گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

ويژه نامه گل ليلا

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

ويژه نامه قبلي گل ليلا - 17/02/88

مشاهده ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

 فرا رسيدن ايام فاطميه حضرت زهراي مرضيه (س) تسليت باد.

  اطلاعيه :  در طرح  صلوات تا ظهور مهدي(عج) جهت تعجيل در فرج منتقم پهلوي شکسته حضرت زهرا(س) شرکت بفرماييد

بازديد از سايت جديد

قابل توجه وبلاگ نويسان :

استفاده از مطالب اين ويژه نامه ها با ذکر منبع و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) جايز است
و ان شاءالله مورد رضايت  و دعاي خير حضرت ولي عصر(عج) قرار خواهد گرفت.

 


مسائلی پیرامون غصب فدک

 

داستان فدك

دلایل پيگيرى و اقدامات اهل‏بيت(ع)

اهداف غاصبين برای غصب فدک

اقدامات غاصبين پس از تثبيت غصب فدك

 يازده نكته در رابطه با فدك

منبع : آويني

معرفي توسط دوست عزيز : siamac tirgar

 

اسلحه شیطان کش

شیطان همیشه در کمین است

 

آیا می توانی شیطان را از خود برانی؟

آیا تو از شیطان می ترسی یا شیطان از تو می ترسد؟

آیا دوست نداری شیطان از تو بترسد؟

آیا دوست نداری شیطان از تو بگریزد و فرار کند.

پس باید مسلح شوی. اسلحه تو در این نبرد و کارزار همیشگی ذکر خداست.

امروز می خواهیم مسلح شویم پس این حدیث را بخوان و این اسلحه را همواره همایل خود ساز.

امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:

هر که سوره انا انزلناه را بخواند و صدای خود را به هنگام خواندن بلند کند مانند کسی است که شمشیر از نیام کشیده و در راه خدا جهاد میکند و اگر آهسته بخواند مانند کسی است که در راه خدا در خون خود غوطه ور و شهید شده باشد.

آیا علت اهمیت سوره قدر را می دانی. سوره قدر شناسنامه انسان است .در شب معراج خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود.

شناسنامه خدا

قرآن

 

آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟

پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد

ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان.

واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم.

شناسنامه اهل بیت (ع)

در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم.

خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان.

 

چقدر خنده داره

لطفا ً تا آخرش بخونيد 

·چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 ·چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

·چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت  می گذره!

 ·چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

·چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 ·چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

 ·چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

 ·چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 ·چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می کنیم!

 ·چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

 ·چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

 ·خنده داره اینطور نیست؟

 ·دارید می خندید ؟

 ·دارید فکر می کنید؟  

·این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

 ·آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

  ·         این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

ارسالي توسط دوست عزيز : 

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

پرسشهاي نکير و منکر

آماده مرگ باش سفر آخرت نزديك است - قسمت ششم

فرشته

آنچه گذشت:      قسمت اول       قسمت دوم         قسمت سوم        قسمت چهارم      قسمت پنجم

ارباب کرامت و عصمت به جهت هشدار و آمادگي بندگان خدا فرموده اند : چون به سرازيري قبر رسيدي در شب اول نکير و منکر به هيئتي هولناك به سوي تو آيند ، صداى ايشان مثل رعد غرنده و چشمهايشان مثل برق خيره كننده .

مي پرسند : پروردگارت كيست و در دنيا که را مي پرستيدي ؟

پيغمبرت كيست و به چه کيشي هستي؟ و دينت کدام است ؟

از ولى و رهبرت و ييشوايت بپرسند؟

پس در آن حال چون پاسخ دادن بر مرده  سخت و نيازمند کمک است ، خوب است که براي او در دو جا تلقين بگويند.

يكى وقتى كه او  را در قبر مى گذارند و بهتر آنست كه، با دست راست، دوش راست ، و با دست چپ ، دوش چپ او را بگيرند و حركت دهند و کلمات مورد نياز را به او تلقين كنند.

و ديگر وقتى كه او را دفن كردند، مستحب است كه ولى ميت يعنى نزديكترين خويشان او بعد از آنكه مردم از سر قبر او برگردند نزد سر ميت بنشيند و با صداى بلند او را تلقين كند و بهتر است كه دو كف دست را روى قبر گذارد و دهان را نزديك قبر برد، و چنانچه درد سوزان فراق به او مجال نداد ديگري را به اين کار بگمارد.

در حديث آمده است؛ که چون اين تلقين را كنند، منكر به نكير مى گويد: بيا برويم که نيازي به پرسش نيست ، پس برمى گردند و سؤال نمى كنند.

سنگ قبر حافظ

در كتاب "من لا يحضره الفقيه"  آمده است كه چون پسر جناب ابى ذر غفارى (رضى الله عنه ) وفات كرد ابوذر بر سر قبر او ايستاده و دست بر قبر ماليد و گفت : خداى ، تو را رحمت كند اى ذر. به خدا سوگند كه تو نسبت به من نيكوكار بودى و شرط فرزندى را بجا مى آوردى ، والحال كه تو را از من گرفته اند من از تو خشنودم . به خدا سوگند كه رفتن تو بر من باكى نيست و نقصانى به من نرسد، "و ما لى الى احد سوى الله من حاجة" يعنى بغير از خدا به احدى نياز ندارم ، و اگر نبود هول مطلع [يعنى جاهاى هولناك آن عالم كه بعد از مرگ ديده مى شود] هر آينه خوشحال مى شدم كه به جاى تو رفته باشم ولكن مى خواهم چند روزى تلافى کوتاهي هاي گذشته  نمايم و آذوقه براي آن عالم برگيرم و هر آينه اندوه تو مرا مشغول خود ساخته كه كارى كه برايت سودمند باشد انجام دهم سوگند به خدا كه براى مرگ تو گريه نمى كنم و غم مردنت را ندارم تنها غم من حال فرداى توست.

فليت شعرى ما قلت و ما قيل لك؟ يعني پس اي‍كاش مى دانستم كه تو در قبر چه گفتى و به تو چه گفتند؟

خداوندا حقوقى را كه براى من بر او واجب كرده بودى بر او بخشيدم پس تو هم حقوق خود را كه بر او واجب كرده بودى ببخش چه آنكه تو به جود و كرم از من سزاوارترى .

و از حضرت صادق (ع) منقولست كه چون مؤ من را داخل در قبر كنند نماز در طرف راست و زكوة در طرف چپ او و برّ يعنى نيكويى و احسان مسلط بر او شود و صبر او در ناحيه اى قرار گيرد، پس وقتيكه نکير و منکر براي سؤ ال بيايند صبر به نماز و زكوة و بِر و نيکي گويد: صاحب خود را دريابيد يعنى پيکر مرده را نگاهدارى كنيد پس هر گاه از آن ناتوان شديد من نزد آن هستم .

كسى كه شب بيست و سوم ماه رمضان احياء بدارد و صد ركعت نماز بخواند خداوند هول و هراس از نكير و منكر را از او برطرف مى كند

علامه مجلسى از امام صادق يا عليه السلام روايت كرده است كه چون مؤ من مى ميرد با او در قبرش شش ‍ صورت داخل مى شود يكى از آنها خوشروتر و پاكيزه تر از باقى صورتهاست ، پس يكى در جانب راست و يكى در جانب چپ و يكى در پيش رو و يكى در پشت سر و يكى در پائين پا مى ايستند و آنكه خوش ‍ صورت تر است در بالاى سر؛ پس سؤال يا عذاب از هر جهت كه مى آيد آنكه در آن جهت ايستاده است مانع مى شود پس آنكه از همه خوش ‍ صورت تر است به ساير صورتها مى گويد: شما كيستيد؟ خدا از جانب من شما را جزاى خير دهد. صاحب طرف راست مى گويد: من نمازم . صاحب جانب چپ مى گويد: من زكاتم . آنكه در پيش روى است مى گويد: من روزه‌ام . آنكه در عقب سر است مى گويد: من حج و عمره ام . و آنكه در پايين پا است مى گويد: من بِر و احسان به برادران مؤ منم. پس آنها به او مى گويند: تو كيستى كه از همه ما بهتر و خوشروتر و خوشبوترى ؟ مى گويد: من ولايت آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين هستم.

و شيخ صدوق در فضيلت روزه شعبان روايت كرده كه هر كه نُه روز از آنرا روزه بگيرد منكر و نكير وقت سئوال به او مهربانى مى كنند.

و از حضرت باقر (ع) روايت شده كه براى كسى كه شب بيست و سوم ماه رمضان احياء بدارد و صد ركعت نماز بخواند خداوند هول و هراس از نكير و منكر را از او برطرف مى كند.

حكايت

علامه مجلسى (رحمه الله ) نقل كرده كه مرد صالحى از اهل كوفه گفت : من در يك شب بارانى در مسجد كوفه بودم . ناگاه درى را كه در جانب قبر حضرت مسلم (ع) است كوبيدند؛ چون در را گشودند جنازه اى را داخل كردند و در بلندي کنار فبر حضرت نهادند ،  تني چند همراه جنازه بودند يكى از ايشان را خواب ربود. در خواب ديد كه دو شخص ‍ نزد جنازه حاضر شدند، و يكى به ديگر گفت كه ببين ما را با او حسابى هست؟ تا پيش از آنكه بگذرد از او بگيريم زيرا پس از آنکه به وادي السلام و نجف نزديک شد، به نزديك او نتوانيم رفت . پس بيدار شد و خواب را براى رفيقان خود نقل كرد و در همان ساعت آن جنازه را برداشتند و داخل نجف كردند كه از حساب و عذاب نجات يابد.

حكايت

از استاد اكبر، محقق بهبهانى (رحمه الله عليه ) نقل است كه فرمود: در خواب حضرت امام حسين را ديدم گفتم اى سيد

 امام حسين عليه السلام

 و مولاى من آيا از كسى كه در جوار شما دفن شده سئوال مى كنند؟ فرمود: كدام ملك است كه جرئت اين كار را داشته باشد؟

محدث قمي گويد: كه در امثال عرب است كه مى گويند "احمى من مجير الجراد" يعنى فلانى حمايت كردنش از كسى كه در پناه او است ، بيشتر است از پناه دهنده ملخها؛ و قصه آن چنان است كه مردى باديه نشين از قبيله طى كه نامش (مدلج بن سويد) بود روزى در خيمه خود نشسته بود ديد جماعتى از طايفه (طى) آمدند و جوال و ظرفهائى با خود دارند پرسيد چه خبر است ؟ گفتند: ملخهاى بسيار در اطراف خيمه شما فرود آمده اند. آمده ايم آنها را بگيريم . (مدلج) كه اين را شنيد برخاست و سوار بر اسب خود شد. نيزه خود را بر دست گرفت و گفت : بخدا سوگند هر كس مزاحم اين ملخها شود من او را خواهم كشت .  آيا اين ملخها در جوار و پناه من باشند و شما آنها را بگيريد؟ چنين چيزى نخواهد شد و پيوسته از آنها حمايت كرد تا آفتاب گرم شد و ملخها پريدند و رفتند. آن وقت گفت : ملخها از كنار خانه من رفتند ديگر هر كارى كه مى خواهيد بكنيد.

به حضرت گفتم: صحيح است كه مى گويند هر كس امام حسين (ع) را در شب جمعه زيارت كند در امان است؟ فرمود: آرى والله، و اشك از چشمان مباركش جارى شد و گريست

حکايت

از كتاب حبل المتين نقل است كه ((مير معين الدين اشرف )) كه يكى از صلحاء خدام روضه رضويه بود نقل كرده كه در خواب ديدم كه در دارالحفّاظ يا كشيك خانه مباركه هستم و به جهت تجديد وضو بيرون آمدم پس چون به بلندي امير على شير رسيدم ، جماعت بسيارى را ديدم كه داخل در صحن مطهر شدند و در جلو آنها شخص نورانى ، خوش صورت و عظيم الشاءنى بود و در دست جماعتى كه پشت سر او بودند كلنگها بود، پس ‍ همينكه به وسط صحن مقدس رسيدند آن شخص بزرگوار كه در جلو آن جماعت بود به آنها گفت اين قبر را بشكافيد، و اين خبيث را بيرون بياوريد و اشاره كرد به قبر مخصوصى پس چون شروع كردند به كندن قبرش ، از شخصى پرسيدم كه اين شخص بزرگوار كه امر مى فرمايد كيست ؟ گفت : حضرت اميرالمؤ منين (ع) است .

امام رضا( ع)

پس در اين حال ديدم كه امام هشتم حضرت رضا (ع) از روضه مباركه بيرون آمد و خدمت حضرت اميرالمؤ منين رسيد و سلام كرد. آن حضرت پاسخ داد.

پس امام رضا (ع) عرض كرد يا جداه از شما خواهش مى كنم كه شخصى را كه مدفون است ببخشيد و عفو فرمائيد. فرمود: كه مى دانى كه اين فاسق فاجر شرب خمر مى كرد؟ عرض كرد: بلى لكن وصيت كرد در وقت مرگ خويش كه او را در جوار من دفن كنند. پس ما اميدواريم كه شما عفو بفرمائيد فرمود: او را به خاطر تو بخشيدم . پس آن حضرت تشريف برد و من از وحشت بيدار شدم و بعضى از خدام آستانه را بيدار كردم و آمديم به همان موضع كه در خواب ديدم . ديدم كه قبر تازه اى است كه مقدارى از خاك آن بيرون ريخته شد.

پس پرسيدم كه صاحب اين قبر كيست ؟ گفتند: مردى از اتراك است كه ديروز در اينجا دفن شده است .

محدث قمي گويد كه در حكايت تشرف حاج على بغدادى به خدمت امام عصر ارواحنا فداه و سؤالات او از آن حضرت نقل شده كه گفت : به آن حضرت گفتم : سيدنا! صحيح است كه مى گويند: هر كس امام حسين (ع) را در شب جمعه زيارت كند در امان است ؟ فرمود: آرى والله ، و اشك از چشمان مباركش جارى شد و گريست.

گفتم : سيدنا! مساءلة .

فرمود: بپرس .

گفتم : سنه 1269 ه‍جري قمري حضرت امام رضا (ع) را زيارت كرديم و در ورود، يكى از عربهاى شروقيه كه از باديه نشينان طرف شرقى نجف اشرف بود ملاقات كرديم و او را مهمانى نموديم و از او پرسيديم كه چگونه است ولايت حضرت رضا (ع)؟ گفت : بهشت است ؛ امروز پانزده روز است كه من از مال مولاى خود حضرت رضا (ع) خورده ام منكر و نكير چه حق دارند كه در قبر نزد من بيايند؛ گوشت و خون من از طعام حضرت رسيده است . آيا صحيح است ، كه على بن موسى الرضا مى آيد و او را از منكر و نكير خلاص ‍ مى كند؟ فرمود: آرى والله ؛ جد من ضامن آنست

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 عزراییل امروز مهمان خانه شماست!

پایان عمر گل

 

باور می کنید فرشته مرگ، جناب عزرائیل، همین امروزمیهمان خانه شماست؟! چه می گویم! او نه تنها امروز بلکه دیروز و روزهای پیشتر نیز 5 بار به خانه شما سر زده است!

اگر همچنان گفته مرا باور نمی کنید پس از زبان رحمت عالمیان بشنوید که:

متن حدیث:

عَنِ الزُّهَرى، عَنْ اَنَسِ ابْنِ مالِك قالَ، قالَ رَسُولُ الله(صلى الله علیه وآله وسلم) ما مِنْ بَیْت اِلاّ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ یَقِفُ عَلى بابِه كُلَّ یَوْم خَمْسَ مَرّات;

 فَاِذا وَجَدَ اْلاِنْسانَ قَدْ نَفَدَ اَجَلُهُ، وَ انْقَطَعَ اُكُلُهُ اَلْقى عَلَیْهِ الْمَوْتَ فَغَشِیَتْهُ كُرُباتُهُ، وَ غَمَرَتْهُ غَمَراتُهُ; فَمِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ النّاشِرَةُ شَعْرَها، وَ الضّارِبَةُ وَجْهَها، الصّارِخَةُ بِوَیْلِها، الْباكِیةُ بِشَجْوِها فَیَقُولُ مَلَكُ الْمَوْتِ: وَیْلَكُمْ! مِمَّ الْجَزَعُ؟ وَ فیمَ الْفَزَعُ؟ وَ اللهِ ما اَذْهَبْتُ لاَِحَد مِنْكُمْ مالا، وَ لا قَرَّبْتُ لَهُ اَجَلا، وَ لا اَتَیْتُهُ حَتّى اُمِرْتُ، وَ لا قَبَضْتُ رُوحَهُ حَتّى اسْتَأمَرْتُ. وَ اِنَّ لى اِلَیْكُمْ عَوْدَةً، ثُمَّ عَوْدَةً، حَتّى لا اُبْقِىَ مِنْكُمْ اَحَداً. ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله وسلم): وَ الَّذى نَفْسى بِیَدِه، لَوْ یَرَوْنَ مَكانَهُ وَ یَسْمَعُونَ كَلامَهُ، لَذَهَلُوا عَنْ مَیِّتِهِمْ، وَ بَكَوْا عَلى نُفُوسِهِمْ، حَتّى اِذا حُمِلَ الْمَیِّتُ عَلى نَعْشِه، رَفْرَفَ رُوحُهُ فَوْقَ النَّعْشِ وَ هُوَ یُنادى: یا اَهْلى وَ وُلْدى، لاَتَلْعَبَنَّ بِكُمُ الدُّنْیا كَما لَعِبَتْ بى. جَمَعْتُهُ مِنْ حِلِّه وَ مِنْ غَیْرِ حِلِّه وَ خَلَّفتُهُ لِغَیْرى، وَ الْمُهَنَّأُ لَهُ وَ التَّبَعاتُ عَلَىَّ، فَاحْذَرُوا مِنْ مِثْلِ ما نُزِّلَ.(1)

ترجمه حدیث:

زُهرى از انس بن مالك روایت كرده كه حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

هیچ خانه اى نیست مگر این كه فرشته مرگ بر در آن خانه در شبانه روز پنج بار مى آید تا ببیند آیا عمر صاحب این خانه و افرادى كه در آن هستند تمام شده یا نه؟ اگر دید پیمانه سر آمده و روزى او تمام شده است، مرگ را بر او مى اندازد و چون سكرات و سختى هاى مرگ تمام وجود او را مى پوشاند; سر و صداى اهل خانه بلند مى شود، موها پریشان مى گردد، بر سر و صورت مى زنند و گریه مى كنند; ملك الموت مى گوید: واى بر شما، از چه جزع و فزع مى كنید؟ به خدا سوگند! مال كسى را نبرده ام، اجل او را نزدیك نساخته ام، من كه بدون دستور به سوى شما نیامده ام، بلكه با اجازه كس دیگرى قبض روح مى كنم. من باز بطور مكرّر به سوى این خانواده بر مى گردم تاكسى از این خانواده باقى نماند.

سپس حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: قسم به كسى كه روح و جان من در دست اوست، اگر جایگاه ملك الموت را، كه بر در خانه ایستاده، ببینند و سخن او را بشنوند مرده خودشان را فراموش مى كنند، بلكه براى خودشان اشك مى ریزند. تا این میت را بر تابوت حمل مى كنند روح میّت بالاى تابوت مى رود بال و پر مى زند و فریاد مى كشد: اى خانواده من، فرزندان من، دنیا با شما بازى نكند آن چنان كه با من بازى كرد من از حلال و حرام جمع كردم و براى دیگران گذاشتم; خوشى و شادیش براى آنها اما مسؤولیتهایش براى من مانده است. بترسید از این كه مثل آنچه بر من نازل شد بر شما هم فرود آید.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

فلسفه حجاب در نماز

لزوم پوشش بانوان در نماز

نماز

 

فلسفه حجاب در نماز چيست؟ خدا كه با همه محرم است!

با توجه به اين كه خداوند متعال عليم و حكيم است، پس يكايك احكام، حكمت خاصى دارند، ولكن پى بردن به آن اسرار، براى ما هم، ميسر نيست و هم، چندان مفيد نيست چه اين كه با علم محدود ما از نيازها، استعدادها و نيز راه رفع نيازهاى واقعى و شكوفا كردن استعدادها به نحو صحيح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مى‏توان چنين ادعايى نمود.

علاوه بر اين كه اساس در اين احكام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممكن است آگاهى به اين اسرار و حكمت‏ها حداقل در بعضى افراد، موجب تقويت انگيزه آنها در پيروى از آن دستورات شود به همين جهت در صدد كنكاش از اسرار و حكمت‏هاى احكام مى‏كنند.

به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏هاى متعددى دارد؛ از جمله:

الف. اين خود نوعى تمرين مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مى‏باشد و يكى از عواملى است كه در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگيرى از آسيب‏پذيرى آن، نقش مهمى ايفا مى‏كند.

ب. وجود پوششى يك‏ پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بيشتر مى‏كند و از التفات ذهن به تجملات و چيزهاى رنگارنگ مى‏كاهد و ارزش نماز را صد چندان مى‏كند.

داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اين ‏رو براى مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهى زمينه‎ساز حضور معنوى و بار يافتن به محضر حق مى‎شود.

ج. داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اين ‏رو براى مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهى زمينه‎ساز حضور معنوى و بار يافتن به محضر حق مى‎شود.

افزون بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هايى دارد و با آن قابل مقايسه نيست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نيست.

سؤال: اگر خدا جنسيت ندارد، چرا بايد در نماز پوشش داشته باشيم؟

جواب: پاسخ اين سؤال طي مراحل زير بيان مي‏شود:

1. خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است(1) و نسبت به خداوند جنسيت معني ندارد و از طرفي، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بيناست.(2) پس لزوم رعايت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و يا مذکر بودن خداوند نيست.

2. رعايت حجاب در نماز و غير نماز، فقط بر زن‎ها واجب نيست، بلکه حفظ حجاب در محدوده معين بر مردان و زنان هر دو لازم است؛ مثلاً پوشانيدن عورت و بعضي قسمت‎هاي بدن از ديد انسان‎هاي ديگر بر مردان و زنان واجب است. همچنين نماز خواندن با بدن برهنه در مردان و زنان هر دو موجب بطلان نماز است.

بنابراين، رعايت حجاب براي انسان‎ها گاهي به خاطر وجود انسان‎هاي نامحرم است و گاهي به خاطر صحت عبادت است که در بعضي موارد هر دو علّت با هم جمع مي‏شوند، مثل نماز خواندن در حضور اشخاص نامحرم و گاهي فقط به خاطر صحت عبادت است، مثل نماز خواندن در اتاق در بسته و تنها . اختلاف بعضي شرائط اين دو حالت، بهترين گواه بر مطلب است؛ مثلاً طهارت و مباح بودن لباس در نماز شرط است، اما در حفظ حجاب از نامحرم شرط نيست.

خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است و نسبت به خداوند جنسيت معني ندارد و از طرفي، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بيناست. پس لزوم رعايت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و يا مذکر بودن خداوند نيست.

3. اهداف، حکمت‎ها و فوائدي که از رهگذر انجام دستورات الهي به انسان مي‏رسد، متناسب با ساختار وجودي اوست که مرکب از بعد مادي و معنوي، يعني جسم و روح است و دستورات الهي زمينه را براي سعادت دنيايي و اخروي آماده مي‏کند.

پس اگر در موردي به منافع مادي يک عمل پي‏نبرديم، دليل بر بي‏هدفي و ناقص بودن آن عمل نيست و از آنجا که عقل و فهم آدمي مانند اصل وجودش محدود است، پس به فوائد و حکمتهايي که خالق نامحدود وضع کرده، به طور کامل پي نخواهد برد، مگر اينکه معصومين عليهم‏السلام از زبان وحي خبر دهند.

نماز

بنابراين، آنچه را که ذيلاً به عنوان حکمت و فائده حجاب در حال نماز ذکر مي‏کنيم، تنها گوشه‏اي از فوائد و حکمتهاست و اگر در موردي به حکمت و هدف دستوري پي نبرديم، بي‏نياز از انجام آن نمي‏شويم، بلکه بعضي عبادات تعبدي محض‏اند؛ يعني مأمور به انجام آن هستيم؛ چون خداي حکيم و عليم که خواهان سعادت و کمال انسانهاست، امر فرموده؛ چنان که اگر پزشک ماهر امر به خوردن دارويي کند، هر چند حکمت آن را ندانيم، انجام مي‏دهيم.

با توجه به نکات فوق، به ذکر چند فائده و حکمت براي حجاب در نماز بسنده مي‏کنيم:

اول: انسان در حال عبادت در حضور خاص خداوند و در حال راز و نياز است. در چنين حالي مناسب است بهترين لباس را بپوشد که براي زن همان پوشش کامل است که نشانه عفت و پاکدامني او مي‏باشد و بهترين حالات او را منعکس مي‏کند و براي مرد هم علاوه بر اينکه پوشش عورت لازم است، مناسب است لباسهاي خود (رداء و عباء) و عمامه را بپوشد.(3) سر وقت نماز خواندن، رو به قبله بودن، پوشش کافي و ... هر چند نسبت به خداوند فرقي نمي‏کند، اما نسبت به انسان و سير مراحل تکامل و تربيتش خيلي مهم است و هدف تکليف نيز همين است.

دوم: نوع عبادات، در قالب و آداب ظاهري و شرائط خاصي عرضه شده که هر کدام علاوه بر اهميت و سازندگي ظاهرشان در شخصيت انساني، باطن و اسراري هم دارند که اهل دل به ويژه اولياء الهي از اين ظواهر عبور مي‏کنند. امامان معصوم عليهم‏السلام در فرصتهاي مناسب به اندازه استعداد و توان درک مخاطبين پرده از اسرار اين شعائر و مناسک و عبادات برداشته‏اند.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «جامه براي مؤمنان نعمتي از جانب خداوند است که مواضع شرمگاه بدن با آن پوشيده مي‏شود ... و چون آن را مي‏پوشي، تو را به خودپسندي و ريا و خودآرايي و فخر فروشي و بزرگ‏منشي وادار نکند ... پس چون جامه‏ات را پوشيدي، به ياد آن باش که خداي تعالي گناهان تو را با رحمتش پوشانده، و لباس صدق و راستي را بر خود بپوش؛ همان‏گونه که پيکر ظاهر خود را با جامه‏ات پوشاندي و بايد باطنت در پوشش ترس و ظاهرت در پوشش اطاعت باشد! اين نعمت خداوند که لباس فرستاد تا عورت ظاهري‏ات پوشيده بماند، بايد مايه عبرت تو شود تا با لباس توبه، عورتهاي باطني خود را بپوشاني و هيچ کس را به عيبش رسوا نکني... .»(4)

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

افسانه انقطاع وحی

وحی

در این مسئله كه نخستین آیات نازل شده، كدام آیات هستند؛ اختلاف است. بیشترین افراد، نظرشان بر پنج آیه اول سوره «علق» است. برخى هم سوره مدثر(1) را نخستین سوره نازل شده دانسته و به روایاتى استدلال كرده‏اند كه منافاتى با نزول چند آیه از سوره علق، پیش از آن ندارد، كسانى هم سوره فاتحة الكتاب(2) را نخستین سوره مى‏دانند، اینان نیز به روایاتى استدلال مى‏كنند كه با نزول چند آیه از سوره علق و سوره مدثر، پیش از آن سازگار است.(3)

ظاهر گفتار ابن اسحاق این است كه سوره «والضحى(4)» پس از انقطاع وحى، نخستین بار نازل شده است، چه مى‏گوید: سپس وحى از رسول خدا منقطع شد و سخت بر وى گران آمد و غمگینش ساخت (5) تا جبرئیل بر وى فرود آمد و سوره ضحى را آورد و پروردگارش سوگند یاد كرد كه او را وانگذاشته و دشمن نداشته است.(6)

یعقوبى تصریح دارد كه سوره مدثر، بعد از آیات سوره علق، در روز دوم بعثت نازل شده و بنابر این انقطاع وحى پس از نزول این سوره خواهد بود.

مسأله ‏اى به نام انقطاع وحى

روح و روان پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) با نور وحى روشن گردید، و پیوسته پیرامون وظیفه سنگین خود كه خداى بزرگ بر عهده او گذارده بود، فكر و تأمل مى‏كرد. به خصوص آنگاه كه خدا او را چنین خطاب كرد: «یا أیها المدثر. قم فأنذر و ربك فكبر»(7)؛ اى جامه به خود پیچیده برخیز، و بیم بده و خدایت را بزرگ بشمار.

در اینجا تاریخ‎نگاران، و به ویژه طبرى كه تاریخ او از افسانه‏هاى اسرائیلى و مسیحى پیراسته نیست، مسأله‏اى به نام «انقطاع وحى» را عنوان مى‏كند و مى‏گوید: پیامبر گرامى، پس از دیدن آن فرشته و شنیدن نخستین آیات قرآن، در انتظار نزول پیام دیگرى از جانب خدا به سر مى‏برد، ولى دیگر نه از آن فرشته زیبا، خبرى بود و نه آن سروش غیبى را بار دیگر شنید.

انقطاع وحى در آغاز رسالت اگر حقیقتى داشته باشد، جز نزول تدریجى قرآن چیز دیگرى نیست و اصولا مشیت الهى بر این تعلق گرفته است كه وحى خود را روى مصالحى تدریجا بفرستد و چون در آغاز وحى كه اول كار بود، وحى الهى پیاپى نرسید، این مسأله به صورت انقطاع وحى، تلقى گردید، و هرگز نه انقطاع وحى بود و نه مسأله دیگر.

بعضى از مفسران مى‏گویند: كه گوینده آن برخى از مشركان بوده‏اند، و روى این احتمال، تمام آیات، راجع به آغاز وحى نمى‏باشد، زیرا در آغاز بعثت، از نزول وحى جز خدیجه و على، كسى آگاهى نداشت، تا زبان به اعتراض بگشاید. حتى موضوع رسالت آن حضرت سه سال تمام بر غالب مشركان مخفى بود، و ایشان مأمور به ابلاغ رسالت خود براى عموم نبودند، تا آن كه آیه: «فاصدع بما تؤمر(9) به آنچه مأمورى آشكار كن»، فرود آمد.

از آنجا كه این مسأله، دستاویزى در دست نویسندگان مغرض شده است، به گونه‏اى درباره آن سخن مى‏گوییم، تا روشن شود كه مسأله‏اى به نام انقطاع وحى، خالى از حقیقت است و تطبیق آیات قرآنى بر آن اساس حقیقتى ندارد.

اینك براى روشنگرى، حادثه‏اى را كه طبرى نقل كرده است، بازگو مى‏كنیم و آنگاه به نقد آن مى‏پردازیم. وى مى‏نویسد:

هنگامى كه دنباله وحى قطع گردید، اضطراب و شك و تردید آغاز بعثت، تجدید شد. «خدیجه» نیز مانند او مضطرب گشت و به او گفت: گمان مى‏كنم‏ خدا با تو قطع رابطه كرده است! او پس از شنیدن این جمله، به جایگاه دائمى(كوه حراء) متوجه شد. در این اثناء وحى آسمانى دو مرتبه فرا رسید و او را با آیات زیر مخاطب ساخت:

«سوگند به هنگام ظهر، و قسم به شب، هنگامى كه تاریكى سراسر آن را فرا مى‏گیرد، خدایت تو را ترك نكرده، و دشمن نگرفته است. آخرت براى تو از دنیا بهتر است، به زودى خداى تو چیزهایى به تو مى‏دهد كه راضى و خشنود خواهى گشت. به یاد آر یتیم بودى، پناهت داد، حیران و سرگردان بودى، راهنمائیت كرد، تهى‎دست بودى بى‏نیازت كرد، هیچگاه یتیم را می‎آزار، و «سائل» را زجر مده، و نعمت پروردگار خود را گفتگو كن.»(8)

نزول این آیات، مسرت و شادى فوق‎العاده‏اى در روح او ایجاد كرد و فهمید كه آنچه درباره آن حضرت مى‏گفتند، همه بى‏پایه بوده است.

افسانه است نه تاریخ

تاریخ زندگى «خدیجه»، ثبت خاطر تاریخ است. خدیجه‏اى كه هنوز اخلاق زیبا و كردارهاى نیكوى محمد (صلی الله علیه و آله) در برابر چشمان او مجسم است، و خداى خود را عادل و دادگر مى‏داند، چگونه سوء ظن عجیبى، درباره خداى خود و پیامبر او پیدا نمود؟

«منصب نبوت»، به شخصى عطا مى‏شود كه واجد ملكات عالیه و اوصاف حمیده باشد، و شخص «پیامبر» تا واجد یك سلسله صفات برجسته و شرائط خاصى نباشد، هرگز این منصب و مقام به او داده نمى‏شود. در رأس این صفات، عصمت و آرامش خاطر، اعتماد و توكل است و با داشتن چنین اوصافی؛ هرگز تصورهاى غلط گرد افكار او نمى‏گردد.

دانشمندان گفته‏اند: سیر تكاملى پیامبران از دوران كودكى آغاز مى‏گردد، و پرده‏ها و حجاب‎ها از برابر دیدگان آنها یكى ‏پس از دیگرى كنار مى‏رود، و احاطه علمى آنان به حد كامل مى‏رسد، و درباره آنچه مى‏بینند و یا مى‏شنوند، كوچكترین تردیدى پیدا نمى‏كنند، و كسى كه حائز این مراتب گردد، هرگز گفته این و آن، در دل او شك و تردیدى به وجود نمى‏آورد.

آیات سوره «الضحى» ، خصوصا جمله: «ما ودعك ربك و ما قلى»؛ «خدایت ترا ترك نگفته و دشمن نگرفته است» همین اندازه حاكى است كه: كسى، این جمله را به رسول گرامى گفته بود، و این که گوینده چه کسی بوده و تا چه اندازه در روح او تأثیر كرده بود؟ از آن چیزی بیان نمی‎کند.

بعضى از مفسران مى‏گویند: كه گوینده آن برخى از مشركان بوده‏اند، و روى این احتمال، تمام آیات، راجع به آغاز وحى نمى‏باشد، زیرا در آغاز بعثت، از نزول وحى جز خدیجه و على، كسى آگاهى نداشت، تا زبان به اعتراض بگشاید. حتى موضوع رسالت آن حضرت سه سال تمام بر غالب مشركان مخفى بود، و ایشان مأمور به ابلاغ رسالت خود براى عموم نبودند، تا آن كه آیه: «فاصدع بما تؤمر(9) به آنچه مأمورى آشكار كن»، فرود آمد.

 

اختلاف سیره‏نویسان درباره انقطاع وحى

در سراسر قرآن، سخنى از انقطاع وحى به میان نیامده است، حتى اشاره‏اى هم به آن نشده است. تنها این مسأله در كتاب‎هاى سیره و تفسیر به چشم مى‏خورد و سیره‎نویسان و مفسران، در انگیزه انقطاع و مقدار آن، آنچنان اختلاف دارند كه هرگز نمى‏توان به یكى از آنها اعتماد كرد. اینك ما به گونه ‏اى به آنها اشاره مى‏كنیم:

1ـ یهود، از پیامبر درباره سه موضوع (روح، سرگذشت اصحاب كهف و ذوالقرنین) سئوال كردند. پیامبر بدون این كه انشاء‎الله بگوید: گفت فردا پاسخ سئوال‎هاى شما را مى‏گویم. از این جهت، وحى الهى قطع گردید. مشركان از این ‏تأخیر خوشحال شدند و گفتند كه خدا از او دست برداشته است. براى ابطال این اندیشه باطل، سوره «و الضحى» نازل گردید.(10)

بنابراین نظر، نمى‏توان آن را مربوط به آغاز رسالت دانست. زیرا تماس دانشمندان یهودى با پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیرامون مسائل سه‏گانه، حدود سال‎هاى هفتم بعثت بود، كه هیئتى از جانب قریش رهسپار مدینه گردید، تا حقیقت رسالت پیامبر را با دانشمندان یهود در میان بگذارند و آنان به هیئت اعزامى گفتند كه سه موضوع یاد شده را از محمد سئوال كنند.(11)

2ـ زیر سریر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بچه سگى مرده بود، و كسى متوجه نبود. هنگامى كه پیامبر بیرون رفت، «خوله»، خانه را جارو كرد و آن را بیرون انداخت. در این موقع، فرشته وحى، سوره «والضحى» را آورد. وقتى پیامبر از تأخیر وحى پرسید گفت: «إنا لا ندخل بیتا فیه كلب»؛ ما به خانه‏اى كه سگ در آن باشد، وارد نمى‏شویم.(12)

3ـ مسلمانان از تأخیر وحى پرسیدند، پیامبر گفت: چگونه وحى بیاید، در حالى كه شماها ناخن و شوارب(موهای بلند پشت لب) خود را نمى‏گیرید؟(13)

4ـ عثمان مقدارى انگور و یا رطب براى پیامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان هدیه فرستاد. سائل در خانه پیامبر آمد و پیامبر آن را به او بخشید. عثمان همان را از سائل خرید و باز براى پیامبر فرستاد. باز سائل در خانه پیامبر رفت و این كار سه بار تكرار شد. سرانجام، پیامبر از روى لطف گفت: تو سائلى یا تاجر؟ سائل از گفتار پیامبر ناراحت شد و براى همین جهت وحى تأخیر افتاد. (14)

با توجه به شیوه نزول قرآن، هرگز نباید انتظار داشت كه هر روز و هر ساعت، جبرئیل با پیامبر در حال تماس باشد و آیه‏اى نازل گردد، بلكه به خاطر اسرارى كه در نزول تدریجى قرآن است و محققان اسلامى به شرح اسرار آن پرداخته‏اند.(23) قرآن در فواصل مختلفى طبق احتیاجات و نیازها، بر اساس سؤال‎ها، نازل گردیده است. در حقیقت، انقطاع وحى در كار نبوده است، بلكه علتى براى نزول فورى وحى در كار نبود.

5 ـ بچه سگى متعلق به یكى از زنان پیامبر و یا بستگان وى مانع از نزول جبرئیل گردید. (15)

6ـ پیامبر از تأخیر وحى پرسید، جبرئیل گفت من اختیارى از خود ندارم. (16)

باز در این میان اقوال دیگرى هست كه مى‏توانید با مراجعه به تفاسیر از آن مطلع گردید. (17)

ولى در این میان، طبرى وجهى نقل كرده است كه از میان این وجوه، نویسندگان پیشداور، به آن چسبیده و آن را نشانه بروز شك و تردید در دل پیامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته‏اند و آن این است كه: پس از حادثه «حراء»، وحى آسمانى قطع گردید. خدیجه به پیامبر گفت: من فكر مى‏كنم كه خدا بر تو خشم كرده، و تو را دشمن داشته است. در این موقع وحى آسمانى نازل گردید كه:

«ما ودعك ربك و ما قلى»؛ خداى تو، تو را رها نكرد و دشمن نداشته است.(18)

دلیل بر غرض‎ورزى و یا عدم تتبع این نوع نویسندگان، این است كه از میان آن همه اقوال، تنها به یك احتمال چسبیده و آن را پایه قضاوت خود درباره شخصیتى قرار داده‏اند، كه در تمام زندگانى وى، اثرى از تردید و شك دیده نشده است. با در نظر گرفتن جهات زیر، مى‏توان به بى‏پایگى این احتمال پى برد:

1ـ خدیجه از زنانى بود كه پیوسته به پیامبر عشق مى‏ورزید و تا آخرین لحظه زندگانى، در راه شوهر خویش فداكارى كرد و ثروت خود را وقف هدف پیامبر نمود و در پانزده سالی که از ازدواج آنان مى‏گذشت، حضرت خدیجه(علیهاالسلام)، جز پاكى از پیامبر اکرم چیزى ندیده بود، هرگز چنین بانوى علاقمندى به پیامبر با این خشونت سخن نمى‏گوید.

2ـ آیه «ما ودعك ربك و ما قلى»، گواه بر آن نیست كه حضرت خدیجه(علیهاالسلام) چنین سخنى را گفته باشد. این آیه حاكى است كه چنین سخنى را كسى در حق پیامبر گفته است، و اما گوینده آن كه بوده و چه كسى و چرا گفته است، روشن نیست.

3ـ ناقل این خبر، یك روز حضرت خدیجه را تسلى‏دهنده پیامبر و آرام‏ كننده او معرفى مى‏كند، تا آنجا كه او را از انتخار و خودكشى باز مى‏دارد، ولى روز بعد او را به چهره‎ای معرفى مى‏كند كه به پیامبر گفت كه خدا تو را دشمن داشته است، آیا جا دارد كه بگوئیم: دروغگو حافظه ندارد.

4ـ هر گاه پس از حادثه كوه حراء و نزول چند آیه از سوره «علق»، وحى منقطع گردید، تا این كه سوره «والضحى» نازل گردید، در این صورت باید سوره «والضحى» از نظر تاریخ نزول، دومین سوره قرآن باشد، در صورتى كه از نظر تاریخ نزول، یازدهمین سوره قرآن است.(19) فهرست سوره‏هاى قرآن، تا نزول سوره والضحى به قرار زیر است:

علق، قلم، مزمل، مدثر، تبت، تكویر، انشراح، والعصر، والفجر، والضحى.

در این میان، یعقوبى در تاریخ خود(20) سوره والضحى را سومین سوره از نظر تاریخ نزول مى‏داند و همین نظر نیز با این نقل تطبیق نمى‏كند.

اختلاف در مدت انقطاع وحى

مدت انقطاع وحى بسیار مبهم و به صورت‏هاى گوناگون نوشته شده است و در تفاسیر، اقوال زیر به چشم مى‏خورد: 4 روز، 12 روز، 15 روز، 19 روز، 25 روز، 40 روز.

ولى با مراجعه به فلسفه نزول تدریجى قرآن، خواهیم دید كه انقطاع وحى جریان استثنائى نبوده است. زیرا قرآن کریم از روز نخست اعلام مى‏كند كه مشیت الهى بر این تعلق گرفته است كه قرآن را تدریجا نازل كند. آنجا كه مى‏فرماید:

«و قرآنا فرقناه لتقرأه على الناس على مكث(21)؛ این قرآن را به تدریج فرو فرستادیم كه آن را آرام و با تأنى براى مردم بخوانى.» قرآن در جاى دیگر پرده از روى راز نزول تدریجى قرآن برداشته و مى‏فرماید:

«و قال الذین كفروا لو لا نزل علیه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت به فؤادك و رتلناه ترتیلا»(22)؛ افراد كافر گفتند چرا قرآن یك جا نازل نمى‏گردد، ولى ما این چنین نازل كردیم تا قلب تو را استوار سازیم و به او نظم خاصى بخشیدیم.

با توجه به شیوه نزول قرآن، هرگز نباید انتظار داشت كه هر روز و هر ساعت، جبرئیل با پیامبر در حال تماس باشد و آیه‏اى نازل گردد، بلكه به خاطر اسرارى كه در نزول تدریجى قرآن است و محققان اسلامى به شرح اسرار آن پرداخته‏اند.(23) قرآن در فواصل مختلفى طبق احتیاجات و نیازها، بر اساس سؤال‎ها، نازل گردیده است. در حقیقت، انقطاع وحى در كار نبوده است، بلكه علتى براى نزول فورى وحى در كار نبود.

منبع :تبيان

 

صلوات

صلوات بهترين هديه از طرف خداوند براى انسان است . صلوات تحفه اى از بهشت است .

صلوات روح را جلا مى دهد. صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.

صلوات نورى در بهشت است . صلوات نور پل صراط است .

صلوات شفيع انسان است . صلوات ذكر الهى است .

صلوات موجب كمال نماز مى شود. صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.

صلوات موجب تقرب انسان است . صلوات رمز ديدن پيامبر در خواب است .

صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است . صلوات انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .

صلوات جواز عبور انسان به بهشت است . صلوات انسان را در سه عالم بيمه مى كند.

صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .

صلوات برترين عمل در روز قيامت است . صلوات سنگين ترين چيزى است كه در قيامت بر ميزان عرضه مى شود.

صلوات محبوب ترين عمل است . صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.

صلوات زينت نماز است . صلوات گناهان را از بين مى برد.

صلوات بهترين داروى معنوى است.

با شرکت در طرح صلوات تا ظهور مهدي(عج)

نقشي هرچند کوچک در تعجيل فرج داشته باشيم

تعداد صلواتهاي فرستاده شده : پانصد و هزار گذشت

نيت کرده و وارد شويد...

 

آیه ای که هر کلمه اش لطف است!

بگو: «اى بندگان من كه بر نفس خویش اسراف (و ستم) كرده ‏اید! از رحمت خداوند مأیوس نشوید، همانا خداوند همه ‏ى گناهان را مى‏بخشد، زیرا كه او بسیار آمرزنده و مهربان است. (سوره زمر؛ آیه 53)

اگر فکرمی کنید زبانم لال! دامن خود را به گناهانی آلوده و پالوده اید که دیگر در دستگاه خداوند مثقالی آبرو برایتان نمانده است، از همین الان بگویم که سخت در اشتباهید.

گناه شما هر چقدر هم که بزرگ باشد از رحمت خداوند که بزرگتر نیست؟ دامنه رحمت خداوند آنقدر فراگیر است که حتی مشرکان و کفار را هم در بر می گیرد.

شما که بحمد الله مسلمانید و نگین پرافتخار شیعه بر پیشانیتان می درخشد.

باری!

امروز کلید و آدرس آیه ای را به دستتان خواهم سپرد که به تعبیر کثیری از مفسران، امیدبخش ترین آیه قران کریم است.

آیه ای که در پیشانی قاب این پنجره نشسته و بر آبشار نگاهتان همچنان جاری است، شاید تنها آیه ای است که با هر کلمه اش روزنه ای از رحمت، مهر و امید گشوده شده است.

البته کلام الهی سراسر نور و رحمت است اما آیه یاد شده به دلایلی که ذیلا خواهم آورد یکی از غرر آیات رحمت ربانی است:

1. کلمه "قل ...": شگفت نیست که پیام بشارت خداوند را کسی اعلام می کند که به تعبیر قرآن «رحمة للعالمین» است.(انبیاء/107) 

2.حرف ندای "یا": در این آیه، انسان این بها و منزلت را یافته که طرف خطاب مستقیم خداوند رحمن قرار بگیرد.

3. تعبیر"عبادی": در خطاب فوق همه انسانها اعم از مومن و کافر، مسلمان و مشرک، با وصف شرافت آفرین «عبادی" مخاطب اند.

4. "اسرفوا": اسراف به معنای خروج از جاده اعتدال و تجاوز از حد هر چیزاست هرچنداغلب درخرج کردن اموال کاربرد یافته است. تعبیر به اسراف به جای ظلم، جنایت و گناه، نشان از لطف دیگر الهی است.

5. "علی انفسهم": آوردن این عبارت به این معناست که گرد هیچ از یک از گناهان انسان بر دامن خدا نخواهد نشست، به عبارت دقیقتر، معصیت آدمی ضرر و زیانی به شأن و منزلت خداوندی نمی زند، بلکه دود آن به چشم خود انسان خواهد رفت. حق تعالی با این عبارت نصیحت آمیز، نگرانه و دلسوزانه آدمی را از سقوط در دره تباهی و گناه هشدار می دهد.

5. "لا تقنطوا": قنوط در اصل به معنای یأس از خیر است. در آیه مورد بحث ناامیدی از رحمت خدا با عبارت"لا تقنطوا" مؤکّدا نهی شده است.

6."رحمة الله": اسم "الله"جامع جمیع صفات و اسمای حسنای الهی است؛ اضافه شدن جامعترین اسم خدا به "رحمة" او  بر گستره فراگیر رحمت حق تعالی دلالتی چند باره دارد.

7. "انّ": با کلمه "اِن" که دلالت بر قطعیت می کند، اطمینان خاطر بندگان را نسبت به حتمی بودن رحمت خداوند فراهم می آورد.

8."یغفر": کلمه"یغفر" فعل مضارع است و چنانکه علمای علم نحو گفته اند.این فعل در جایی کاربرد می یابد که عملی به استمرار انجام شود، بر مبنای آیه شریفه، بخشش و مغفرت الهی امروز و فردا ندارد بلکه دائمی و همیشگی است.

9."الذنوب": کلمه ذنوب جمع ذنب به معنای گناه است. از طرفی الف و لام استغراق نیز بر سر آن آمده است و این هر دو دلالت دارد بر اینکه هر گناهی حتی شرک و ...نیز اگر با شرایط خاص مغفرت همراه باشد بخشیده می شود، شرط آن نیز چنانکه در آیات سپس تر آمده است توبه و پشیمانی است.

10."جمیعا": علاوه بردو مورد پیشین که در بند 9گفته شد، آورددن کلمه"جمیعا" به منزله تاکید دوباره ای است بر بخشش همه گناهان.

11. عبارت پایانی آیه یاد شده مشتمل بر دو صفت از اسماء حسنای الهی است که نشان از رحمت و غفران حضرت باریتعالی دارد؛ آری  «انه هو الغفور الرحیم».

اکنون آیا با وجود چنین خدای رحمت گستر مهربانی باز شایسته است که کسی به بهانه ارتکاب معاصی کبیره روی از خالق خود برگیرد و به آفتاب هستی بخش بنده پذیر پشت کند؟

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

گزیده ای از سخنان مطهر و گهربار حضرت  زهرا سلام الله علیها.

 نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

 "پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است." (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

 على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود: هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. "( بهجه ، ج 1، ص 285. )  

على (ع) بهترین داور

 "گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند." ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

 داناترین و نخستین مسلمان

 "رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302) "

 كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

 "پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. "

( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

 على و شیعیان

 "پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند." ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

 شیعه على در قیامت

 "پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. "( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

 پیامبر در جمع اهل بیت

 "بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت."( بهجه ،ج 1، ص 277)

 نتیجه صلوات بر زهراء(س)

 "رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد." ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

 حجاب فاطمه

 "پیامبـر اكـرم (ع) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . "( همان ، ج 1، ص 274.)

 نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

 "پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد." ( همان، ج 1، ص 267)

 پیامبر ، پدر فرزندان زهرا

 "فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود: همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد)."

  ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)

 خوشبخت واقعى

"فاطمه (س) از پیامبراكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل (ع) است كه مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى كسـى است كه على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. "( بهجه، ج 1،ص 271)

 بخشى از خطبه زهرا (س)

 "حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:  

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد، و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر، و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

 و روزه را براى تثبیت اخلاص، و حج را براى قوت بخشیدن دین ، و عدل را براى پیراستن دلها، و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،  

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

 و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ، و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ، و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات، و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

 و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ، و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

 و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت، و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

 و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ، بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

 و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید، زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

 موقعیت اهل بیت در نزد خدا

 "خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم." ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)  

دستورالعملى جامع

 "در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود: اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

 چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. "(بهجه ، ج 1، ص 304)

 زیان بخل

 "پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند." ( همان، ج 1، ص 266)

 نتیجه سخاوت

 "پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. "( بهجه، ج 1، ص 266)

 سحر خیزى

 "رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند." (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )  

زمان استحابت دعا

 "رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد." ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)

ارسالي توسط دوست عزيز :  siamac tirgar

 

 

نیمه شب میدانی چه شد؟

نمايشنامه صوتي بسيار زيبا از ماجراي غصب خلافت حضرت علي(ع) و شهادت حضرت زهرا(س) که به صورت بسيار زيبايي تهيه شده است.

دانلود با حجم 7 مگابايت

 توجه :  پس از کليک بر روي لينک بالا ، در صفحه ظاهر شده دکمه آبي رنگ Download Now در سمت چپ صفحه را فشرده و در صفحه جديد پس از پايان يافتن تايمر گزينه Click Here را بفشاريد.
 

ارسالي توسط دوست عزيز :

 

نماز شب محمود ترک نمي شد    

مناجات در جبهه

نماز شب محمود ترک نمي شد، در جبهه که بوديم، يک شب خيلي باران مي باريد، بچه ها لباس خشک نداشتند، هرکس دراين موقعيت فقط به فکر اين است که لباس گرم بپوشد ولي محمود در آن موقعيت اول نماز شبش را خواند.

سردار شهيد مهندس ناصر فولادي از فرماندهان عمليات بيت المقدس، دست مستخدم بخشداري را مي بوسيد و براين بوسه افتخار مي کرد ، چراکه پيامبر اکرم(ص) دست پينه بسته کارگر را مي بوسيد.

ديوان بيگي در وصف همسرش، شهيد ناصر فولادي نوشته است: آنگاه که نوجواني 14 ساله بيش نبودي، از ظلم و ستم شاه و چپاول نفت سخن مي راندي... در مبارزه عليه طاغوت تا پاسي از شب گذشته اطلاعيه هاي امام را بادست نوشته، پخش مي نمودي، با مواد منفجره وآتش زا ، سه راهي و کوکتل مولوتف مي ساختي تا عليه دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گيرد... .

در سال 56 اولين عکس ملعون شاه را از محوطه دانشگاه صنعتي شريف، پايين کشيدي و مجسمه او را سرافرازانه با کمک دوستان سرنگون کردي، در صف تظاهر کنندگان خطاب به مزدوران خائن گفتي:" قلب من آماج گلوله هاي شماست "و سينه ستبر خود را بر آنها گشودي. تو را مبارز يافتم، آنگاه که در سنگر دانشگاه در صف مبارزه با گروه هاي الحادي به دفاع از مظلوميت شهيد بهشتي پرداختي و از ليبرال و منافق بيزاري جستي ... .

تو را مبارز يافتم، آنگاه که در صف فاتحان لانه جاسوسي آمريکا ، يکسال شبانه روز مقابل کفر، خستگي ناپذيري پرتلاش ايستاده  و به گفته دوستان، مسئوليت آنان را نيز بر دوش خود نهادي ... .

تو را مبارز يافتم آنگاه که کردستان دست نياز به سوي مبارزان گشود، به مصاف با باطل شتافتي و در ظهر عاشورا، گرسنه وتشنه به ياد امام حسين(ع) و اصحاب با وفايش در زير رگبار گلوله خصم ،به نماز پرداخته و شهد عروج محمود عزيزت( اخلاقي) بودي... . تو را مبارز يافتم آنگاه که در سمت بخشدار منطقه جبالبارز ،28 روز طي طريق نمودي و به گفته دوستان، جبالبارز جنوبي را کشف نموده تا خدمت به محرومين نمايي.

علي گونه 300 گالن نفت را با پمپ دستي، شبي تا صبح، نفت زدي تا فرداي آن روز سريعتر به دست مستضعفين جلوي بخشداري توقف نموده اند برساني ، خود نيز به کمک شتافته و پاکت هاي سيمان را برپشت نهادي که آثار زخم تا مدتها باقي مانده بود، شبانه براي محرومين آذوقه، نفت و ... به درب منزلا مي بردي و خود در گوشه اي پنهان مي شدي تا ريا نشود.

دست مستخدم بخشداري را مي بوسيدي و براين بوسه افتخار مي کردي که چراکه پيامبر اکرم(ص) دست پينه بسته کارگر را مي بوسيد،در درو محصولات محرومان، داسي را در دست گرفته و ساعتها زير آفتاب سوزان کمک مي نمودي... .

تو را مبارز يافتم ، آنگاه که حضور در جبهه را بر هر مسئوليتي اولا دانسته و پيشنهاد فرمانداري را رد نموده و از بخشداري نيز استعفا دادي ... .

 به هر حال شهادت محمود روي بچه ها اثر گذاشت. يک کم روحيه آنها را ضعيف کرد ولي يادشان آمد که محمود آرزويش اين بود، آدم ناراحت نمي شود از اين که کسي به آرزويش برسد،... .

نماز

تو را مبارز يافتم آنگاه که به خاطر سنت پسنديده ازدواج به اداي نيمي از دين، از حنظله غسيل الملائکه سخن گفتي و جهاد في سبيل الله را بر همه چيز راجع دانستي... .

تو رامبارز يافتم آنگاه که اتاق عقد را با آيات جهاد و شهادت مزين نمودي و پس از مراسم نيز سراسيمه جهت تجديد عهد با شهيدان ، به سوي گلزار شهدا شتافتي.

تو رامبارز يافتم که برتر از حنظله به عهد خود وفا کردي و با حضور در جبهه ، خود را به خرمشهر رساندي و به آرزوي هميشگي ات که هميشه در قنوت نمازهايت تکرار مي شد"الهم ارزقني توفيق شهاده في سبيلک" نائل آمدي و پرونده 22 سال عمر پر برکت که سراسر مبارزه و مجاهده بود، بسته شد و براستي تو را شهادت لايق بود و بس.

 

قسمتي از سخنان شهيد مهندس فولادي درباره شهيد محمود اخلاقي؛

"الذين آمنو و هاجرو في سبيل الله و اموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون"قرآن کريم.

حدود سه ماه پيش با محمود حرکت کرديم به طرف کامياران و حدود چهل نفر بوديم، در آنجا با يکي از بچه ها خيلي آرزو داشتند به مرز روند.مخصوصاً محمود که بيش از همه آرزو داشت. مسئول آنجا موافقت کرد که ما را بفرستد 14 نفر از چهل نفر جدا شدند و رفتند به طرف سومار و از 14 نفر، پنج تا از بچه ها خسته شدند و در کل 9 نفر باقي ماندند، دو تا تپه در منطقه بود که اگر به دست سپاه کرد مي افتاد مزدوران عراقي مي بايست منطقه را ترک مي کردند.

صبح تاسوعا، ارتش حمله اش را شروع کرد، صبح بعد از عاشورا بود نمي توانستيم کار بکنيم زيرا عراقي ها با توپ و تانکهايشان در پايين تپه مستقر شده بودند، صبح عاشورا بچه ها حرکت کردند، اتفاقاً تصميم داشتند براي اين كه شهيد شوند آن روز را حتما روزه بگيرند روي همين اصل به اصطلاح خودشان روزه گرفتند.

اما چون روز عاشورا ،روزه صحيح نيست ولي سحري مانندي خوردند و حرکت کردند قدم به قدم تمام سنگرها را جلو رفتند تا رسيدند به محلي که توپ و تانک هاي ارتش همه آنجا بود، هيچ کس جرات نداشت جلو رود، بيست نفر از برادران ارتش مي خواستند تسليم شوند.محمود آمد آنجا و گفت: امروز روزي است که ما بايد خونمان را در راه اسلام بدهيم و اين دو تپه را بگيريم، ما نبايد زنده بمانيم.

صبح که حرکت کرديم، هرکس از محمود سوالي مي کرد کچا مي رويد، محمود در جواب مي گفت: پيش خدا يا پيش امام حسين(ع) مي رويم.... قبل از عمليات آن هم نه نفر جهت گرفتن تپه، محمود شروع کرد به صحبت کردن.آيه اي از قرآن خواند گفت:" ان ينصرکم الله فلا غالبا" اگر شما خدا را ياري کنيد هيچ کس نمي تواند بر شمل غلبه کند نمونه عينيش همين بود که نه نفر از تپه بالا رفتند، يکي از برادران همان دفعه اول تير به فکش خورد و شهيد شد.

 قرار گذاشته بوديم اگر کسي تير خورد هيچ کس حق ندارد پهلوي تير خورده باقي بماند.بايد برود تپه را بگيرد و بعد بيايد به مجروح برسد. به هر ترتيب که بود دو تا سنگر که گرفتيم محمود عين شير مي غريد، الله اکبرهاي محمود ترسي در دل دشمن انداخته بود که از ترس جانشان گذاشتند و فرار کردند خود محمود به تنهايي 30 تا 40 مزدور را کشت به هر شکل، تپه تصرف شد.

محمود کسي بود که خود سازيش را از 6 سال قبل آغاز کرد زماني که آيت الله رباني شيرازي جيرفت بود، پيش آقا رفت و او سخنراني که براي محمود کرد راه به او شناساند و خط و مشي محمود را مشخص کرد. همه خواهران و برادران بدانند که محمود قبل از انقلاب در گروه هاي مسلحانه چقدر فعاليت کرد اما هيچ کس خبرنداشت.

پرواز

 محمود با يکي از برادران مهدي يوسفيان بالاي تپه 3 تا تانک زدند و قبل از اين جريان ظهر عاشورا، بچه ها زير رگبار کلانشيکف ايستاده و نماز جماعت خواندند، براي ما قابل تصور نبود موقعي که مي گفتند " امام حسين(ع) روز عاشورا نماز خوانده، آن هم نماز جماعت، باور نمي کرديم."

ولي حال فهميديم که محمود واقعاً حسين وار بود، ايستادند نماز جماعت خواندند و حمله را شروع کردند، نمي دانستند بالاي تپه چند نفر است يک لشکر ، ده نفر ، .... هيچي نمي دانستند فقط مي دانستند خدا در قرآن فرموده اگر يک نفر از شما مومن باشد حريف صد نفر است.

همه به اين اصل معتقد بودند و خوب الحمدالله عملي شد.مزدوران از ترس فرار کردند و اسلحه ها را به جا گذاشتند، بچه ها از فرصت استفاده کرده، خط را بازديد کردند بالاي تپه 3 تانک را زدند.2 تانک عقب نشيني کرد، يکي از آنها شروع کرد به طرف محمود گلوله انداختن، که محمود بلند شد تا تانک را بزند که سعادت شهادت نصيبشان شد.

 به هر حال شهادت محمود روي بچه ها اثر گذاشت. يک کم روحيه آنها را ضعيف کرد ولي يادشان آمد که محمود آرزويش اين بود، آدم ناراحت نمي شود از اين که کسي به آرزويش برسد،... .

محمود واقعاً طالب شهادت بود، در سخنراني هايش بارها مي گفت: تنها فاصله عاشق و معشوق يعني آدم و خدا فقط مرگ است هر چه زودتر اين فاصله بايد برداشته شود، چرا آدم هفتاد سال زندگي کند، حيف نيست آدم 70 سال از معشوقش دور باشد بايد هرچه زودتر به معشوق برسد، به هرحال محمود صفات حسنه اش خيلي زياد بود، نمي شود در يک جلسه بگوئيم اما يکسري از آنها را مطرح مي کنم.

محمود کسي بود که خود سازيش را از 6 سال قبل آغاز کرد زماني که آيت الله رباني شيرازي جيرفت بود، پيش آقا رفت و او سخنراني که براي محمود کرد راه به او شناساند و خط و مشي محمود را مشخص کرد. همه خواهران و برادران بدانند که محمود قبل از انقلاب در گروه هاي مسلحانه چقدر فعاليت کرد اما هيچ کس خبرنداشت.

مهمترين چيزي که واقعاً در محمود بود اخلاص بود، هرکاري مي کرد نمي گذاشت کسي بفهمد، راجع به اخلاص او خاطره اي را ذکر کنم ، يک رودخانه اي پشت جبهه بود روي اين پل يک سيم کشيده بودند براي تمرين تکاوران نيروي زميني، محمود روز حاضر نشد اين کار را بکند مي گفت:" نمي توانم ولي در شب ساعت هشت مرا صدا کرد و گفت:" مي خواهم از روي آن رد شوم فقط براي آن که اگر در رودخانه افتادم تو بداني، او چون قصد داشت خودش را بسازد، با نيروي ايمانش حرکت کرد و رفت و به سلامتي برگشت،رفتني که هيچ کس نمي توانست برود اما محمود با اين جثه ضعيف ولي روح قوي انجام داد

ديوان بيگي در وصف همسرش، شهيد ناصر فولادي نوشته است: آنگاه که نوجواني 14 ساله بيش نبودي، از ظلم و ستم شاه و چپاول نفت سخن مي راندي... در مبارزه عليه طاغوت تا پاسي از شب گذشته اطلاعيه هاي امام را بادست نوشته، پخش مي نمودي، با مواد منفجره وآتش زا ، سه راهي و کوکتل مولوتف مي ساختي تا عليه دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گيرد... .

دفاع مقدس

نماز شب محمود ترک نمي شد، در جبهه که بوديم، يک شب خيلي باران مي باريد، بچه ها لباس خشک نداشتند، هرکس دراين موقعيت فقط به فکر اين است که لباس گرم بپوشد ولي محمود در آن موقعيت اول نماز شبش را خواند، انسان نمي تواند راجع به محمود صحبت کند... پشت جبهه آبي بود که خيلي سرد بود در اولين فرصتي که محمود بدست مي آورد، آبي مي آورد آن را گرم مي کرد و براي بچه ها ، چايي دم مي کرد اما خودش نمي خورد.چايي به برادران ارتشي مي داد تا روحيه آنها را قوي تر کند. نهار و شام آنجا خيلي ارزش داشت، محمود خودش دو تا پرس غذا در دست داشت ولي نمي خورد.

فاجعه است دراين جا مردم مي آيند در صف نفت و ... مي ايستند سرغذا، آب، گاز با هم دعوا داريم محمود از همه اينها رنج مي برد، همين الان در قبر نيز رنج مي برد... اگر دو روز نان به ما نرسد شروع مي کنيم به هزار داد و بيداد کردن ولي محمود گرسنگي را تحمل مي کرد و اکثر مواقع او روزه بود.

يک روز در کامياران بچه ها صحبت مي کردند که اگر اسير شدند حق دارند که به خود تير خلاصي بزنند و خود را بکشند، محمود از جا بلند شد و گفت: برادران شهيد شدن با يک گلوله براي مسلمانان ننگ است، بايد انسان را بگيرند، زجر دهند، با قيچي تکه تکه کنند، آن موقع ثواب دارد و انسان اجر مي برد، محمود دعايي را مي خواند" الهم ارزقنا قتلا في سبيلک تحت رايت نبيک مع اوليائک" خدايا کشته شدن در راه خودت را در زير پرچم پيامبرت با اوليائت روزي ما بفرما... .

اين سخنراني توسط سردار شهيد فولادي در شب هفتم سردار شهيد اخلاقي در منزل ايشان ايراد شده است

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

دانلود 10 جلسه با فرمت 3gp و حجم کم

براي سفارش CD اين مجموعه با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

چربی های خوب و بد را بشناسید

چربی های خوب و بد

تا به حال درباره چربی های خوب و چربی های بد چیزی شنیده اید؟

آیا می دانید چه نوع چربی هایی مفید و چه نوعی مضر هستند؟

 

همگی دوست داریم در این باره چیزهایی یاد بگیریم، ولی اطلاعات کمی در این زمینه وجود دارد.

حال ما، شما را با چگونگی شناسایی چربی های خوب و بد آشنا می کنیم.

1- چربی های خوب و مفید:

چربی های غیر اشباع

 

الف) چربی های غیراشباع مونو (با یک باند دوگانه):

 روغن زیتون ، کانولا (کلزا)، بادام زمینی ، بادام و آووکادو.

 

ب) چربی های غیراشباع پُلی (با چند بانه دوگانه): ماهی ، روغن ذرت، روغن سویا، روغن گلرنگ، روغن تخم کتان ، آجیل و سایر روغن های گیاهی.

چربی های اشباع

 

2- چربی های مضر و بد :

 

الف) چربی های اشباع: شیر پرچرب، گوشت قرمز ، کره، پنیر، خامه، روغن نارگیل ، روغن حیوانی، چربی و پوست مرغ .

 

ب) چربی های ترانس: روغن نباتی جامد ، مارگارین (کره گیاهی).

3- چربی های غیر اشباع پلی برای حفظ سلامتی، مهم و لازم هستند و چون بدن قادر به تولید آنها نیست، بایستی از طریق غذاها، آنها را به دست آورد.

چربی های غیراشباع مونو هم که به مقدار فراوان در روغن زیتون و کانولا (کلزا) وجود دارند، در پیشگیری از بیماری های قلبی و کاهش کلسترول خون مفید هستند. چربی های غیراشباع مونو، از انواع مفید و سالم چربی ها هستند و باستی در برنامه غذایی روزانه ی ما وجود داشته باشند.

 

4- چربی ها اشباع مضر هستند، زیرا باعث افزایش چربی های بد خون ((LDL و کاهش چربی های خوب (HDL) در بدن می شوند و به همین دلیل خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش می دهند. این نوع چربی ها بایستی به مقدار خیلی کم مصرف شوند.

روغن زیتون

5- افزودن چربی های غیراشباع به برنامه غذایی روزانه و کاهش مصرف چربی های اشباع برای حفظ تغذیه مناسب و سالم، اهمیت دارد. چربی های غیراشباع به کاهش التهاب بدن و قابلیت انعطاف بیشتر غشاهای سلولی کمک می کنند. همچنین از بروز بیماری های قلبی جلوگیری می کنند.

حذف کامل چربی های اشباع از غذاها، غیر ممکن است، ولی می توانید مقدار مصرف آنها را کاهش دهید. مثلا به جای روغن نباتی جامد از روغن های مایع گیاهی و روغن مخصوص سرخ کردنی استفاده کنید. چربی های گوشت و چربی ها و پوست مرغ را هنگام تمیز کردن آنها، کاملاً جدا کنید. هنگام پخت غذاها، روغن خیلی کمی در آنها بریزید. از سرخ کردن مواد غذایی تا حد ممکن بپرهیزید و هنگام ناچاری، فقط آنها را کمی تفت دهید(با روغن کم).

6- شاید ایجاد تغییرات در برنامه غذایی روزانه، در ابتدا کمی سخت باشد، ولی اضافه کردن غذاهای جدید به الگوی غذایی روزانه، سخت نیست. بعضی اوقات کافی است به غذای مضر بگویید: «نه»!!

صرف اینکه یک غذای مضری به شما تعارف می شود، یا در محل کارتان عرضه می شود، نباید آن را بخورید. اگر ماهی دوست دارید و گاهی وقت ها آن را مصرف می کنید، طوری برنامه ریزی کنید که یک تا دوبار در هفته آن را بخورید.

*مطالب مرتبط:

به مقدار کافی چربی بخورید  چربی ترانس چیست؟  انواع چربی ها و منابع غذایی آنها  فرق کره گیاهی و حیوانی را می دانید؟

روغن هایی که قلب را به درد می آورند  یك وجب روغن سالم  چربی های مضر در غذاهای مضر  روغن نباتی جامد نخورید

نقش چربی‌‌ها در سلامت انسان

 

5 راه عاشق ماندن تا ابد

عشق

5 راه براي حفظ علاقه در رابطه ي زناشويي!

1- زن خود را گرامي بداريد . به شوهر خود احترام بگذاريد.

نياز احساسي يک زن، ارجمند شمرده شدن است و اين امر، وظيفه شماره يک شوهر به شمار مي رود. بدين معنا که احساس او را دوست بداريد و برايش ارزش قايل شويد؛ او اولويت شماره يک شما محسوب مي شود.

نياز اصلي احساسي يک مرد اين است که از سوي همسرش مورد احترام قرار گيرد. هنگامي که او به خانه مي آيد دوست دارد احساس کند دست کم يک نفر در دنيا وجود دارد که فکر مي کند او مهم است. اين بدان معناست که هنگامي که او وارد خانه مي شود، تلفن را کنار بگذاريد.

2- مثل دو دوست خوب با يکديگر رفتار کنيد.

زير سايه ازدواج، يکي از موهبت هاي الهي که به عروس و داماد اعطا شده است، اين است که آنها بايد دوست هاي خوبي براي يکديگر باشند.

ويژگي عمده دوستي اين است که هر کس به احساسات و نيازهاي طرف مقابل احترام بگذارد و براي آنها ارزش قايل شود. ارزش قايل شدن يعني، آنچه که براي شما مهم است براي من نيز مهم باشد؛ اين يک روش کليدي و اساسي است براي آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش داريد.

سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.

3- اين چهار کلمه طلايي را به خاطر بسپاريد.

گوش دادن، توافق، جبران و قدرداني. از همان آغاز ازدواج خود، بر سر اين قانون ابتدايي توافق نماييد: مهم نيست که چه قدر ناراحت هستيد، هيچ وقت يک دعواي لفظي را شروع نکنيد.

دعواي شديد فقط مشکلات را وخيم تر مي کند، و باعث تيرگي روابط مي شود. به جاي دعوا، چهار کلمه طلايي را اجرا کنيد:

گوش دادن: اين امر براي همکاري و حل مشکلات، ضروري است. اجازه دهيد همسرتان، بي آنکه کلامش قطع شود صحبت کند، و سپس سخنانش را تکرار کنيد. اين کار شما باعث مي شود همسر شما مطمئن شود که به حرف هايش گوش کرده ايد.

توافق: هنگامي که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستيد ، بکوشيد تا مشکلات را برطرف کنيد. هيچ يک از طرفين نبايد احساس کنند که مجبور به پذيرفتن نقطه نظر طرف مقابل هستند.

جبران: هنگامي که از نظر احساسي به يکديگر لطمه مي زنيد، لطمه به وجود آمده را جبران کنيد و احساسات باقي مانده از عصبانيت و دلخوري را برطرف کنيد. تصميم بگيريد صددرصد مشکلات را از بين ببريد و دوستي را جايگزين آن کنيد. يک دلخوري کوچک، هنگامي که 50 مرتبه جمع شود، مي تواند ديواري از جدايي و کدورت به جاي بگذارد.

قدرداني: هيچ وقت نمي توانيد به اندازه کافي از همسر خود قدرداني کنيد. سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.

عشق

4- حد و مرزهاي مستحکمي ايجاد کنيد.

همسر شما اولويت شماره يک شما محسوب مي شود ، نه خانواده، خويشاوند، دوست، فرزند، کار، يا سرگرمي شما. حد و حدود مستحکمي ايجاد کنيد تا نشان دهد که شما براي ازدواج خود ارزش قايل هستيد و به هيچ چيز و هيچ کس اجازه نمي دهيد رابطه شما را کم رنگ کند.

اين امر بدين معنا نيست که خانواده ي خود را فراموش کنيد يا نسبت به کار و تحصيلتان بي توجه باشيد ، اما فراموش نکنيد همسرتان ديگر جزئي از شماست ودر زمان مشغله هم بايد به او بفهمانيد چقدر برايتان مهم است.

5-  روزانه خوشحال کننده اي به يکديگر بدهيد.

کاري کنيد تا طرف مقابلتان احساس خوبي داشته باشد ،و تلاش کنيد هر روز با دادن يک روزانه، همسرتان را شاد کنيد. اگر او مي گويد گل مريم دوست دارد، به خاطر اين که فکر مي کنيد رز رمانتيک تر است، براي او رز نخريد.

دريابيد که همسرتان دوست دارد چه هديه اي از شما بگيرد، آيا دوست دارد آن هديه يک ابزار محبت و علاقه، دريافت يک کادو، کمک کردن (مثل کمک در کارهاي خانه...) باشد، يا سپري کردن اوقات خوشي با يکديگر، يا...

آنها را به خاطر بسپاريد و جزء کارهاي روزانه خود قرار دهيد.

گرفتار روزمره گي شدن بدترين اتفاق ممکن است ، سعي کنيد روز هايتان را تنوع دهيد..

مقالات مرتبط :

هفت راز عشق با دوام   بي تو ،هرگز!   ديگه دوستت ندارم...    هفت پنجره رو به عشق

دلخورم ،امادوستت دارم   نزاع از نوع عاشقانه

 

کنترل اینترنت در دست کیست؟

شبکه جهانی اینترنت طی سالهای اخیر به اندازه ای با زندگی انسان در هم پیچیده شده است که مانند بسیاری از رفتارهای ناخودآگاه انسانی توجه کسی را به خود جلب نکرده و بسیاری از حقایق جالب توجه آن بدون توجه و ناشناس باقی مانده است. اینترنتی که در حدود ۴۰ سال پیش در آزمایشگاهی در دانشگاه کالیفرنیا به وجود آمد امروزه تمامی جهان را تحت پوشش خود درآورده و به قسمتی از زندگی روزمره بیش از ۱.۵ بیلیون انسان تبدیل شده است.با این حال کمتر کسی به جزئیات این پدیده همه گیر توجه داشته و همه آن را به عنوان ابزاری برای رفع نیازهای خود می بینند. نیروهای شکل دهنده اینترنت، وسعت آن، احتمال تکامل اینترنت به منظور شکل گیری ذهنی مستقل و...از سئوالات ساده ای است که کمتر کسی به آن توجه دارد. به همین دلیل سایت علمی نیوساینتیست با طرح سئوالاتی ساده در رابطه با این پدیده جهانی در یافتن پاسخ هایی برای این سئوالات تلاش کرده است.
● چه کسی اینترنت را کنترل می کند؟
پاسخ رسمی به چنین سئوالی "هیچکس" است. اما این پاسخ نیمی از حقیقتی است که مخفی باقی مانده است. اینترنت اصولا گروهی از موافقت نامه ها میان جوامع رایانه ای، سرورهای بی شمار و کابلها است که بیشتر آنها در خفا قرار دارند. اما از نظر برتری توانایی در کنترل شبکه می توان از شرکت اینترنتی ICANN در کالیفرنیا نام برد.این شرکت سازمانی است که میزان آدرسهای آنلاین یا نامهای دامنه را به همراه پسوندهای آنان از قبیل com. متعادل می سازد. کشورهای روسیه، چین و اروپا به صورت مداوم به خاطر نفوذ بیش از حد آمریکا بر هماهنگی جهانی اینترنت ابراز نگرانی می کنند زیرا به گفته یکی از مدیران منطقه ای این شرکت آمریکا نقشی متفاوت از نقش دیگر کشورها در زمینه اینترنت دارد.به بیانی دیگر در صورتی که هر کشوری قصد تغییر جنبه های مختلف دامنه خود را داشته باشد این تغییرات باید توسط وزارت بازرگانی آمریکا مورد کنترل و تایید قرار گیرد. عملیات اجرایی چنین تغییراتی نیز توسط شرکت آمریکایی Verisign صورت خواهد گرفت و به همین دلیل کشورهای بزرگ جهان به این امر که آمریکا عملا در حضور کشورهای مختلف در این شبکه نقش تعیین کننده ای دارد اعتراض دارند.
آیا این شبکه می تواند خودآگاه باشد؟
از نظر مهندسی دیدن شباهتهای کیفی میان مغز انسان و شبکه پیچیده اینترنت از قبیل حفظ، پردازش، فراخوان و انتقال داده ها، امری آسان به شمار می رود. اما این شبکه از هوشیاری های مشابه انسان از جمله توانایی شناسایی خود برخوردار نیست. با این حال با افزودن آگاهی به اینترنت می توان آن را به شبکه ای خود آگاه که در راه بهبود توانایی های خود تلاش می کند تبدیل کرد.آمارهای جدید نشان می دهد که در حال حاضر بیش از یک بیلیون انسان در حال استفاده از اینترنت هستند و در عین حال بیش از یک بیلیون انسان تنها از طریق تلفنهای همراه خود به این شبکه عظیم اتصال دارند.
این شبکه در حال حاضر حتی در موقعیت نیمه هوشیار نیز قرار ندارد اما با ایجاد موقعیتهای مختلف از جمله فراهم آوردن شرایطی برای کنترل کمبودهای دانش و چاره جویی برای این کمبودها به واسطه خود شبکه می توان اینترنت را از موقعیت فعلی خود خارج کرده و آن را به سطح هوشیاری نزدیک کرد. دانشمندان بر این باورند که با گسترش سایتهای گروهی، اینترنت رو به سوی هوشیاری گذاشته است و می تواند طی دهه آتی به سطح هوشیاری کامل برسد.
وسعت اینترنت چه اندازه است؟
در اینکه اینترنت بسیار عظیم است شکی نیست. در سال ۲۰۰۵ گوگل طی محاسبه ای اعلام کرد اینترنت بالغ بر ۵ میلیون ترابایت را در خود جا داده است. آمارهای جدید نشان می دهد که در حال حاضر بیش از یک بیلیون انسان در حال استفاده از اینترنت هستند و در عین حال بیش از یک بیلیون انسان تنها از طریق تلفنهای همراه خود به این شبکه عظیم اتصال دارند.اینترنت ترکیبی ناهماهنگ از رایانه ها است که توسط واحدهای مجزایی مانند انواع شرکتها و دانشگاهها و دیگر مراکز به وجود می آیند. امری که این شبکه های ناهماهنگ را به صورت واحد درخواهد آورد زبانی بین المللی به نام معاهده کنترل ارسال و معاهده اینترنت است. در سال ۲۰۰۸ موتور جستجویی به نام کویل با عنوان بزرگترین موتور جستجوی جهان به وبگردها معرفی شد که این موتور جستجو به بیش از ۱۲۰ بیلیون صفحه دسترسی داشت اما مدتی کوتاه پس از آن گوگل از امکان دسترسی به بیش از یک تریلیون صفحه اطلاعاتی خبر داد. این در حالی است که برخی از آمارها از امکان صد برابر بودن اطلاعات موجود در این شبکه نسبت به گوگل یا کویل خبر می دهند. امری که قطعی است سرعت بالای رشد اینترنت و اطلاعات موجود در آن است. بر اساس گزارش گوگل روزانه چندیدن بیلیون صفحه به اینترنت افزوده می شود.
● آیا تنها یک اینترنت وجود دارد؟
به گفته محقق دانشگاه کلمبیا در صورتی که چین هدایت نامهای دامنه های کشور خود را به عهده گیرد می تواند از سیستمهای آمریکایی استقلال یافته و شهروندان خود را از قسمت بزرگی از اینترنت جدا سازد. در این صورت این تغییر زبان می تواند جداسازی ملی اینترنت را تسریع ببخشد . در حال حاضر و به احتمال زیاد تنها یک اینترنت در جهان وجود دارد. اینترنت ترکیبی ناهماهنگ از رایانه ها است که توسط واحدهای مجزایی مانند انواع شرکتها و دانشگاهها و دیگر مراکز به وجود می آیند. امری که این شبکه های ناهماهنگ را به صورت واحد درخواهد آورد زبانی بین المللی به نام معاهده کنترل ارسال و معاهده اینترنت است که با نام TCP/IP نیز شناسایی می شود.البته شبکه های عظیم متعددی نیز وجود دارند که از IP های متفاوتی به منظور جدا ماندن از اینترنت استفاده می کنند که از آن جمله می توان به FidoNet اشاره کرد.
در حالیکه یک زبان رایج رایانه ای (TCP/IP) عامل موفقیت این شبکه عظیم شد، نوعی دیگر از زبان، زبان انسانی به تدریج باعث جداسازی این شبکه شده و آن را به چندین شبکه جداگانه منطقه ای تبدیل کرد. در سال ۲۰۰۷ سازمان ICANN تحت فشار روسیه و چین اجازه استفاده از حروف غیر لاتین را در آدرسهای آنلاین صادر کرد. این حرکت علاوه بر ایجاد امکان دسترسی بیلیونها چینی و روسی به اینترنت و بهبود در ارتباطات و تجارت آنلاین در میان کشورها، باعث ایجاد تغییر در چهره پیشین اینترنت شد. یکی از این تغییرات از بین رفتن امکان دسترسی به تمامی دامنه های جهان به دلیل تفاوتهای نامهای دامنه ها است. به گفته محقق دانشگاه کلمبیا در صورتی که چین هدایت نامهای دامنه های کشور خود را به عهده گیرد می تواند از سیستمهای آمریکایی استقلال یافته و شهروندان خود را از قسمت بزرگی از اینترنت جدا سازد. در این صورت این تغییر زبان می تواند جداسازی ملی اینترنت را تسریع ببخشد و در نهایت کنترل قسمتی از این شبکه به دست آمریکا، قسمتی به دست چین و قسمتی دیگر از آن به دست روسیه خواهد افتاد.
 

کدوم آقاست کدوم خانم

 

نرم افزار موبايل اوقات شرعي نسخه 3.8

۱ - امکان پخش هشدار n دقیقه قبل از اذان صبح (یکی از کاربردهای آن بیدار شدن برای سحری در ماه مبارک رمضان).
۲ - امکان پخش هشدار n دقیقه قبل از طلوع خورشید (برای کسانی که صدای اذان را نشنیده اند مثلا ده دقیقه قبل از طلوع آخرین فرصت برای ادای نماز صبح).۳ - امکان اختیاری بودن پخش اذان صبح.
۴ - تغییرات ظاهری و باطنی برنامه جهت سهولت استفاده از آن.
5- زدن آلارم کوچک و انجام لرزاننده يا ويبراتور قبل از هشدار يا اذان
6- نمايش نيمه شب شرعي 7- تفکيک تنظيم تاريخ و انتخاب شهر
8 - نمايش مدت زمان باقيمانده تا اولين وقت اذان و همچنين براي طلوع خورشيد

دانلود با حجم 958 کيلو بايت
 

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://www.rasekhoon.net/PostalCard

معرفي چند کتاب اينترنتي

 

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

جديدترين مجموعه سخنراني

آثار اطاعت و بندگي خداوند

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

چرا رابطه دختر و پسر گناه است؟

اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد نامحرم)به منظور حفظ عفت عمومی ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم اعم از سخن گفتن از روی شهوت، نگاه شهوت آمیز، تماس بدنی و عمل زناشویی را ممنوع کرده و بر حیا و عفت و پاکدامنی تأکید نموده است.
پیامبر اکرم(ص) از سخن گفتن زن با مرد نامحرمی نهی کرد و فرمود: "هر مرد با زن نامحرمی دست دهد، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت".(1)
فقها بر اساس روایات معصومان دربارة روابط با نامحرمی احکامی را بیان داشته اند که به پاره ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1ـ خانم ها می توانند با نامحرمی صحبت نمایند، مشروط به این که:
1ـ به قصد لذت نباشد،
2ـ صدای خود را نازک و تلطیف نکنند،
3ـ خوف فتنه نباشد.(2)
مسئله 2ـ هر کسی که نگاه کردن به او جایز نیست،‌ تماس بدنی با او نیز جایز نیست و هر گونه لمس کردن بدن با هر عضوی باشد، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، مگر این که از روی لباس و بدون قصد لذت باشد.(3)
مسئلة 3ـ اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی آن جا نباشد و دیگری هم نتواند وارد شود، چنانچه بترسند که به حرام بیفتند، باید از آن‌جا بیرون روند و ماندن آن‌ها در آن مکان حرام است.(4)
واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ,از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه , اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان , قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى درانسان شود و موجب اختلال در نظم اجتماعی و بنیان خانواده شود و به آرامش روحى ، روانى و عفت عمومى , صدمه وارد کند, موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

منبع :  درگاه پاسخگویی به مسایل دینی   http://www.porsojoo.com

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی وپيشنهادهای خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

بانک پرسش و پاسخهاي شما

منبع : سايت پاسخگو

ارسالي توسط : نداي صالح

 

امام علي(ع) فرمودند :

 

الفِکْرُ مِرْأةٌ صَافِیَةٌ.
اندیشه، همچون آیینه‌ای صاف و درخشان است.
Intellect is like a clear mirror.
غررالحکم و دررالکلم, ص 120

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛   برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 8:30 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 7:30 شب

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter