او دچار چشم درد است و در حال استراحت نموده است .

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) فرمود: او را بیاورید.

طبرى مى‎گوید:على(علیه‎السلام) را بر شتر سوار نموده و در برابر خیمه پیامبر فرود آوردند.

پیامبر(صلى الله علیه و آله) دستى بر دیدگان او كشید، و در حقّ او دعا كرد.

ایـن عـمـل و آن دعا، مانند دَمِ مسیحایى آنچنان اثر نیك در دیدگان او گذارد كه سردار نامِىِ اسلام تا پایان عمر به چشم درد مبتلا نگردید.

پیامبر(صلى الله علیه و آله) به حضرت على(علیه‎السلام) دستور پیشروى داد.

و یـاد آور شـد كـه قـبل از جنگ نمایندگانى را به سوى سران دِژ اعزام دارد و آنها را به آئین اسلام دعوت نماید.

اگـر آن را نـپـذیـرفـتـنـد، آنها را به وظایف خویش تحت لواى حكومت اسلام آشنا سازد كه بـایـد خـلع سـلاح شوند و با پرداخت جزیه در سایه حكومت اسلام آزادانه زندگى كنند.(6) و اگر به هیچ كدام گردن ننهادند، با آنان بجنگید. و این حدیث معروف را فرمود:

«لَئِن یَهتَدى اللهُ بِكَ رَجُلا واحِدا خَیرٌ مِن اَن یَكُونَ لَكَ حُمرُ النَّعَمِ؛ هـرگـاه خـداوند یك فرد را به وسیله تو هدایت كند، بهتر از این است كه شتران سرخ موى مال تو باشد و آنها را در راه خدا صرف كنى.(7)

هنگامى كه امیرمؤمنان علی(علیه‎السلام)، از ناحیه پیامبر(صلى الله علیه و آله) مامور شد كه دژهـاى (وطـیـح) و (سـلالم) را بـگشاید،(8) زِرِه محكمى بر تن كرد و شمشیر مـخـصـوص خـود (ذوالفـقار) را حمایل نمود و هَروَله كنان و با شهامت خاصّى كه شایسته قـهـرمـانان ویژه میدان‎هاى جنگى است به سوى دژ حركت كرد و پرچم اسلام را كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) به دست او داده بود، در نزدیكى خیبر بر زمین نصب نمود.

در این لحظه دَرِ خیبر باز گردید و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند.

نـخـسـت بـرادر مـَرحـَب بـه نـام (حـارث) جـلو آمـد، هـیـبـتِ نـعـره او آنـچنان مهیب بود كه سربازانى كه پشت سر على(علیه‎السلام) بودند، بى اختیار عقب رفتند، ولى حضرت على(علیه‎السلام) مانند كوه پابرجا ماند، نبرد آغاز شد، لحظه‎اى نگذشت كه جسم مجروح حارث به روى خاك افتاد و جان سپرد.

طبرى مى‎گوید: على(علیه‎السلام) را بر شتر سوار نموده و در برابر خیمه پیامبر فرود آوردند.

پیامبر(صلى الله علیه و آله) دستى بر دیدگان او كشید، و در حقّ او دعا كرد.

ایـن عـمـل و آن دعا، مانند دَمِ مسیحایى آنچنان اثر نیك در دیدگان او گذارد كه سردار نامِىِ اسلام تا پایان عمر به چشم درد مبتلا نگردید.

مرگ برادر، مرحب را سخت غمگین و متاثّر ساخت . او بـراى گـرفتن انتقام برادر در حالى كه غرق سلاح بود، و زره یمانى بر تن داشت و كلاهى كه از سنگ مخصوص تراشیده بود بر سر داشت، در حالى كه كلاه خود را روى آن قرار داده بود، جلو آمد و به رسم قهرمانان عرب رجز زیر را خواند:

«لله لله قَد عَلِمَت خَیبَرُ إنّى مَرحَبٌ غغغ شاكى السَّلاحِ بَطَلٌ مُجَرَّ بٌللّه لله لله؛ در و دیـوار خـیـبـر گـواهـى مـى‎دهد كه من مرحبم، قهرمانى كارآزموده و مجهّز به سلاح جنگى هستم.

لله لله اِن غَلَبَ الدَّهرُ فَاِنّى اَغلَبُ غغغ وَ القَرنَ عِندى بِالدِّماءِ مُخَضَّ بُللّه لله لله؛ اگـر روزگـار پـیـروز است، من نیز پیروزم، قهرمانانى كه در صحنه‎هاى جنگ با من روبرو مى‎شوند، با خون رنگین مى‎گردند.

حضرت على(علیه‎السلام) نیز رجزى در برابر او سرود، و شخصیت نظامى و نیروى بازوان خود را به رخ دشمن كشید و چنین فرمود:لله لله اَنَا الَّذى سَمَّتنى اُمّى حَیدَرَة غغغ ضَرغامَ آجامٌ وَ لَیثٍ قَسوَرَةٌ لله لله لله؛ من همان كسى هستم كه مادرم مرا حیدر (شیر) خوانده؛ مرد دلاور و شیر بیشه‎ها هستم.

لله لله عَبلَ الذَّراعَینِ غَلیظُ القَصرَه غغغ كَلَیثِ غاباتِ كَرِیهُ المَنظَرَةِ لله لله لله؛ بازوان قوى و گردن نیرومند دارم و در میدان نبرد مانندِ شیر بیشه‎ها صاحب منظَرى مهیب هستم.رَجَزهاى دو قهرمان پایان یافت.

صـداى ضـربـات شـمـشـیـر و نـیـزه‎هـاى دو قـهـرمـان اسـلام و یـهـود، وحـشـت عـجـیـبـى در دل ناظران پدید آورد.

ناگهان شمشیر برّنده و كوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و كلاه خود و سنگ و سر را تا دندان دو نیم ساخت .

ایـن ضـربـت آنـچـنـان سـهـمگین بود كه برخى از دلاوران یهود كه پشت سر مرحب ایستاده بودند، پا به فرار گذارده به پناهگاه خود پناهنده شدند.و عدّه‎اى كه فرار نكردند، با على تن به تن جنگیده و كشته شدند. حضرت على یهودیان فرارى را تا درِ حصار تعقیب نمود.

در ایـن كـشـمـكـش، یـك نفر از جنگجویان یهود با شمشیر بر سپر حضرت على(علیه‎السلام) زد و سپر از دست وى افتاد.

حضرت عـلى(عـلیه‎السلام) فورا متوجّه دَرِ دژ گردید و آن را از جاى خود كَند، و تا پایان كارزار به جاى سِپَر به كار برد.

پس از آن كه آن را به روى زمین افكند، هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام از آن جمله ابورافع سعى كردند كه آن را از این رو به آن رو كنند، نتوانستند.(9)

در نـتـیـجـه قـلعـه ‎اى كـه مـسـلمـانـان ده روز پـشـت آن معطّل شده بودند، در مدّت كوتاهى گشوده شد. یعقوبى، در تاریخ خود مى‎نویسد:

دَرِ حصار از سنگ و طول آن چهار ذرع و پهناى آن دو ذرع بود.(10)

شـیـخ مـفـیـد در ارشـاد بـه سـنـد خـاصـّى از امـیرمؤمنان، سرگذشت كندن درِ خیبر را چنین نقل مى‎كند:

مـن دَرِ خـیـبـر را كـنـده بـه جـاى سـپـر بـه كـار بـردم و پـس از پـایـان نـبـرد آن را مـانند پـل بـه روى خـنـدقـى كـه یـهودیان كنده بودند قرار دادم. سپس آن را میان خندق پرتاب كردم . مردى پرسید:

آیا سنگینى آن را احساس نمودى؟ پاسخ داد:به همان اندازه سنگینى كه از سپر خود احساس می‎كردم.(11)

نـویسندگان تاریخ اسلام مطالب شگفت انگیزى درباره كندن درِ خیبر و خصوصیّات آن و رشادت‎هاى حضرت على(علیه‎السلام) كه در فتح این دِژ انجام داده، نوشته‎ اند.

این حوادث، هرگز با قدرت‎هاى معمولى بشرى وِفق ندارد. امیرمؤمنان خود در این باره توضیح داده و شكّ و تردید را از بین برده است . آن حضرت در پاسخ شخصى چنین فرمود:

«مـا قـَلَعـتـُهـا بـِقـُوَّةٍ بَشَرِیَّةٍ وَلكِن قَلَعتُها بِقُوَّةٍ اِلهِیَّةٍ وَ نَفسٍ بِلِقاءِ رَبِّها مُطمَئِنَّةٌ رَضِیَّةٌ(12)؛ من هرگز آن در را با نیروى بشرى از جاى نكندم، بلكه در پرتو نیروى خداداد و با ایمانى راسخ به روز قیامت این كار را انجام دادم.»

 

آخر خط

وصیتنامه

مهمترین کار پیش از مرگ چیست؟

از دیدگاه قرآن و احادیث اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) شایسته است انسان همواره آماده حضور مرگ باشد و از آن استقبال كند و خود را برای ملاقات آن آماده سازد و نسبت به بعد از مرگ وصیّت كند. از ظاهر قرآن برمی‌آید وصیت كردن حكمی الزامی است، ولی در مواردی كه حق خدا یا حق خلق بر عهده كسی باشد وصیت واجب است وگرنه بر واجب نبودن و مستحب بودن آن اجماع است: "كتب علیكم إذا حضر أحدكم الموت إنْ تَرَك خیراً الوصیّة للوالدین و الأقربین بالمعروف حقّاً علی المتّقین"(1)؛ بر شما نوشته شده و لازم است هنگامی كه مرگ یكی از شما فرا رسد اگر چیز خوبی (مال حلالی) از خود بر جای گذارده (و كسی را بر آن حقّی نیست، یعنی حقّ اللّه و حقّ الناس در آن راه نیافته) برای پدر، مادر و بستگان نزدیك به طور شایسته و عادلانه وصیّت كند. این حقّی است بر ذمّه‌ی‌ پرهیزكاران.

پیامبر اسلام و پیشوایان دین (علیهم‌السلام) سفارش اكید به وصیت دارند، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: شایسته است مسلمان وصیت كند و وصیت‌نامه‌ی‌ او هر شب زیر سرش باشد و شبی را بدون آن نگذراند: "ینبغى للمؤمن أن یوصی. ما ینبغی لامرء مسلم أن یبیت لیلة إلّا و وصیّته تحت رأسه"(2). آن حضرت بر این معنا پای فشرده و چنین می‌فرمود: كسی كه بدون وصیّت بمیرد به نوع مرگ جاهلیت مرده است: "من مات بغیر وصیّةٍ مات میتةً جاهلیّةً"(3).

 از ظاهر قرآن برمی‌آید وصیت كردن حكمی الزامی است، ولی در مواردی كه حق خدا یا حق خلق بر عهده كسی باشد وصیت واجب است وگرنه بر واجب نبودن و مستحب بودن آن اجماع است

امام صادق (علیه‌السلام) نیز فرموده است: وصیّت از احكام ثابت و استوار بر هر مسلمان است: "هى حقّ علی كلّ مسلم"(4). پس شایسته است یك فرد مسلمان پیر باشد یا جوان، همیشه با وصیّت باشد. البته مورد وجوب وصیت و موارد استحباب آن در فقه بیان شده كه قبلا ً به نموداری از آن اشاره شد و مرگ بدون وصیت در حال وجوب آن، مرگ جاهلیت است. برای حضور مرگ چند معنا متصور است:

1 ـ این كه نشانه های مرگ بر انسان محتضر آشكار شود و از احكام فقهی آن اعم از واجب و مستحب عبارت از كشیدن پاهای محتضر به جانب قبله، خواندن دعاهای مخصوص و... است.

وصیّت كردن در این حال قطعاً مراد آیه نیست، زیرا با پدید آمدن نشانه های مرگ در حال احتضار، اراده و اختیار از محتضر سلب می‌شود و چنین وصیّتی نافذ نخواهد بود و اثر شرعی بر آن مترتّب نیست؛ زیرا رابطه او از جهان طبیعت قطع، یا نزدیك به قطع بوده و در آستانه اتصال و ارتباط به برزخ است. از این رو فرشتگان و اولیای برای او متمثّل می‌شوند، قوای طبیعی او تعطیل یا در حال تعطیل است و كار نیك یا بدی نیز از او صادر نمی‌شود؛ چون در مرز خروج از حوزه تكلیف است و اگر بگوید پروردگارا مرا بازگردان تا عمل شایسته انجام دهم جواب می‌شنود: "كلّا"(5)؛ هرگز این شدنی نیست. خلاصه چنین شخصی از خود اختیاری در فعل و اراده‌ای در ترك ندارد و تنها اطرافیان وی تكلیف دارند او را پا به قبله كنند.

2 ـ ناامید شدن از زندگی دنیا و حالت فرو رفتن در كام مرگ؛ مانند انسانی كه در حال غرق شدن یا تصادف یا سقوط است، یا در دام آتش محاصره شده یا در برابر دشمن خون‌ریز قرار گرفته، یا در حال اعدام شدن است. نمونه‌ی‌ آن فرعون است هنگامی كه مرگ را به چشم خود دید و غرق شدن را ادراك كرد و دریا او را به كام مرگ كشید: "وجاوزنا ببنی إسرائیل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغیاً و عَدْواً حتّی إذا أدركه الغرق قال امنتُ أنّه لا إله إلّا الذی امنت به بنو اسرائیل و أناْ من المسلمین * الْئـنَ و قد عصیتَ قبلُ و كنتَ من المفسدین"(6)؛ ما بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم، پس از آن كه فرعون وسپاهیانش به ستم و تعدّی به تعقیب آنان پرداختند، تا وقتی كه غرق او را فرا گرفت گفت: اكنون من ایمان آوردم و شهادت می‌دهم حقّاً جز خدایی كه بنی‌اسرائیل به اوایمان دارند خدایی نیست ومن تسلیم فرمان او هستم. درحال غرق شدن به او خطاب شد: اكنون ایمان می‌آوری، درصورتی كه پیش از این عمری به كفر ونافرمانی زیستی و از مردم بدكار به شمار می‌رفتی؟ بنابراین، در این معنا از حضور مرگ نیز نه وقت وصیّت است و نه ایمان پذیرفته می‌شود.

پیامبر (ص) فرمود: كسی كه بدون وصیّت بمیرد به نوع مرگ جاهلیت مرده است

3 ـ انسان وقتی به دوران سالمندی می‌رسد می‌گویند: مرگ‌اونزدیك وحاضر است؛ زیرا بخش‌اعظم‌عمر او گذشته وبه مرگ نزدیك شده است.از این‌رو سروده‌اند:

ای كه پنجاه رفت و در خوابی مـگـر ایـن پنـج روزه دریابی(7)

یعنی نوجوانی، جوانی و میان سالی سپری شد و اكنون به مرحله‌ی‌ پیری و فرتوتی رسیده و چند روزی تا حضور مرگ بیش نمانده است. در این جاست كه برای وصیّت سفارش ویژه شده است.

حكیمان و فرهیختگان این مقطع از عمر را زمان وصیّت، هوشیاری، بیداری و آماده سازی خویشتن برشمرده، نصیحت ها كرده، پندها داده و زمان توبه و بازگشت سریع به خدا دانسته اند؛ گرچه ظاهر برخی از ادلّه نقلی آن است كه فاصله توبه از ارتكاب گناه زیاد نباشد "ثم یَتُوبون من قَریبٍ"(8)، لیكن اطلاق بعضی دیگر از ادله آن وسِعه‌ی‌ رحمت الهی و سبقت آن بر غضب و ترغیب به رجا و تحذیر از یأس و ترهیب از خوف زائد و هراس بی‌اندازه، شواهد قبول توبه دوران پیری است

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

چرا پیامبر او را زینب نامید؟

یا زینب کبری

در پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت (1) خانه نبوت با بى‏قرارى تمام در انتظار مولودى بود كه تا چند لحظه دیگر پاى به این جهان مى‏نهاد. پس از آن كه لحظه فرخنده فرا رسید، خبر مسرت بخش آن منتشر شد و عطر خوش این ولادت كوچه‏ هاى مدینه را فراگرفت. رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله پس از تبریك و تهنیت، نام او را «زینب‏» گذاشت تا به این وسیله خاطره دختر مرحومه‏اش «زینب‏» را كه كمى قبل از ولادت این كودك، جهان را بدرود گفته بود زنده نگاه دارد. او بعدها در كسب فضایل و مناقب و كمالات انسانى زبان زد عام و خاص گشت; به حدى كه براى او بیش از 60 لقب ذكر شده است. برخى از این القاب عبارتند از: نائبة الزهراء، ملیكة النساء، سیدة العقایل، فصیحة، بلیغة، كاملة، عابدة، فاضلة، عارفة، صابرة، و عظیمة بلواها. (2)

مرحوم آیت الله محمد حسین غروی اصفهانى معروف به كمپانى در سروده‏هاى معروف خود به فضائل و القاب آن بانوى بزرگ اشاره كرده است كه براى اختصار به ذكر برخى از ابیات آن اكتفا مى‏كنیم:

ما ورثتـه مـن نـبـى الـرحـمة  
جوامع العلم اصول الحكمـة
سر ابیـهـا فى علـو الـهـمـة
والصبر فى الشدائد الملمة
ثـبـاتـهـا تـنـبـئ عـن ثـبـاتــه
كان فیــها كــل مـكـرمــاتــه
لها من الصبر على المصائب
ما جل ان یعد فى العجائب3

«او گنجینه های علم و اصول حكمت را از پیامبر رحمت‏ به ارث برده است. در بلند مرتبه بودن همت و صبر در سختیهاى خسته كننده و طاقت فرسا سرّ پدرش بود. (یعنى اوصاف پدرش در او نهان بود).

استقامت و ثبات زینب از استقامت و ثبات پدرش خبر مى‏دهد، گویا در وجود او تمام كرامتها [و صفات پسندیده] حضرت على علیه السلام وجود دارد. در صبر و شكیبایى بر مصیبتها آن چنان بود كه نزدیك است از عجائب شمرده شود.»

آن بانوى بزرگ كه در دوران زندگى خود با حوادث و مصائب بزرگى مواجه شده بود، در نیمه رجب سال 62 هجرى در سن 56 سالگى با كوله‏بارى از غم و اندوه، دنیاى فانى را وداع گفت و به دیار حق شتافت. (4)

از آن جا كه شخصیت‏ حضرت زینب علیها السلام با واژه صبر و استقامت در برابر مصائب و سختیها قرین است‏به حدى كه او را «ام المصائب‏» و «ام العزائم‏» نامیده‏اند.

 

محرم

 

«مقبل» شاعر، در آغاز شباب، جوانی ظریف و بذله گو بود. روزی در ایام محرم، به جمعی رسید كه سینه زنان، به عزاداری شهید كربلا مشغول بودند و اشعار جانگدازی می‌خواندند.

مقبل، از روی استهزاء شعری خواند كه همه عزاداران از مضمون شعر او دلگیر و پریشان شدند. پس از چندی مقبل به عقوبت كردار خویش گرفتار آمد و به مرض جذام دچار گردید، به طوری كه مردم از او بیزار گردیدند. ناچار، وی در گلخن حمامی مقام گرفت و روزگار می‌گذرانید.

محرم سال بعد فرا رسید و مقبل در همان گلخن حمام نشسته بود كه ناگاه آواز جمعی از دوستان و شیعیان ابا عبدالله ـ علیه السلام ـ را شنید. پس خودش را از آن گلخن بیرون كشید و پنهانی به طرف آنان آمد. دید باز به قرار سال گذشته، آن گروه عزادار، سینه زنان و گریه كنان این اشعار را می‌خواندند:


روز عزاست امروز جان در بلاست امروز
افغان و شور محشر در كربلاست امروز


در این لحظه، قلب مقبل از دیدن آن منظره حزن انگیز و شنیدن آن شعر سوزناك شكست و حالش دگرگون شد و گریه كنان این اشعار را سرود:


چه كربلاست امروز چه پربلاست امروز
سرحسین مظلوم از تن جداست امروز


پس در همان شب، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ را در خواب دید كه او را نوازش كرد و دست مرحمت بر سر او كشید و از تقصیرش در گذشت و بیماریش برطرف شد و حضرت او را ملقب به«مقبل» نمود. نامش در اصل«محمد شیخا» بود. از آن زمان بود كه مقبل، شروع به سرودن اشعاری در مصیبتهای سیدالشهداء نمود.

منبع : کانون گفتمان قرآن - گمنام*

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=11997&page=2

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود  مجموعه سخنرانيهاي

جذاب و شنيدني

  استاد مهدي توکلي

آخرين مجموعه :

 شرح فضائل حضرت زهرا (س)

 7 جلسه - با فرمت 3gp و حجم کم

توجه :لينکهاي دانلود اصلاح شدند.

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (1)      حجم :4.44 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (2)
     حجم :4.23 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (3)
     حجم :4.57 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (4)
     حجم :5.03 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (5)
      حجم :4.40 مگا بايت

 
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (6)
     حجم :3.86 مگا بايت

 
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (7)
     حجم :3.19 مگا بايت

 
شرح خطبه فدکيه
     حجم :5.03 مگا بايت

 

*راهنماي دانلود

براي بازکردن فايلها از حالت فشرده در صورتيکه نرم افزار WinRar را در اختيار نداريد مي توانيد از اينجا دانلود نماييد.

فايلهاي صوتي با فرمت 3gp مي باشند که مخصوص استفاده بر روي گوشيهاي تلفن همراه مي باشد.لذا علاقمندان مي توانند علاوه بر  همراه داشتن سخنرانيها بر روي گوشي تلفن همراه خود با توجه به حجم کم اين فايلها آنرا براي ديگر دوستان ارسال نمايند تا در جهت  ترويج فرهنگ و معارف شيواي اسلام نقش داشته باشند.

همچنين در صورت نصب برنامه 3gp pluggin برروي کامپيوتر خود مي توانيد اين فايلها را از طريق مديا پلير گوش دهيد. جهت دانلود 3gp pluggin اينجا را کليک نماييد.
   

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

تلخ اما واقعي

در سال 1823 میلادی. روز عید فصح(1) ، در شهر ولیساب "ValiSob"  واقع در شوروی سابق. کودک دوساله‏ای ناپدید شد و پس از یک هفته جست وجو، جسد بی‏جان او در یکی از لجنزارهای  خارج شهر پیدا شد. آثار فرو بردن میخ و سوزن روی جسد کودک نمایان بود ولی قطره‏ای خون بر روی لباس‏های آن کودک وجود نداشت زیرا پس از تحقیقات معلوم شد، جسد را پس از کشتن، شسته بودند!

عید فصح

خانمی یهودی؛ که  یکی از متهمین این جنایت بود در اعترافات خود چنین گفت: ما از طرف خاخام های  یهود مامور شدیم که این کودک مسیحی را ربوده و در ساعت معین در منزل یکی از یهودیان  حاضر کنیم. هنگامی که ما با این کودک وارد منزل شدیم. دیدیم همه دور میزی نشسته و منتظر ما هستند. کودک را روی میز گذاشته و با شکلات و بیسکویت و شیرینی او را سرگرم کردند. وقتی کودک بیچاره مشغول خوردن شیرینی شد، یکی از آنها میخ تیز و درازی را در ران پای او فرو برد. صدای دلخراش کودک بلند شد و هراسان به یکی از آنها پناه برد. و دیگری هم که از همان جمع دیوصفت بود با سوزنی که در دست داشت کمرش را مجروح کرد. کودک دوباره فریاد کشید و به سوی سومی پناه برد سومی هم سینه‏اش را سوراخ کرد و خلاصه به اندازه‏ای میخ و سوزان در بدن آن کودک معصوم فرو بردند که روی میز جان سپرد. سپس خون‏ها را در شیشه کرده و به خاخام بزرگ تحویل دادند تا در خمیر مخلوط به خون، برای کیک عید "فصح"  استفاده کنند.

 آیا رضایت خدایی که خالق مهربانی است با کشتن یک کودک بی‏گناه (با این وضع دردناک) بدست می‏آید؟

سرریچارد بورتون یهودی در کتاب خود می‏نویسد: تلمود می‏گوید: ما را دو مناسبت خونین است که در آنها خداوند از ما راضی می‏شود یکی: «عید خمیر مخلوط به خون» و دیگری « مراسم ختنه کردن فرزندانمان»

و این سئوال در ذهن هر انسانی ایجاد می شود که : آیا رضایت خدایی که خالق مهربانی است با کشتن یک کودک بی‏گناه (با این وضع دردناک) چگونه  بدست می‏آید؟

معرفی یهود

ضرت ابراهیم (2) خلیل‏الرحمن (ع) که از پیامبران بزرگوار الهی و اولوالعزم بوده،  برای هدایت اهل زمین مبعوث شدند. این پیامبر بزرگ دو همسر به نام ساره و هاجر داشت که اسحاق و اسماعیل فرزندان آن دو بانوی گرامیند  ، حضرت موسی (علیه‏السلام) ، حضرت عیسی (علیه‏السلام) و حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم) که پیامبران ادیان سه گانه جهانی هستند از نسل حضرت ابراهیم پیامبرند  . حضرت اسحاق (ع) نیز از پیامبران الهی بودند که یعقوب نبی فرزند ایشان می‏باشد، یعقوب چهار پسر داشت که چهارمین آن یهودا نام داشت.

یهودا و برادرانش به اتفاق پدرشان یعقوب نبی در کنعان (فلسطین) زندگی می‏کردند. البته پس از توطئه به قتل رساندن برادر خود یوسف که یهودا در آن دست داشت، فلسطین را به قصد مصر ترک کردند و در حالی وارد مصر شدند. که یوسف پیامبر (که از دست توطئه برادران خود به لطف الهی در امان مانده بود) عزیز مصر بود. از این رو زندگی بسیار با شکوهی برای خود فراهم آوردند. به واسطه فرزندان یعقوب در مصر قبیله‏های زیادی از بنی‏اسرائیل(3) (فرزندان یعقوب) در این سرزمین تشکیل شد که در آسایش و امنیت به زندگی مشغول بودند. تا زمانی که فرعون ظاهر شد، در زمان حاکمیت ظالمانه فرعون، بنی‏اسرائیل سخت‏ترین روزهای زندگی خود را زیر شکنجه طاقت فرسا و فشارهای زیاد حکومت او سپری کردند، ولی روزگار رهایی بنی اسرائیل با مبعوث شدن حضرت موسی (علیه السلام) به پیامبری فرا رسید، روح‏های پژمرده‏ آنها را جوان ساخت و به جان‏های در بند شده آنها، آزادی بخشید!

آغاز بهانه ‏گیری‏ها:

حضرت موسی (ع) همراه بنی اسرائیل، شبانه مصر را ترک کردند و به رود نیل رسیدند. موسی با عصای خود بر آب زد تا اینکه به اذن خداوند در میان رود، راهی نمایان شد. موسی دستور داد همگی از این راه عبور کنند اما آنها یک صدا گفتند، ما از دوازده قبیله‏ایم و هر قبیله فرهنگ خاص خودش را دارد، از یک راه نمی‏توانیم عبور کنیم. پس موسی دوازده راه برای آنها به اذن خداوند قرار داد اما آنها باز راه نیفتادند و گفتند اگر چه دوازده قبیله‏ایم اما خویشاوند و آشنا با یکدیگر، شاید بخواهیم در راه با هم صحبت کنیم، پس به دریا بگو، روزنه‏ای در میان دیوارهای آب مانند پنجره باز نماید. تا هر قبیله بتواند قبیله‏ی دیگر را ببیند و با آنها گفت و گو کند. موسی نیز به اذن خدا درخواست آنها را عملی کرد. باز هم بنی‏اسرائیل راه نیفتادند و گفتند چه طور با پای برهنه بر روی زمین مرطوب حرکت کنیم، تا دستور ندهی زمین دریا خشک شود ما راه نمی‏افتیم، دوباره موسی به اذن خداوند چنان کرد که آنها می‏خواستند، باز آنها حرکت نکرده و در این زمان بود که بی‏ادبی، وقاحت و قدرنشناسی را به نهایت رسانده و گفتند: موسی ما را از شهر آواره نموده و به اینجا آورده، اکنون هم می‏خواهد همه ما را در دریا نابود کند و ثروت و اندوخته‏های ما را به تصرف خویش در آورد، این پیامبر بزرگ خدا با یک دنیا تعجب در حالی که لبخند تلخی بر لبانش نقش بسته بود پا به رود نیل نهاد و پیشاپیش آنها به راه افتاد تا به بنی ‏اسرائیل ثابت کند که حضرت موسی (علیه‏السلام) برای نجات آنها از چنگال فرعون و حکومت ظالمانه‏اش معبوث شده و هیچ چشم داشتی نسبت به مال و جان آنها ندارد.

صلیب

سرزنش یهود در تورات:

کتاب اشعیاء نبی باب 1 ش3: ... خداوند سخن می گوید... گاو مالک خویش را و الاغ آخور صاحب خود را می‏شناسد اما اسرائیل (خدای خود را) نمی‏شناسد و قوم من فهم ندارند...!

اشعیاء نبی باب 9 ش17: ... خداوند از جوانان ایشان (بنی‏ اسرائیل) مسرور نخواهد شد و بر یتیمان و بیوه زنان ایشان ترحم نخواهد نمود چراکه جمیع ایشان منافق و شریرند و هر دهانی به حماقت متکلم می‏شود...

ارمیاء نبی باب 4 ش22:  ... خداوند می‏گوید... چونکه قوم من احمقند و مرا نمی‏شناسند و ایشان پسران ابله هستند و هیچ فهم ندارند. برای بدی کردن ماهرند. لیکن به جهت نیکوکاری هیچ فهمی ندارند...

ارمیاء نبی باب 4 ش21 : ... این را به خاندان یعقوب (بنی اسرائیل) اخبار نمایید و به یهود اعلان کرده و بگویید که ای قوم جاهل و بی‏فهم که چشم دارید اما نمی‏بینید و گوش دارید اما نمی‏شنوید...

... خداوند می‏گوید چرا با من مخاصمه می‏نمایید، جمیع شما بر من عاصی شده‏اید... شمشیر شما مثل شیردرنده انبیاء شما را هلاک کرده  است ...

یهود با پیامبران چه کردند؟

پیامبرکشی بنی اسرائیل حتی به زمان حضرت موسی (ع) نیز برمی‏گردد. گرچه نتوانستند حضرت موسی و هارون را بکشند اما به صراحت نقل تورات، تصمیم کشتن آن دو بزگوار را داشتند، تورات می‏نویسد:... و جمیع بنی‏اسرائیل بر موسی و هارون همهمه کردند... گفتند... که باید ایشان (موسی و هارون) را سنگسار کنند... (سفر اعداد باب 14 ش2).

... خداوند می‏گوید چرا با من مخاصمه می‏نمایید، جمیع شما بر من عاصی شده‏اید... شمشیر شما مثل شیر درنده انبیاء شما را هلاک کرده  است ...( کتاب ارمیاء نبی باب 2 ش19.)

مطلب تعجب‏آور این است که در روایات ما (مسلمانان) این گونه آمده است که کشتن پیامبران الهی به اندازه‏ای برای یهود امری پیش پا افتاده ای بود  که روزی از طلوع فجر تا طلوع آفتاب (حدود 5/1 ساعت) 70 پیامبر الهی را کشتند، سر از بدن آنها جدا کردند و سپس به مغازه‏های خود رفتند و مانند روزهای قبل، کار روزانه خویش را شروع کردند.

از جمله پیامبرانی که کشته شدند حضرت زکریا (ع) و حضرت یحیی (ع) بودند این دو پیامبر الهی فقط به دلیل منع یهود از اعمال زشت و غیرانسانی سزاوار مرگ شدند. همان گونه که قصد داشتند حضرت هارون جانشین حضرت موسی در غیاب موسی (ع) را به قتل برسانند و برای کشتن حضرت عیسی (ع) چوبه‏های دار را نصب نمودند.

و چه جنایتی بزرگتر از این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) را شهید کردند! (پس از فتح خیبر،  همسر «سلام بن اشکم » غذای سمیی برای پیامبر آورد که پیامبر اکرم ده روز بعد به علت همان سمی که از غذا وارد بدن شریف‏شان شده بود جان به جان آفرین تسلیم کردند.

از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم (که خدا را اطاعت کنند) و پیامبرانی بر آنها فرستادیم (که احکام خدا را بیاموزند) هر رسولی آمد چون برخلاف هوای نفس آنها سخن گفت، گروهی را دروغگو خواندند و گروهی را به قتل رساندند (سوره مائده)

چه جنایتی بزرگتر از این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) را شهید کردند! (پس از فتح خیبر،  همسر «سلام بن اشکم » غذای سمیی برای پیامبر آورد که پیامبر اکرم ده روز بعد به علت همان سمی که از غذا وارد بدن شریف‏شان شده بود جان به جان آفرین تسلیم کردند.

منبع :تبيان

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

از همه دوستان دعوت مي کنم در طرح اهداي ميليونها صلوات جهت تعجيل در امر فرج امام زمان(ع) شرکت بفرماييد.
 
تا نيمه شعبان حداقل روزي 313 صلوات (سه دور تسبيح)
براي سلامتي و تعجيل در امر فرج امام زمان(ع)
 
پس بيايد همه با هم از همين امروز شروع کنيم و همه باهم دست به دعا برداريم و بگيم:
« اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
پس نيت کنيد و براي ثبت صلوات به همراه حرف دل شما با امام زمان(عج) بر روي لينک زير کليک کنيد.
صلواتهاي ثبت شده تا اين لحظه 1449998 شاخه گل صلوات
توجه : يادمون باشه دوستهامون رو هم براي اين امر مهم خبر کنيم.ضمناً دوستاني که ديرتر به اين تاپيک رجوع مي کنن يا قضاشو به جا بيارن و يا کمتر نيت کنن.
 

<span style='background-color:yellow'>صلوات</span>

صلوات نشانه محبت به حبیب خداست .
صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می‌شود .
صلوات موجب شفاعت است .
با صلوات حاجات برآورده می‌شود .
صلوات باعث آمرزش گناهان می‌شود .
صلوات موجب عافیت و شفای امراض می‌شود .
صلوات حافظه را تقویت می‌کند .
صلوات موجب توانگری است .
صلوات موجب روشنایی قبر و قیامت است .
صلوات باعث تشریف فرمایی پیامبر به موقع مرگ است .
صلوات نور صراط است .صلوات باعث نجات از آتش جهنم و داخل شدن در بهشت است .

با شرکت در طرح صلوات تا ظهور مهدي(عج)
نقشي هرچند کوچک در تعجيل فرج داشته باشيم

تعداد صلواتهاي فرستاده شده از مرز يک ميليون و چهارصد هزار گذشت
نيت کرده و وارد شويد...

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 زنبیل‌ها شبانه خالی می‌شوند!

شهید كریمی ده سال از من بزرگتر بود. یعنی آن موقع كه من دانش‌آموز ابتدایی بودم، او در روستا به عنوان معلم خدمت می‌كرد. همان وقت من و برادرم با هم قراری داشتیم كه حكایتش شنیدنی است:

 در آبادی، مغازه‌ای بود كه اهالی مایحتاج خود را از آنجا می‌خریدند. محمد جعفر  همیشه پیش مغاز ه‌دار می‌رفت و مقداری وسایل خانه می‌خرید و در زنبیلی می‌گذاشت و به او می‌گفت: وسایل را كنار بگذار، تا غروب برادرم  بیاید و این‌ها را به خانه بیاورد. بعد مرا درجریان خریدش می‌گذاشت و سفارش می‌كرد كه بعد از نماز مغرب می‌روی، اجناسی را كه پیش مغازه‌دار گذاشته‌ام، برمی‌داری و می‌بری فلان منزل تحویل می‌دهی. حالا فلانی هم كسی بود كه شوهرش مرده بود و چند تا یتیم قد و نیم قد داشت و در واقع یتیم‌داری می‌كرد. آن وقت با تأكید زیاد به من می‌گفت: وسایل را می‌بری، طوری تحویلشان بده كه ترا نشناسند. من هم همان طور كه برادرم گفته بود، آن‌ها را می‌گذاشتم و قبل از این كه آن‌ها برسند و مرا شناسایی كنند، می‌رفتم. این مأموریت شبانه را، در ماه سه یا چهار بار انجام می‌دادم و كسی جز من و شهیدكریمی در جریان آن نبود. برادرم نه فقط در روستای خودمان، كه حتی به فكر فقرا و یتیمان آبادی‌های دور و اطراف هم بود و به وضعشان رسیدگی می‌كرد.

                 راوی: محمد كرم كریمی  برادر شهید

گل محکوم به مرگ

شهید محمدجعفر كریمی

در اولین روز از مهرماه 1320 به دنیا آمد. زادگاهش ، روستای «دژآور» از توابع شهرستان «نوسود» است كه در حال حاضر، جزیی از استان كرمانشاه محسوب می‌شود. عشق و علاقة او به تعلیم و تربیت فرزندان آن دیار، سبب شد كه برای ادامة تحصیل و انتخاب شغل معلمی، در سال 1337 وارد دانشسرای عشایری اسلام‌آباد غرب شود. دورة یك سالة این مركز را با موفقیت پشت سر گذاشت و در سال 1338 ، به زادگاهش برگشت. مجاهدتهای او از سال 1340 تا 1347 به طور مستمر ادامه داشت و در آبان ماه این سال، در روستایی در    « نوریاب » مشغول تدریس بود، توسط عوامل ساواك دستگیر شد. روز شانزدهم اردیبهشت ماه سال 1348 ، در دادگاه نظامی فاقد مشروعیت رژیم پهلوی، به اتفاق دو تن از همرزمانش محاكمه و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به‌ اعدام محكوم می‌شود. سرانجام او را در سحرگاه بیست و هفتم اردیبهشت ماه همان سال، تیرباران كردند و خون پاكش بر خاك گلگون وطن ریخته شد.

 
گرد حرم عشق (کلیپ)
علی عالی
ناد علیا مظهر العجایب
تواشیح ناد علیا مظهر العجایب (با کیفیت بالا)
ایوان عشق/ زیارت حرم حضرت علی علیه السلام
ولادت خورشید
همای رحمت
زیارت امین الله
زیارت امین الله با صدای علی یوسف
زیارت امین الله با صدای حاج محمد طاهری
زیارت امین الله با صدای حاج مهدی سماواتی
زیارت مطلقه امیرالمومنین (علیه‎السلام)
داستان‎های شگفت از آیة الله دستغیب(ره) در مورد حضرت علی(علیه‎السلام) (انیمیشن)
عنایت علوی
قرض‎هایم ادا شد
نور افشانی ضریح حضرت علی (علیه السلام)
بدهی سادات به حساب حضرت علی (علیه السلام)

منبع :تبيان

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

سرزش پيامبر در قرآن صحت ندارد

پاسخ به شبهات اينترنتي

در سوره عبس آيه 3 خداوند پيغمبر را به خاطر روي گرداني از فردي نابينا ( عبدالله ابن ام مکتوم ) مورد عتاب و سرزنش قرار داده و اين نشان مي دهد که پيغمبر اسلام معصوم نبوده است بلکه در بعضي از مواقع گناهي انجام مي داد که مورد عتاب و سرزنش خداوند قرار مي گرفت

جواب

قبل از بيان جواب به سه نکته اشاره مي کنيم:

نکته اول: اين اشکال را بعضي از اهل سنت مطرح کرده و خواستند به ما شيعيان اشکال کنند و بگويند: شما که پيغمبر اکرم را معصوم مي دانيد سخت در اشتباهيد چون خداوند در اين آيه علناً پيغمبر را به خاطر اشتباهش مورد عتاب و سرزنش قرار داده است !

نکته دوم: ما براي درک راحت تر جواب براي دوستان آيات مورد بحث را ذکر مي کنيم.

عَبَسَ و تَولّي.....  چهره درهم کشيد و روي گردانيد( 1 ) اَن جاءهُ الاَعمي..... چونکه نابينا نزد او آمده بود( 2 ) و ما يُدريک لعلّه يَزّکّي..... تو چه ميداني شايد او براي تزکيه خودش آمده باشد( 3 ) او يَذکّر فتنفعهُ الذِکري..... يا متذکر گردد و اين تذکر او را نفع دهد ( 4 ) و اما مَن ِ استغني..... اما آن کسي که توانگري خود را به رخ مردم مي کشد ( 5 ) فانت له تصدّي..... تو به او روي خوش نشان مي دهي ( 6 )

نکته سوم: آنچه را که در تفاسير اهل سنت در مورد اين آيه نقل شده است از اين قرار است که: روزي پيغمبر اکرم با چند تن از بزرگان قريش در گفتگو بود تا انها را به اسلام دعوت کند ( که بسيار گفتگوي مهمي بود چون اگر آنها ايمان مي آوردند يقينا به تبع انان جمعيت بسياري به اسلام ايمان مي آوردند ). عبدالله ابن ام ايمن که نابينا و ظاهراً فقير بود وارد مجلس شد و تقاضا مي کرد تا پيغمبر براي او قرآن بخواند و به او تعليم دهد و سخن خود را مکرر تکرار مي کرد و آرام نمي گرفت، زيرا دقيقا متوجه نبود که پيغمبر با چه کساني مشغول صحبت است. او آنقدر کلام پيغمبر را قطع کرد تا اينکه حضرت ناراحت شدند و آثار نا خشنودي در چهره پيغمبر نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب با خود مي گويند: پيروان محمّد فقط نابينايان و بردگان هستند. و لذا از عبدالله روي گرداند و به سخنانش با سران قريش ادامه داد که آيه نازل شد و پيغمبر را مورد سرزنش قرار داد.

اما جواب اشکال

اين گفته مفسرين اهل سنت( مورد خطاب بودن پيغمبر در آيات اوليه سوره عبس ) با آيات و رواياتي در تضاد است که ما به آنها اشاره مي کنيم

اول: اگر واقعا سه آيه اول سوره مبارکه عبس خطاب به پيغمبر باشد، با آيات بعدي ( يعني آيه 5 و 6 که مي فرمايد اما آن کسي که توانگري خود را به رخ مردم مي کشد پس تو به او روي خوش نشان مي دهي ) سازگار نيست چون بر هيچ کس پوشيده نيست که پيغمبر هرگز اينچنين برخوردي را با مال اندوزان متکبرنداشتند بلکه هميشه از آنها دوري مي جستند.

دوم: خداوند تبارک و تعالي در آيه 4 سوره مبارکه قلم به صورت مطلق پيغمبر اکرم را داراي ملکات اخلاقي دانسته و فرمود: انک لعلي خلق عظيم يعني تو داراي ملکات اخلاقي بس بزرگي هستي که بر آن مسلطي.

اين آيه اندکي قبل از نزول سوره عبس بر پيغمبر نازل شده بود. آيا مفسرين اهل سنت به خود اين جرات را ميدهند که به خداوند نسبت جهل داده و بگويند خداوند که پيغمبر را داراي ملکات اخلاقي دانسته از بعضي از اخلاقيات او ( بمانند برخورد او با عبدالله ابن ام ايمن در آينده ) مطلع و با خبر نبوده است ؟!

 سوم: خداوند در آيه 159 سوره مبارکه آل عمران مي فرمايد: لو کنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولک يعني اگر سنگدل و خشن بودي هر آينه مردم از اطراف تو پراکنده مي شدند. دو نکته در اينجا قابل توجه است. اول اينکه غليظ القلب به کسي ميگويند که هيچ نوع محبتي نشان ندهد. نکته دوم اينکه کلمه لو دلالت بر منتفي بودن شرط دارد يعني شرط  کلام ( عدم محبت از سوي پيغمبر ) کاملا منتفي است. بنا بر اين گفته مفسرين اهل سنت با اين آيه نيز کاملا در تضاد است.

چهارم : حديث مشهور نبوي که مي فرمايد: اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق يعني من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تمام کنم. آيا گفته مفسرين اهل سنت با اين حديثي که خودشان نقل کردند در تضاد نيست ؟ آيا ميتوان گفت: پيغمبري که براي تمام کردن مکارم اخلاق مبعوث شده است، خداوند او را از برخورد بد با فرد فقير مورد سرزنش قرار مي دهد ؟ آيا اين برخورد ها از طرف پيغمبر منافات با اتمام مکارم ندارد ؟

از همه اين موارد که بگذريم..... شما در تاريخ موردي را يافت نمي کنيد که گفته باشد پيغمبر اکرم با کسي با لحن تند و يا خشن صحبت کرده باشد و با بي توجهي و روي گرداني به خواسته کسي جواب داده باشد بلکه خود همين اهل سنت بسياري از روايات را ذکر کردند که مي گويد: پيغمبر حتي با مشرکين هم با گشاده روئي برخورد مي کرد و با همه خصوصا فقيران مهربان بود.

خلاصه: از قرائن داخلي و خارجي سوره مبارکه عبس در مي يابيم که آن کسي که از عبد الله ابن ام ايمن روي گرداند پيغمبر اکرم نبوده بلکه فردي از بني اميه بود که نزد حضرت نشسته بود و خداوند در آيات ابتدائي سوره مبارکه عبس آن مرد را از اين عمل زشت و ناپسند باز داشت.

مآخذجواب: تفاسير مجمع البيان و الميزان و نمونه ذيل تفسير آيات 1 تا 6 سوره مباركه عبس

 

حکايتهاي بهلول عاقل


شاعري تازه كار كه تظاهر به احساس مي كرد
گفت: دلم از آدميان گرفته است....!!!!!!
بهلول گفت: پس برو با " همنوعانت " بشين....!!!!!

هارون الرشيد از بهلول پرسيد: دوست داري خليفه
باشي؟
بهلول گفت: نه.
هارون پرسي:
چرا؟
بهلول گفت: از آن رو كه من به چشم خود تا به حال
" مرگ سه خليفه " را ديده ام ، ولي تو كه خليفه اي ،
" مرگ دو بهلول " را نديده اي.
 

روزي بهلول را خبر آوردند كه فلاني سكته ناقص كرده
است.
بهلول گفت:
اگر او را" مغزي كامل بودي " ، سكته ناقص
ننمودي...؟!

منبع : کانون گفتمان قرآن - آزاد

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=12220

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

براي سفارش CD  مجموعه هاي سخنراني با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

نارگيل و خواص آن

درخت نارگيل

نارگيل با نام علمي (Cocos nucifera) گياهي است كه ابتدا در جنوب آسيا كشت مي ‌شد و در حال حاضر به صورت درخت نارگيل در تمام مناطق استوايي وجود دارد.

مردم اقيانوس آرام از تمام قسمت‌ هاي اين درخت استفاده کرده و آن را به عنوان يك غذاي اصلي مصرف مي ‌كنند.

درخت نارگيل، درختي است زيبا و تنومند که به صورت قائم رشد کرده و بدون انشعابات مي ‏باشد.

برگ ‏هاي آن بسيار بزرگ و زيبا است.

گل‏هاي اين گياه زرد و نارنجي مي ‏باشد.

ميوه‏هاي نارگيل بيضي شکل و سبز هستند که با يک پوسته سخت قهوه اي پوشيده شده‏اند. 

چشم هاي نارگيل

 

در قاعده ميوه ي نارگيل سه سوراخ وجود دارد که چشم هاي نارگيل ناميده مي شوند.

گوشت اين ميوه سفيد رنگ و چرب است و درون آن با يک شيره يا مايع شيرين پر شده است.

قسمت‏هاي قابل استفاده:

ريشه، گل آذين و دانه (پوسته، آب و روغن هسته) قابل استفاده مي ‏باشند.

ضرب المثلي درباره ي نارگيل بين مردم اقيانوس آرام معروف است که مي گويد هر کس که درخت نارگيل مي کارد، براي خودش و بچه هايش، لباس، ظرف، نوشابه، غذا و خانه درست مي کند. اين نشان مي دهد که تمام قسمت هاي اين درخت، مفيد و قابل استفاده هستند.

فوايد قسمت هاي مختلف درخت نارگيل:

ريشه‏:قابض، ادرارآور(مدر) و کرم کُش.

نارگيل سبز

شيره گل: شيرين و مطبوع، تب‏بُر، مقوي باء(تقويت کننده ي نيروي جنسي)، نشاط آور، مدر و سمّي.

پوسته:مدر (ادرارآور) و برطرف کننده‏ ي بوي بد

مغز:شيرين، خنک کننده، روغني، اشتهاآور، مقوي باء، ملين(ضد يبوست) و نيروبخش

آب: شيرين و گوارا، خنک کننده، هضم کننده، مقوي باء ، ادرارآور ، کرم کش و نيروبخش

روغن:شيرين، ضد عفوني کننده، دافع حشرات، هضم کننده، مقوي باء، اشتهاآور و تقويت کننده موي سر

اثرات درماني نارگيل:

* اسهال: آب نارگيل يک غذاي ايده‏آل براي جايگزين کردن مايعات از دست رفته در اسهال مي‏ باشد.

* سنگ‏هاي ادراري (مانند سنگ مثانه): براي درمان سنگ‏هاي ادراري، گل ‏هاي نارگيل را خشک کرده و پودر کنيد و سپس آن را با ماست بخوريد.

آب نارگيل

* سردرد: آب نارگيل سردردي را که در اثر تماس زياد با نور خورشيد بروز مي کند، تسکين مي ‏دهد.

* کرم‏ها: جوشاندن ريشه نارگيل با مقدار کمي از انقوزه براي پاک سازي و رهايي از کرم ‏هاي روده بسيار نافع است.

* زخم و جراحت:  روغن کهنه نارگيل، تسکين دهنده سريع زخم ‏ها مي ‏باشد.

* استفراغ: اضافه کردن شکر، عسل و پودر فلفل به آب نارگيل يک ترکيب مطلوب براي پيشگيري از استفراغ مي‏ باشد.

* زخم‏هاي دهاني: غرغره کردن شيره ي حاصل از نارگيل چرخ و رنده شده براي تسکين و معالجه‏ ي زخم‏هاي دهان مفيد است.

* خارش:در خارش‏هاي معمول، شير نارگيل براي کاهش التهابات سودمند و کاربردي است.

* جاي زخم (اسکار): پوست درخت‏ انجير مقدس هندي و انجير معابد را در شيرنارگيل به صورت خمير در آورده و در سرتاسر زخم‏ ها بماليد. اين کار به تسکين و ترميم پوست به دليل خاصيت‏ قابض و مغذي بودن اين ترکيب، کمک مي‏ کند.

* اگزما: چند عدد سير را در روغن نارگيل بيندازيد و روي شعله گاز قرار دهيد تا رنگ آن تيره شود. سپس اين سيرها را در روغن نارگيل له کنيد. بعد، آن را از صافي رد نماييد. اين مخلوط يک ترکيب موثر براي رفع التهابات ناشي از اگزما است.

* رشد موها: شستشوي موها با شيره نارگيل يک عمل بسيار موثر براي تغذيه قسمت ‏هاي انتهايي ريشه‏ ي موها است. اين کار در بين هندي‏ ها که موهايي بسيار جذاب دارند، شايع است.

چند نکته:

شير نارگيل

* شيره ي نارگيل با شير نارگيل متفاوت است. شيره ي نارگيل همان مايع آبکي درون نارگيل است، اما شير نارگيل از جوشاندن مخلوط مساوي آب و گوشت نارگيل خرد شده حاصل مي شود، به طوري که وقتي به حالت کف آلود درآمد آن را از شعله بر مي دارند و سپس صاف مي کنند.

 

* نارگيل به دليل داشتن چربي زياد و مواد مغذي، چاق كننده است.

 

* نارگيل هنگامي كه نارس است مقدار بيشتري شيره دارد، ولي به تدريج كه ميوه مي‌ رسد مقدار شيره آن كمتر مي شود. پس براي اطمينان از تازه بودن نارگيلي که مي خريد، آن را تکان دهيد تا صداي شيره ي آن را بشنويد. دقت کنيد که نارگيل سنگين تر، تازه تر است.

* اين ميوه به دليل گرم بودن ممكن است در گرم مزاجان مشكلاتي ايجاد كند. لذا اين گونه افراد بايد آن را با ميوه‌هاي ترش، ليمو و يا هندوانه بخورند.

* نارگيل دير هضم است، بنابراين کساني که دچار ناراحتي هاي گوارشي هستند، بايد هنگام مصرف آن مراقب باشند.

* با اين که روغن نارگيل يک روغن گياهي است، اما داراي مقدار زيادي چربي اشباع مي باشد. به همين دليل افراد دچار چربي خون بالا و بيماران قلبي نبايد از روغن نارگيل استفاده نمايند.

 

ابتدا به تصویر خوب نگاه کنید و بعد توضیح آن را بخوانید

یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود .

 

حالا توضیح را بخوانید

این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها.آنچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است .حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید ...

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

حجاب غیر منطقی است؟!

حجاب

1- حجاب غیر منطقی است .

از جمله ایرادات نسبت به حفظ حجاب آن است كه برخی پوشیدگی و حجاب زن را كاری غیرمنطقی و فاقد دلیلی قابل دفاع می دانند كه در پاسخی كوتاه از زبان شهید مطهری (ره) می توان بیان كرد: «حجاب در مفهوم اسلامی آن از جنبه های مختلف روانی و خانوادگی و حتی از جنبه بالارفتن ارزش زن، موضعی منطقی و معقول دارد.»

2- حجاب با آزادی منافات دارد .

برخی می گویند حجاب سلب كننده ی حق آزادی زن می باشد كه از حقوق طبیعی هر انسانی است و این پوشیدگی به نوعی او را محبوس و زندانی می كند و به حیثیت انسانی و عزت او لطمه وارد می سازد كه بر اساس عقل و منطق هم هیچ كس حق اسیر كردن و به بردگی درآوردن دیگری را ندارد.

از نظر اسلام ، آزادی انسان ها در عین محترم بودن در چارچوب دو امر اساسی باید محدود گردد. مراعات حریم انسانی و مراعات مصلحت دیگران (و نه منفعت آنان).

در پاسخ به این اشكال ابتدا باید دانست كه تعریف ایشان از آزادی چیست كه حجاب را محدود كننده ی آن می دانند. به حتم این تعریف ناظر به عقاید مكاتب غربی است، چرا كه از آن منظر است كه این انتقاد را می نماید. آنان معتقدند آزادی محترم است تا بدانجا كه برای آزادی دیگران محدودیت ایجاد نكند ، یعنی حد آزادی مساوی است با آزادی دیگران.

از نظر اسلام ، آزادی انسان ها در عین محترم بودن در چارچوب دو امر اساسی باید محدود گردد. مراعات حریم انسانی و مراعات مصلحت دیگران (و نه منفعت آنان). بر این اساس فرق بسیاری است بین به اسارت درآوردن زن، با مقید ساختن او در اتخاذ روشی خاص و پسندیده در معاشرت با دیگران به منظور رعایت پاره ای از مصالح اجتماعی. بدین معنا نه تنها وضع این قانون الهی منافی حیثیت انسانی و محدود كننده آزادی زن نمی باشد ، بلكه بدین وسیله عرصه را برای حضور اجتماعی و فعالیت مفید و مؤثر او در جامعه مهیا می سازد. در عین حال كه به افراد جامعه گوشزد می كند كه با در نظر گرفتن بعد انسانی زن با او تعامل نمایند ، نه با آن بعد از زنانگی زن كه معطوف به كانون خانواده است.

اسلام با اتخاذ این روش (حفظ حجاب) از خوی تجاوزگری مرد و مورد ظلم واقع شدن زن جلوگیری می نماید و تا آخرین حد ممكن مقام و شرافت انسانی زن را در اجتماع بالا می برد و بدین روش زن را در قالب حجاب تكریم می نماید.

3- حجاب با اجتماعی شدن در تضاد است .

حجاب

مطلب دیگری كه برخی بیان می كنند این است كه حجاب سبب ركود فعالیت های زن و عدم حضور او در فرآیند كار و تولید و به تبع آن فلج شدن نیروی نیمی از افراد اجتماع می شود. و از آن رو كه سعادت بشر در گرو پرورش كلیه استعدادهاست، اسلام با این وسیله مانع به فعلیت رسیدن استعدادهای خدادادی زن در این حوزه می شود.

باید پاسخ داد كه اسلام با پرورش استعدادها موافق بوده وهرگز باعث تضییع آن نشده است. با توجه به پاسخی كه بر مطلب قبل دادیم استعمال حجاب به منظور حبس زن در خانه و ممانعت از حضور او در اجتماع به هیچ وجه جایگاهی ندارد.

مبنای حجاب در اسلام آن است كه التذاذات جنسی در محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع با در نظر گرفتن بعد انسانی زن و مرد ، به صورت خالص منحصر به كار و فعالیت باشد. قوانین اسلام در این حوزه به زن اجازه نمی دهد كه پس از خروج از خانه در اجتماع موجبات تحریك مردان را فراهم سازد و همچنین به مرد هم اجازه چشم چرانی نمی دهد. چنین حجابی نه تنها نیروی كار را فلج نمی كند ، بلكه موجب تقویت این نیرو در اجتماع نیز می گردد و به بهانه فلج شدن نیمی از افراد جامعه نمی توان با بی حجابی و بی بند و باری، نیروی تمامی افراد از زن و مرد را فلج كرد.

4- حجاب بر حرص آدمها می افزاید.

بعضی ها می گویند ایجاد حریم میان زن و مرد به اشتیاق ها و التهاب ها می افزاید و طبق اصل "الانسان حریص علی ما منع منه" منع و ردع باعث ایجاد حرص و ولع نسبت به مسایل جنسی می گردد و علاوه بر آن سركوب كردن این غرایز نیز به بروز انواع بیماری و اختلالات روحی و روانی می انجامد. پس برای تقلیل این حرص و جلوگیری از ایجاد آن، روابط میان افراد باید آزاد و بی هیچ قید و بندی باشد و با برداشته شدن حجاب معتقدند كه پس از مدت كوتاهی چونان جوامع غربی و اروپایی همه چیز عادی شده و دیگر كسی معترض دیگری نمی شود و از درصد بالای تعدی و تجاوزاتی كه محدودیت حجاب موجب آن می شود ، كاسته می گردد.

در مقام پاسخ باید پرسید ریشه جمله "الانسان حریص علی ما منع منه" از كجاست؟ و این حرص و ولعی كه از آن یاد می كنند آیا قابل كنترل هست و یا اصلاً می توان از این حرص به نفع انسان بهره برد یا خیر؟ و جایگاه خانواده در كنترل این حرص و ولع به چه میزان است؟

انسان نسبت به چیزی حرص می ورزد كه هم از آن منع شود و هم به سمت آن تحریك گردد.

تا به آنجا كه بررسی شده این جمله منتسب به فرد خاصی نمی باشد و تنها به علت استعمال فراوان توسط عموم مردم به فراخور برخی موضوعات مورد استفاده قرار می گیرد. اما اینكه آیا صحیح است یا خیر، باید گفت كه غلط است اگر بگوییم انسان نسبت به "هر آنچه" از آن منع می شود "همیشه" ولع خواهد داشت، بلكه باید توضیح داد كه انسان نسبت به چیزی حرص می ورزد كه هم از آن منع شود و هم به سمت آن تحریك گردد ، اما اگر امری اصلاً عرضه نگردد و یا كمتر موجب بیداری تمنایی در فرد شود این حس هم كمتر بدان جلب خواهد شد و با فرض چنین امری، بدون شك تبرج و خودنمایی زن در اجتماع و معاشرت های آزاد به مراتب بیشتر از محرومیت و عدم دسترسی سبب انحراف جنسی می شود. كه دلیل آن هم كاملاً مشخص است، چرا كه غریزه جنسی در انسان دارای دو جنبه جسمانی و روحانی است كه غرب از جنبه روحانی آن غافل مانده و به همین دلیل بی حجابی و روابط آزاد را راه حل نهایی فروكش كردن حرص در این زمینه می داند. چرا كه برخلاف بعد جسمانی انسان كه این غریزه در آن اشباع پذیر است، در بعد روحی این احساس به دلیل عدم اشباع پذیری خود را به صورت میل به تنوع طلبی نمایان می سازد و این عطش روحی (هوس) در این غریزه انسان را تا بدانجا پیش می برد كه روح دیگر با هیچ چیز آرام نمی گیرد و عشق به معنای واقعی آن در آدمی می میرد و جای خود را به طبیعتی هرزه و بی بند و بار می دهد.

اینجاست كه بر خلاف مسیحیت كه نفس را با ریاضت و سختی سركوب می كند ، اسلام به انجام مسایل جنسی در حد طبیعی و در چارچوب مشخص آن و جلوگیری از طغیان و سركشی این میل به وسیله تهییج آن، دستور می دهد. چنان كه گفتیم در این مكتب اصل بر پروراندن استعدادهای انسان بنابر مصلحتش است

بد نیست كه افراد ی که معتقدند غرب از این روش خود پاسخ گرفته است ،هر از چندگاهی سری به آمارهای واقعی، پلیسی و یا قضایی آن كشورها زنند و خود نظاره كنند كه نسخه غرب برای جلوگیری از عقده های ناشی از محدودیت جنسی كه پیروی و اطاعت مطلق از این غریزه طغیان گر و معاشرت های آزاد و بی بند و باری می باشد ، چه آمار تكان دهنده ای از فجایع و تعرضات در آن جوامع را به بار آورده است.

و چه زیباست فلسفه ایجاد حریم ها، این حفظ پوشش از جانب زن و كنترل و خودنگهداری توسط مرد كه نتیجه اش رشد احساسی عالی و لطیف و رقیق در انسان باشد كه رغبت به ازدواج را در او بالا برده و با جلوگیری از تبدیل این تمنای شدید به حرص و آز و شهوت رانی، مبدل شدن آن به شور و عشق و تغزل در صحنه عفاف در كانون خانواده ای مستحكم را به تصویر كشد.

منبع : كانون اندیشه جوان – با تغییر و تلخیص

مقالات مرتبط :

ردی بر نظریه ی مخالفان حجاب    حجاب بی حجاب چون....    حجاب قدیمی شده!    حجاب وافزایش اعتما دبه نفس

 

ترفند ویندوزxp

ممکن است شما از کاربرانی باشید که عادت دارند در نیمه شب به اینترنت وصل شوند. در این صورتی صدای اتصال مودم Dialup در این زمان نسبتا آزار دهنده است و ممکن است برای دیگر افراد خانواده مشکل ایجاد کند. برای یادگیری چگونگی از کار انداختن صدای مودم به هنگام شماره گیری و اتصال از دو روش متفاوت با ما همراه شوید.
 

راه اول:
از منوی Start به Connect to بروید.
بر روی Connectionی که از آن برای اتصال به اینترنت استفاده میکنید کلیک کنید.
سپس (ترفندستان) بر روی دکمه Properties کلیک کنید.
در همان تب General بر روی دکمه Configure کلیک کنید.
اکنون تیک گزینه Enable modem speaker را بردارید و تمامی پنجره های باز را OK کنید.
اکنون اگر دکمه Dial را بزنید مودم صدایی ندارد.

راه دوم:
از منوی Start به Control Panel بروید.
بر روی Phone and Modem Options دوبار کلیک کنید.
به تب Modems بروید. (ترفندستان)
مودم مورد نظر را انتخاب کرده و بر روی Properties کلیک کنید.
در پنجره باز شده به تب Advanced بروید.
در قسمت Extera intialization commands عبارت atm0 را وارد کنید (اگر عبارتی از قبل موجود بود آن را با یک کاما جدا کنید).
تمامی پنجره ها را OK کنید.
 

 

ارسالي از طرف دوست عزيز :سعيد خواجه رضايي

http://beheshtblog.blogfa.com

 

نرم افزار موبايل

بررسي 45 راهکار مهم در زندگي موفق

يک قدم تا روياهايتان
براي استجابت دعا چه بايد بکنيم
دروغگو را بهتر بشناسيم
نکاتي براي خواب راحت
هفت ويژگي افراد شاد
ده کليد براي تقويت روحيه
چند راه ساده براي شاد کردن خانمها
روش درمان جوش و لکه صورت
خواص طبي نماز و ...

حتماً دانلود کنيد و لذت ببريد

 
کاري از مرکز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://rasekhoon.net/PostalCard/ShowCat-118-1.aspx

معرفي چند کتاب اينترنتي

جلوه هايي از جهت طواف کعبه در علم و طبيعت

بررسي مفهوم امنيت از ديد قرآن و اميرالمومنين(ع)

زنان دانشمند و راوي حديث

آموزه هايي از قرآن و حديث

نکاتي از شخصيت اسلامي زن

 

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

مجموعه سخنراني قبلي

آثار اطاعت و بندگي خداوند

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

آیا این جمله صحیح است: هنگامی که والدین مرتکب گناهی شوند، تقاص گناهان آن‌ها را فرزندان پس می‌دهند؟

قرآن مجید می‌فرماید: «آن‌ها که از وضع آیندۀ فرزندان خود می ترسند، باید از خیانت دربارۀ یتیمان وآزار آن‌ها بترسند».(1) از این آیه استفاده می شود که اثر زیانبار بعضی از گناهان تنها متوجه گناهکار نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش آن است:
1-کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شوند، بنابر این آن‌ها که اساس ظلم و ستم بر یتیمان را در اجتماع می‌گذارند، بالاخره روزی این بدعتِ غلط، دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. (2)
دنیا جای مکافات است:
از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید، جو ز جو
2- حوادث و اتفاقات در این عالم بر اساس علت و معلول صورت می گیرد ؛ بنابراین هر حادثه ای و از جمله تولد فرزندان و تکوین آن ها ، نیز روحیات و آثار شان ، بر اساس علت های خاص خود است و خداوند نیز بر الساس همان چیزی که علت ها اقتضا دارد ، به موجودات فیض می بخشد . پس اگر فرزندی در خلقت جسمانی یا روحی دارای نقص است ، مربوط به علت های آن است.
بنابراین تأثیر کارهای پدر و مادر بر فرزندان ، یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است و اگر به خداوند نسبت داده می‌شود، به خاطر آن است که تمام آثار تکوینی و خواص علت و معلول به او منسوب است و به هیچ وجه ظلم و ستمی از ناحیه خداوند بر کسی نخواهد شد.
از طرف دیگر عکس این قضیه را در داستان حضرت خضر(ع) و حضرت موسی(ع) می‌بینیم. وقتی که این دو با دیوار کج رو به رو شدند، حضرت خضر به موسی گفت: این دیوار را باید از نو بسازیم، حضرت موسی ناراحت شد و گفت: آن‌ها به ما غذا ندادند، حالا برای آن‌ها کارگری کنیم؟! حضرت خضر فلسفه کارش را چنین بیان کرد: آن دیوار به دو بچه یتیم تعلق داشت و گنجی زیر آن بود.
پدر این دو بچه مردی شایسته و خدمتگزار به دیگران بود، به همین جهت از جانب خدا دستور داشتم دیوار را خراب کرده و از نو بسازم تا پیش از بزرگ شدن بچه‌ها دیوار خراب نشود و گنج زیر آن را دیگران تصرف نکنند.(3)
از مجموع مطالب استفاده می‌شود که عمل خوب و بد پدر بر آینده فرزندان تأثیر دارد. البته لازم نیست عمل پدر، فرزند بلاواسطه را تحت تأثیر قرار دهد. در پاره‌ای از روایات می‌خوانیم آن مرد صالح در داستان پیش، پدر بلاواسطه یتیمان نبود، بلکه از اجداد دور محسوب می‌شد.(4)
آیا تأثیر عمل پدر بر فرزند با عدل الهی سازگار است؟ پاسخ : همان گونه که بیان شد این ها نتیجه طبیعی اعمال و بر اساس قانون علیت است
گناه اثر وضعی دارد که خواه ناخواه تأثیر خود را می‌گذارد. کیفر قانونی نیست تا کسی بگوید پدر ظلم کرده، چرا فرزند باید کیفر ببیند؟! به عبارت دیگر : رابطه عمل و عکس‌العمل چنین امری را اقتضا می‌کند. البته در مقام تکلیف بر انسان‌ها، آن چیزها هم لحاظ می‌شود، یعنی هر انسانی بر اساس توانایی‌ها و استعداد‌های ویژه ای که دارد (که بعضاً از پدران به ارث رسیده) تکلیف می‌شود و خداوند بر اساس عدل با آنها رفتار خواهد نمود و چه بسا اگر از نقص های جسمی باشد ، به نوعی جبران شود. در هر حال باید بدانیم که زندگی در این جهان خلاصه نمی شود و ادامه این زندگی که زندگی برتر است ، جهان آخرت می باشد.
از طرف دیگر نباید چنین بیندیشیم که هرگاه صدمه و مصیبتی بر یک فرد یا یک گروه وارد شد، حتماً مکافات اعمال آن‌ها است، زیرا مصائب این جهان فلسفه‌های دیگری هم دارد. آن چه معتقد هستیم، این است که در این جهان حوادث با هم ارتباط دارند و اعمال یک انسان به گونه های مختلف ظاهر می شود و آثار خود را بر فرزندان وگاهی بر محیط وموجودات دیگر نیز برجای می گذارد.
این حکم شامل همه کارهای خوب و بد پدر نمی‌شود. اجمالاً بر بعضی از کارها مانند ظلم و پامال کردن حقوق دیگران چنین حکمی مترتب است.

 

منبع :  واحد پاسخ به سوالات ديني   http://pasokhgoo.ir

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی  خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

بانک پرسش و پاسخهاي شما

 

ارسالي توسط : نداي صالح

goleleila , گل ليلا<br/><a href="http://i36.tinypic.com/2gxidty.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

رسول اکرم(ص) فرمودند:
سائِلُوا العُلَماءَ وَخاطِبُوا الحُكَماءَ وَجالِسُوا الفُقَراءَ.
از عالمان پرسش کنید، با حکیمان هم‌صحبت شوید و با تهیدستان هم‌نشینی کنید.
 
Ask (questions from) the learned, speak with the wise, and associate with the poor.
تحف العقول، ص 34

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛
  برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 9 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 6 بعد از ظهر

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter