گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

ويژه نامه گل ليلا

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

ويژه نامه قبلي گل ليلا - 27/01/88

مشاهده ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

 

وقتی درهای بسته باز می‎‎‎‎شود

در بسته

وقتی همه درها به رویت بسته چی کار می‎کنی؟!

امام جواد(علیه‎السلام) مى‎فرماید:

لَوْ كانَتِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ رَتْقاً عَبْد ثُمَّ اتَّقى اللهَ تَعالَى جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْها مَخرَجاً.(1)

اگر درهاى آسمان و زمین به روى كسى بسته شود و او پرهیزگارى پیشه كند؛ خداوند گشایشى در كار او مى‎دهد.

گاه مى‎شود كه در زندگى، تمام درها به روى انسان بسته مى‎شود و به هر طرف رو مى‎كند با مشكل یا مشكلاتى رو به رو مى‎شود.

این گونه رویدادها فرصتى است براى بیدار شدن انسان‎ها و بازگشت او به سوى خدا، بازگشتى سازنده و تغییر دهنده سرنوشت. در این هنگام اگر از جان و دل متوجه او گردد و از ذات پاكش مدد گیرد، امدادهاى الهى به سراغ او آمده و نسیم‎هاى رحمت پروردگار، او را در آغوش مى‎كشند و از راه‎هایى كه هرگز باور نداشته، درهاى بسته گشوده مى‎شود

 

چرا حضرت آدم خطا کرد؟

حضرت آدم(ع)

- سلام

علیک سلام.

- چیه؟ چرا این قدر پکری؟

پکر نیستم، تو فکرم. آه!

- چرا آه می‏کشی؟ مگه چی شده، بگو شاید بتونم کمکت کنم.

کمک! نه بابا سوال من مغزم کاملاً قفل کرده. سطحش خیلی بالاتر از این حرفاست.

- حالا گفتنش که ضرر نداره. بگو نهایتش با هم می‏ریم دنبال جوابش.

حالا که اصرار داری خوب گوش کن. آخه حضرت آدم جد همه‏ی ما آدم‏ها مگه چی کم داشت که پا شد از بهشت به اون باحالی اومد بیرون. حافظ خیلی قشنگ گفته

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در ایــن دیــر خــراب آبــادم

- سوالت همین بود؟

همین بود چیه، مَردی؟ - راست می‏گی یه جواب درست حسابی بده!

- خوب بسم ‏الله . اولاً از اول هم قرار نبود حضرت آدم و حضرت حوا تا آخر بهشت بمونن.

از کجا می‏گی؟

- از قرآن. در آیه 30 / بقره: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً.

خدا به فرشته‏ها می‏فرماید: من در زمین حتماً می‏‏خواهم یک جانشین و خلیفه برای خودم قرار بدهم.

خوب این کجاش نشون می‏ده قرار نبوده در بهشت بمونیم

- دنباله آیه نشون می‏ده. چونکه ملائکه همه شروع می‏کنن به اعتراض که خدایا اگر آدم توی زمین، روی خاک بره خون به‏پا می‏کند، فساد می‏کند. «قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ» بله آقا ، فرشته‏ها به آدم  در بهشت که اعتراض نداشتند. پس از اول خدا ما را آفرید که بیاره دنیا. فقط اول تو بهشت یه خورده ناز و نعمت به ما داد.

شیطان برای به خطا انداختن انسان از یک راه نمی‏آید

- بارک الله. دقیقاً همین طوره. هر کسی که می‏خواد بره مسابقه یک دوره بدن سازی و تقویت بدنی و تربیت بدنی داره.

خوب، حالا جواب این سوال منو بده، آخه پیغمبر خدا، اونم اولین پیغمبر خدا، چطور خطا کرد؟ از هر کسی میشه انتظار داشت اما از پیغمبر خدا نه!

- عجب سوال خوبی. ببین یک سوال ازت می‏کنم. توی یک ده کوچک تنها دو خانه بود. توی یک خونه یک زن و مرد جوان ساده و پاک زندگی می کردن. توی خونه بغلی یک پیرمرد عابد که سال‏های سال در تنهایی خودش که سال‏ها به طول انجامیده غرق عبادت خداست. تا جایی‏که این پیرمرد عابد با ملائکه خدا هم راز و هم ‏نواست. ملائکه را می‏بیند و با آنها در آسمان‏های هفتگانه پرواز می‏کنند.

باور نمی‏کنی این زن و شوهر جوان غرق خلوص و پاکی او هستند.

خوب به من بگو این پیرمرد را شناختی؟

فکر می‏کنم منظورت، همون شیطان باشه که 6 هزار سال خدا را عبادت کرد.

- آفرین. حالا من یک سوال از تو دارم.

بپرس

- بگو ببینم اگر یک چنین آدم پاک و بزرگی که فرشته‏ها با او رفت و آمد دارند و در آسمان‏ها پرواز می‏کند. پیش تو بیاید و بگوید: عزیزم من پیرمرد خیر تو را می‏‏خواهم. آمدم یک نصیحت تو را بکنم؛ مشتاق نمی‏شوی.

چرا، با تمام وجودم می‏خوام یک همچنین آدمی برای یک لحظه هم که شده منو نصیحت کنند.

- خوب ازش چی می‏خوای

می‏خوام به من بگه چطور می‏تونم مثل خودش پاک و بزرگ بشم.

- اگر بگه جوان می‏خواهی مثل من با فرشته‏ها هم کلام بشی و به آسمان‏ها پرواز کنی، چی می‏گی؟

هوش از سرم می‏پره، می‏خوام از خوشحالی پرواز کنم.

- یک لحظه به این آدم شک نمی‏کنی؟

نه، آخه برای چی شک کنم.

- اگه بدونی تو عمرش یک گناه کرده چی؟

خوب یک گناه که چیزی نیست. خدا می‏بخشه.

- اگه تازه برات قسم بخوره که من خیرت را می‏خوام چی؟

مطمئناً ازش اطاعت می‏کنم.

- آها، دیدی افتادی تو چاله! نه بهتر بگم با کله افتادی تو چاه!

برای چی؛ چرا حرف بی‏ربط می‏زنی؟

شیطان به خداوند قسم خورده است تا از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ بر انسان ها بتازد تا اکثرشان را به جهنم بکشاند

- عزیزم آخه این آقا که گفتی همون شیطان است. دقیقاً با حضرت آدم همین نقش را بازی کرد قبول نداره آیات 20، 21 سوره اعراف را با هم می‏خوانیم

 فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ  وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ

ترجمه: پس شیطان، آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از عورتهایشان برایشان پوشیده مانده بود، براى آنان نمایان گرداند و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت منع نكرد، جز [براى‏] آنكه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره‏] جاودانان شوید» و براى آن دو سوگند یاد كرد كه: من قطعاً از خیرخواهان شما هستم.

- بله، آقا جون شیطان قسم خورد که من حقیقتاً فقط خیر شما دو تا را می‏خواهم و فقط می‏خواهم شما را نصیحت کنم.

بابا این شیطان عجب استادی است در وسوسه کردن ماها

- تازه اوج هنر شیطانی در اینجاست که حضرت آدم را که دوست و محب خداست از همین راه به خطا انداخت. به حضرت آدم گفت اگر شما از این درخت بخورید فرشته می‏شوید و همیشه در قرب خدا هستید و یا برای همیشه در بهشت می‏مانید.

بارک‏الله. خیلی خوب گفتی پس خود حضرت آدم هم می‏دانست در بهشت همیشه ماندگار نیست.

بله، برادر من. اما درسی که از این آیات می‏گیریم، این است که شیطان برای به خطا انداختن انسان از یک راه نمی‏آید دقیقاً مثل باد از همه طرف می‏وزد.

بله در آیه‏ 16 و 17 سوره اعراف  قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ

ترجمه: گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى [فریفتن‏] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست «آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیشترشان را شكرگزار نخواهى یافت.» 

شیطان رو به خدا می‏کند و می‏گوید: خدایا من به سوی آدم می‏روم از پیش و از پشت، از سمت راست از سمت چپ و سر راه صراط مستقیمت می‏نشینم تا اکثرشان را به جهنم بکشانم.

- خدایا، با این دشمنی که روبروی تو ایستاد و یک گناه نکرد بلکه با تکبر بزرگترین درخت گناهان را غرس کرد که از هر شاخه آن هزاران بدی و گناه و میوه‏های متعفن می‏روید و آتش می‏بارد و از سمت و سویی به ما تیر زهرآگین پرتاب می‏کند که ما نمی‏بینیم، تنها به تو پناه می‏بریم. از شر تمامی مکرها و کمین‏گاه‏هایش، از خطر تمامی دام‏ها و تیرهایش، از زهر تمامی وسوسه‏های روزانه‏ و شبانه‏اش.

خدایا جز تو و محمّد و آل محمّد ما را پناهی نیست.

دستگیرمان باش

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

سوال : با عرض سلام و خسته نباشیدمن نوجوانی هستم 17 ساله که از ماه سوم سال قبل به طور کامل نمازهایم را می خواندم ولی در ایام نوروز کمی در خواندن نماز هایم کم لطفی کردم،اما از دیروز یعنی 18 ماه جدید شروع به کامل خواندن نماز هایم کرده ام.من وقتی نماز می خوانم نمی توانم ارتباط لازم با خدا را برقرار کنم و در سر نماز به همه چیز فکر می کنم جز خدا.به گفته ی پیامبر(ص) در اینگونه مواقع احساس کنید که نماز آخرتان است ولی این راه حل هم نیز مشکلم را حل نکرد.لطفا برای حل این مشکل منو راهنمایی کنید.
با تشکر

پاسخ : با سلام و عرض تحیت.
دوست گرامی!
درك لذت های معنوی مثل درك لذتهای مادی، ابزار درك می خواهد. چنانچه اگر كسی چشمش آسیب دیده باشد، از درك زیبائی های طبیعت و … محروم یا استفاده اش اندك است، اگر كسی هم ابزار درك لذتهای معنوی، دل (و به تعبیر روایات، قلب) نداشته باشد، از درك لذت های معنوی محروم است. دل هم، به مانند حس آباد و ویران، مریض و صحیح، زنده و مرده دارد!
پس باید مراقب بود و از آنچه دل را می میراند یا مریض می كند و آسیب می رساند به جد بر حذر بود.
رسول خدا فرموده اند: "لولا تمزغ قلوبكم وتزیدكم فی الحدیث لسمعتم ما اسمع" یعنی اگر پراكندگی قلوب شما و پرگوئی های شما نبود، هر آینه می شنیدید هر آنچه من می شنوم.(میزان الحكمة)
به طور كلی، گناه موجب سنگدلی، و در نتیجه درك نكردن لذایذ معنوی می شود.
امام علی(ع) فرمود: «ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب» یعنی سخت نمی شود قلبها، مگر به علت زیادی گناهان.(علل الشرایع، ص81)
از مجموع روایات عواملی مثل پرخوری ، پرگویی و شنیدن لهو و …. نیز از عوامل ضعف دل و سختی آن شمرده شده است.
دوری از اینها دل را سالم و آباد نگه می دارد، و موجب می شود تا بتواند لطائف معنوی درك كند.
اما در باره معنویت نماز، باید گفت كه برای تحصیل آن دو گام اصلی لازم است:
1. حضور قلب
2. خشوع قلب.
اول باید بتوان مفاهیم نماز را فهمید و قلب را در كلاس حاضر كرد؛ و سپس باید كاری كرد تا قلب از درك این مفاهیم اثر بپذیرد و خاشع و خاضع شود.
از اولیاء خدا در باره لذت این درك عجائب بسیاری نقل شده است.
اما در گام اول، چنانچه برای لذتهای مادی نوعاً مقدماتی می چینیم و گاهی سالها زحمت می كشیم تا به لذتی برسیم، باید برای درك حضور قلب و توجه به نماز نیز تلاش كرد. اولین گام آن كه انسان پیش از نماز لحظاتی را به تفكر مشغول گردد و توجه خود را به خدا معطوف سازد. برای چند دقیقه در مصلا و جایگاه نماز خود را از غیر خدا فارغ كند و دل را از افكار و خیالات واهی خالی سازد، و با متمركز ساختن حواس خود و به فراموشی سپردن گرایشهای دنیوی، سعی كند حضور قلب پیدا كند.(كتاب با راهیان كوی دوست- آیه الله مصباح یزدی- درس ششم)
عارف ربانی حضرت آیت الله العظمی بهجت به عنوان نقطه شروع این مضمون را می فرمایند که وقتی در نماز هستید سعی کنید متوجه معانی و حضور در پیشگاه الهی باشید، و اختیارا به چیز دیگری فکر نکنید؛ و هر وقت متوجه پرت شدن حواس خود شدید ذهن خود را دوباره معطوف به نماز دارید. با این کار کم کم نمازهایتان با حضور بیشتر و بیشتر واقع می شود.
اما گام دوم(خشوع قلب): واقع امر این است كه اگر قلب انسان حاضر شد و مفاهیم را درك كرد و به درستی فهمید که در محضر خداست، قلب او خاشع خواهد شد. پس حضور قلب رتبه ای خشوع را فراهم می کند.
اما توجه به برخی نكات به این امر كمك می كند و آن را تقویت می کند.
مثلاً امام سجاد فرموده اند: «إذا صلیت، فصل صلوة مودع» یعنی وقتی نماز می خوانی فرض كن در آستانه مرگ هستی و آخرین نمازت را می خوانی ـ (بحار الانوار، ج69، ص408) ـ این به خشوع قلب ما كمك می كند.
باز از آیت الله بهجت در باره راه خشوع قلب در نماز سئوال شد، فرمودند: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان عجل الله تعالی فرجه كنید تا عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید.(بسوی محبوب، ص52، س4)
توسل واقعی به ولی مطلق خدا، به انسان كمك می كند، چرا كه آنان امكان ایجاد انقلاب در قلوب آدمیان دارند، و می توانند قلبها را به حالت نیكو بگردانند. انسان می بایست با توسل خود را در معرض لطف خداوند قرار دهد.
دوست عزیز!
براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، ایده آل آن است كه آنچنان معرفتى بدست آوریم كه دنیا در نظرمان كوچك، و خدا در نظر انسان بزرگ شود، تا هیچ كار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر ما را به خود جلب، و از خدا منصرف سازد.
اما به طور خلاصه، علمای اخلاق برای كسب توجه نسبی هنگام نماز، امور ذیل را توصیه مى كنند:
الف) توجه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولا مانع تمركز حواس است؛ و لذا هر قدر انسان توفیق پیدا كند كه مشغله هاى مشوش و پراكنده را كم كند، به حضور قلب در عبادات خود كمك كرده است.
ب) انتخاب مكان مناسب برای نماز و سایر عبادات نیز در این امر اثر دارد. به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهائى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مكروه است؛ و همچنین در برابر در باز، و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آئینه و عكس و مانند اینها. به همین دلیل معابد مسلمین هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است، چرا كه به حضور قلب كمك مى كند.
ج) پرهیز از گناه عامل بسیار مؤثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى سازد، و از حضور قلب مى كاهد.
د) آشنائى به معنى نماز و فلسفه افعال و اذكار آن، عامل مؤثر دیگرى است.
هـ) انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن نیز، چه در مقدمات و چه در اصل نماز، بسیار مفید است.
و) از همه اینها گذشته این كار، مانند هر كار دیگر، نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پیگیرى دارد. بسیار مى شود كه در آغاز انسان در تمام نماز یك لحظه كوتاه قدرت تمركز فكر پیدا مى كند، اما با ادامه این كار و پیگیرى و تداوم، آنچنان قدرت نفس پیدا مى كند كه مى تواند به هنگام نماز دریچه هاى فكر خود را بر غیر معبود مطلقا ببندد!
مطالعه كتب مفیدی، مثل "صلوة الخاشعین" از شهید آیت الله دستغیب، و "با راهیان كوی دوست" استاد مصباح یزدی را توصیه می كنیم.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

وهابیت؛ فرقه‎ای علیه شیعه و سنی

محمد بن عبدالوهاب

در مقاله قبلی از ابن تیمیه و افکارش گفتیم که برای شناخت فرقه گمراه کننده وهابیت لازم می‎نمود. گفتیم که افکار ابن تیمیه از همان روزهای نخست از سوی اندیشمندان و علمای شیعه و سنی مورد نقد قرار گرفت و در این زمینه کتاب‎های بسیاری نگاشته شد.

اما متاسفانه پس از گذشت حدود 5 قرن از ابن تیمیه، آراء و افکار وی توسط فردی به نام محمدبن عبدالوهاب (که از علمای بزرگ عربستان سعودی بوده)، از انزوا بیرون آورده شد و موجی از تفرقه را بین مسلمانان ایجاد نمود و باعث کشتاری شدید بین ایشان شد.

ترویج آراء ابن تیمیه از سوی محمدبن عبدالوهاب (که عنوان مکتب وهابیت را به خود گرفت) باعث حمله وهابیون با پشتیبانی سیاسی – نظامی شیوخ برخی از قبایل "نجد" به مناطق مسلمان‎نشین حجاز، عراق، شام و یمن، در دهه‎های نخست قرن 13 هجری و قرن 19 میلادی شد.

در دورانی که انگلیسی‎ها، فرانسوی‎ها، روس‎های تزار و آمریکایی‎ها چشم طمع به کشورهای اسلامی دوخته بودند؛ محمدبن عبدالوهاب مسلمانان را به جرم "شفاعت‎خواهی از پاکان" و "زیارت قبور اولیاء خدا" مشرک و بت‎پرست و واجب القتل! معرفی کرد و اعراب بادیه‎نشین را برانگیخت که مناطق سنی‎نشین و شیعه‎نشین حجاز، عراق، شام و یمن را به خاک و خون بکشند و اموال مسلمین را به عنوان غنیمت جهاد با کفار به غارت برند!

نکته عجیب و غیرقابل هضم در این جریان، مسئله فتوای محمدبن عبدالوهاب (به عنوان یک فقیه مسلمان) به تکفیر مسلمانان جهان و تشویق و ترغیب پیروان خویش به قتل و غارت فجیع آنان به اتهام شرک و بت‎پرستی است که صحنه‎ای جانگداز در طول دو قرن اخیر پیش آورده است.

محمد بن عبدالوهاب در دوران تحصیل در مدینه، گهگاه مطالبی بر زبانش جاری می‌شد که از عقایدی خاص حکایت داشت، چندان که اساتید وی نسبت به آینده‌اش نگران شده و می‌گفتند: اگر این فرد به تبلیغ بپردازد گروهی را گمراه خواهد کرد.

وی در کتاب کشف الشبهات می‎نویسد: «کسانی که فرشتگان و پیامبران و اولیاء الله را شفیع قرار داده، و به وسیله آنها نزد پروردگار تقرب می‎جویند، خونشان حلال و قتل آنان جایز است.»(1)

خشونت و قساوتی که در ذات این فرقه نهفته و مظاهر آن در ترورها و سر بریدن‎های فجیع شیعیان در پاکستان و افغانستان است؛ باور نکردنی است.

و اینک محمدبن عبدالوهاب را بیشتر بشناسیم:

محمدبن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۵ق در شهر عُیَینه از توابع نجد دیده به جهان گشود. پدر وی عبدالوهاب، که مردی صالح و متقی بود، از قضات آن شهر به شمار می‌رفت. محمد، فقه حنبلی را در زادگاه خود آموخت. سپس برای تکمیل معلومات رهسپار مدینهٔ منوره شد و در آنجا به تحصیل حدیث و فقه پرداخت.

در دوران تحصیل در مدینه، گهگاه مطالبی بر زبانش جاری می‌شد که از عقایدی خاص حکایت داشت، چندان که اساتید وی نسبت به آینده‌اش نگران شده و می‌گفتند: اگر این فرد به تبلیغ بپردازد گروهی را گمراه خواهد کرد.(2)

پس از چندی، محمدبن عبدالوهاب مدینه را به سوی نقاط دیگر ترک کرد و چهار سال در بصره، پنج سال در بغداد، یکسال در کردستان و دو سال در همدان اقامت گزید. اندک زمانی نیز در اصفهان و قم بود و آنگاه از سمت بصره به احساء رفت و از آنجا به «حُرَیمله»، اقامتگاه پدرش رفت.

وی تا زمانی که پدرش در قید حیات بود، کمتر سخن می‌گفت. ولی منازعات سختی میان او و پدرش در می‌گرفت. ولی پس از درگذشت پدر در سال ۱۱۵۳ ق، محمد پرده از روی عقاید خود برداشت.(3)

 

تبلیغات محمدبن عبدالوهاب

تبلیغات محمدبن عبدالوهاب در شهر «حریمله» افکار عمومی را برآشفت، به گونه‌ای که ناچار شد آنجا را به سوی «عیینه» (زادگاهش) ترک کند. در «عیینه» با حاکم وقت، عثمان بن معمر، تماس گرفت و دعوت جدید خود را با او در میان نهاد و قرار شد که او با پشتیبانی حاکم، آیین خود را تبلیغ کند. ولی فرمانروای «احساء» که مقامی برتر از حاکم عیینه داشت عمل عثمان را ناروا شمرد و دستور داد هرچه زودتر محمدبن عبدالوهاب را از شهر عیینه بیرون کند.

محمدبن سعود بر قبائل "عتوب" و "عنزه" امارت داشت. وی افکار شیخ محمدبن عبدالوهاب را شعار حکومت خود قرار داد و برای نشر آن با شهر‌های مجاور خود جنگ‎ها کرد و مرکز حکومت خود را "درعیه" قرار داد، در آن زمان "ریاضی‌ها" از دعوت او سرپیچیدند و "دهام بن دواس" امیر ریاض با ابن سعود سال‎ها جنگید تا عاقبت مغلوب شد و حکومت ریاض به ابن سعود رسید. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزیز بن سعود به امارت رسید. او نیز برای نشر آئین وهابیت کوشش‎ها و جنگ‎ها کرد.

بنابراین وی ناچار شد مکان سومی را به نام «درعیه» برای اقامت برگزیند که محمدبن سعود (جد آل سعود) بر آن حکومت می‌کرد. او دعوت خود را با حاکم درعیه در میان نهاد و هر دو پیمان بستند که رشتهٔ دعوت از آنِ محمدبن عبدالوهاب و زمام حکومت در دست محمد بن سعود باشد. برای استحکام این روابط، ازدواجی نیز بین دو خانواده صورت گرفت.

محمدبن سعود بر قبائل "عتوب" و "عنزه" امارت داشت. وی افکار شیخ محمدبن عبدالوهاب را شعار حکومت خود قرار داد و برای نشر آن با شهر‌های مجاور خود جنگ‎ها کرد و مرکز حکومت خود را "درعیه" قرار داد، در آن زمان "ریاضی‌ها" از دعوت او سرپیچیدند و "دهام بن دواس" امیر ریاض با ابن سعود سال‎ها جنگید تا عاقبت مغلوب شد و حکومت ریاض به ابن سعود رسید. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزیز بن سعود به امارت رسید. او نیز برای نشر آئین وهابیت کوشش‎ها و جنگ‎ها کرد. (4)

محمدبن عبدالوهاب تبلیغ خود را در پرتو قدرت حاکم آغاز کرد. زمانی نگذشت که هجوم به قبایل اطراف و شهرهای نزدیک شروع شد و سیل غنایم از اطراف و اکناف به شهر درعیه که شهر فقیر و بدبختی بود، سرازیر گشت. این غنایم چیزی جز اموال مسلمانان منطقهٔ «نجد» نبود که با متهم شدن به شرک و بت‌پرستی، اموال و ثروتشان بر سپاه محمدبن عبدالوهاب حلال شده بود تا آنجا که "آلوسی" که خود تمایلات وهابی‌گری دارد، از مورخی به نام "ابن بُشر نجدی" چنین نقل می‌کند:

«من در آغاز کار، شاهد فقر و تنگدستی مردم درعیه بودم ولی بعدها این شهر در زمان سعود (نوهٔ محمد بن سعود) به صورت شهری ثروتمند درآمد، تا آنجا که سلاح‎های مردم آن، با زر و سیم زینت یافته بود. بر اسبان اصیل و نجیب سوار می‌شدند و جامه‌های فاخر در بر می‌کردند و از تمام لوازم ثروت بهره‌مند بودند، به حدی که زبان از شرح آن قاصر است.»(5) 

محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود

دو چیز به انتشار دعوت محمدبن عبدالوهاب در میان اعراب بادیه‌نشین نجد کمک کرد:

۱. حمایت سیاسی و نظامی آل سعود.

۲. دوری مردم "نجد" از تمدن، علم و معارف اسلامی.(6)

 

جنگ‌هایی که وهابیان در نجد و خارج از نجد(همچون حجاز، یمن، شام و عراق) داشتند، جاذبه‌ای دلفریب داشت: ثروت هر شهری که با قهر و غلبه بر آن دست می‌یافتند، بر مهاجمین حلال بود، اگر می‌توانستند آن را جزو متصرفات و املاک خود قرار می‌دادند و در غیر این صورت به غنایمی که به دست‌ آورده بودند، اکتفا می‌کردند.(7) 

سرانجام شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت و پس از وی پیروان او به همین روش ادامه دادند. مثلاً در سال 1216 امیر سعود سپاهی مرکّب از بیست هزار را مجهز کرد و به کربلا حمله‎ور شدند. سپاه وهابی جنایات بسیاری در شهر کربلا انجام دادند، از جمله پنج هزار تن و یا بیشتر را به قتل رساندند.

آیین وهابیت بر اساس عملکرد، عقاید و باورهای شیخ محمدبن عبدالوهاب شکل گرفت. امروزه نیز این فرقه بر عقاید شیخ محمد و دیگر رهبران آن پافشاری می‎کنند.

"جمیل صدقی زهاوی" در خصوص فتح طائف به دست وهابیان می‌نویسد: از زشت‌ترین کارهای وهابیان، قتل عام مردم است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند. طفل شیرخوار را بر روی سینهٔ مادرش سر می‌بریدند. جمعی را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند، همه را کشتند. چون در خانه‌ها کسی باقی نماند به دکان‎ها و مساجد رفتند و هر کس بود، حتی گروهی که در حال رکوع و سجود بودند، را کشتند. کتاب‎ها را که در میان آنها تعدادی مصحف شریف(قرآن) و نسخه‌هایی از صحیح بخاری و مسلم (از معتبرترین کتاب‎های حدیثی در نزد اهل تسنن) و دیگر کتب حدیث و فقه بود در کوچه و بازار افکندند و آنها را پایمال کردند. این واقعه در سال ۱۲۱۷ق اتفاق افتاد.

کشتار توسط وهابیان در عتبات عالیات

کشتار وهابیان در عتبات عالیات؛ صفحه‌ای سیاه در تاریخ اسلام است. "صلاح‌الدین مختار" که از نویسندگان وهابی است می‌نویسد: در سال ۱۲۱۶ ق. امیر سعود با سپاه بزرگی، متشکل از مردم نجد و عشایر جنوب، حجاز، تهامه و دیگر نقاط، به قصد عراق حرکت کرد. وی در ماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آنجا را محاصره کرد.

سپاهش، برج و باروی(دیوار) شهر را خراب کرده، به زور وارد شهر شدند و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار و خانه‌ها بودند به قتل رساندند. سپس نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شدند و در نقطه‌ای به نام ابیض گرد آمدند. خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیه، به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم، بین مهاجمین تقسیم شد.(8)

"ابن بشر"، مورخ نجدی، دربارهٔ حملات وهابیان به نجف می‌نویسد: در سال ۱۲۲۰ق، سعود با سپاهی انبوه از نجد و اطراف آن، به بیرون مشهد معروف در عراق (مقصود، نجف اشرف است) فرود آمد و سپاه خود را در اطراف شهر پراکنده ساخت. وی دستور داد باروی شهر را خراب کنند ولی سپاه او زمانی که به شهر نزدیک شدند به خندق عریض و عمیقی برخوردند که امکان عبور از روی آن وجود نداشت. در جنگی که بین طرفین رخ داد، بر اثر تیراندازی از باروهای شهر، جمعی از سپاهیان سعود کشته شدند و بقیهٔ آنها از گرد شهر عقب نشسته، به غارت روستاهای اطراف پرداختند.(9)

به این نکته توجه کنیم که وهابیان تنها بلاد شیعه‌نشین را مورد تاخت و تاز خود قرار نمی‌دادند؛ بلکه کلیهٔ مناطق مسلمان‌نشین حجاز، عراق و شام، در تیرس حملات وهابیان قرار داشت و تاریخ در این مورد، از هجوم‌های وحشیانه‌ای گزارش می‌دهد که در اینجا به یک مورد اشاره می‌کنیم:

وهابیت فرقه‎ای است که نه پایبندی بر اعتقادات مذاهب اهل تسنن دارد و نه بر اعتقادات تشیع، و از تمامی مذاهب معتبر اسلام خارج است و علمای چهارگانه اهل تسنن و علمای تشیع در ردّ این فرقه کتاب‎های بسیاری نوشته‎‎اند. و علمای مذاهب چهارگانه و علمای تشیع، نسبت به رهبران و پیروان وهابیت حکم به گمراهی و خروج از راه و روش مسلمانان داده‌اند؟

"جمیل صدقی زهاوی" در خصوص فتح طائف به دست وهابیان می‌نویسد: از زشت‌ترین کارهای وهابیان، قتل عام مردم است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند. طفل شیرخوار را بر روی سینهٔ مادرش سر می‌بریدند. جمعی را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند، همه را کشتند. چون در خانه‌ها کسی باقی نماند به دکان‎ها و مساجد رفتند و هر کس بود، حتی گروهی که در حال رکوع و سجود بودند، را کشتند. کتاب‎ها را که در میان آنها تعدادی مصحف شریف(قرآن) و نسخه‌هایی از صحیح بخاری و مسلم (از معتبرترین کتاب‎های حدیثی در نزد اهل تسنن) و دیگر کتب حدیث و فقه بود در کوچه و بازار افکندند و آنها را پایمال کردند. این واقعه در سال ۱۲۱۷ق اتفاق افتاد.(10)  

وهابیان پس از قتل عام طائف، نامه‌ای به علمای مکه نوشته و آنان را به آیین خویش دعوت کردند. سپس صبر کردند تا ایام حج تمام شد و حاجیان از مکه بیرون رفتند، آنگاه قصد مکه نمودند.

به نوشتهٔ شاه فضل رسول قادری(هندی)، علمای مکه در کنار کعبه گرد آمدند تا به نامهٔ وهابیان نجد پاسخ گویند، در حین گفتگو و مشاورهٔ آنان، ناگهان جمعی از ستمدیدگان طائف داخل مسجدالحرام شدند و آنچه را بر آنان گذشته بود، بیان داشتند و در میان مردم شایع شد که وهابیان به مکه آمده و کشتار خواهند کرد.

مردم مکه سخت در وحشت و اضطراب افتادند، چندان که گویی قیامت برپا شده‌ است. علما اطراف منبر (در مسجدالحرام) جمع شدند. ابوحامد خطیب به منبر رفت و نامهٔ وهابیان و جواب علما در رد عقاید آنان را قرائت کرد. آنگاه خطاب به علما و قضات و فقها گفت: گفتار نجدیان را شنیدید و عقایدشان را دانستید.

دربارهٔ آنان چه می‌گویید؟ همهٔ علما و مفتیان مذاهب اربعهٔ اهل تسنن، از مکهٔ مشرفه و سایر بلاد اسلامی که برای ادای مناسک حج آمده بودند، به کفر وهابیان حکم کردند و بر امیر مکه واجب دانستند به مقابلهٔ با آنان بشتابد و افزودند که بر مسلمین واجب است او را یاری کنند و با وی در جهاد شرکت نمایند و هر کس بدون عذر، تخلف کند، گنهکار بوده و هر کس در این راه شرکت کند مجاهد و در صورت کشته شدن شهید خواهد بود. در این امر، اتفاق نظر بود و فتوای مزبور را نوشتند و همه مُهر کردند.(11)

بدینگونه می‎بینیم که آیین وهابیت از دیرباز از سوی کلیه فرق اسلامی (اعم از شیعه و سنی) محکوم به بطلان بوده است.

وهابیان با این افکار خشن باعث ایجاد اختلاف و تشتت و درگیری میان مسلمانان شده‎اند و استعمار را خشنود نمودند. تا جایی که «لورد کورزون» در توصیف شریعت وهابیت می‎گوید: "این دین عالی‎ترین و پربهاءترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است." با این که محمدبن عبدالوهاب از دنیا رفته است ولی مستشرقین و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جایی که مستشرق یهودی «جولد تسهیر» او را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحریک می‎نماید.

وهابیت فرقه‎ای است که نه پایبندی بر اعتقادات مذاهب اهل تسنن دارد و نه بر اعتقادات تشیع، و از تمامی مذاهب معتبر اسلام خارج است و علمای چهارگانه اهل تسنن و علمای تشیع در ردّ این فرقه کتاب‎های بسیاری نوشته‎‎اند. و علمای مذاهب چهارگانه و علمای تشیع، نسبت به رهبران و پیروان وهابیت حکم به گمراهی و خروج از راه و روش مسلمانان داده‌اند؟

وهابیت فرقه‎ای است که دشمنان اسلام آن را برای تفرقه افکنی و سوء استفاده از مسلمانان ایجاد کرده است. دشمنان که همواره از اسلام و اعتقادات آن واهمه داشته‎اند مدام در پی آن بوده‎اند که بین مذاهب مختلف مسلمین تفرقه ایجاد کنند و حمایت از وهابیت توسط دشمنان اسلام راهی برای جدایی بین مسلمانان است. 

وهابیان با این افکار خشن باعث ایجاد اختلاف و تشتت و درگیری میان مسلمانان شده‎اند و استعمار را خشنود نمودند. تا جایی که «لورد کورزون» در توصیف شریعت وهابیت می‎گوید: "این دین عالی‎ترین و پربهاءترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است." با این که محمدبن عبدالوهاب از دنیا رفته است ولی مستشرقین و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جایی که مستشرق یهودی «جولد تسهیر» او را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحریک می‎نماید.

در مقاله‎ های بعدی عقاید این فرقه گمراه کننده را بررسی می‎کنیم.

منبع : تبيان

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

تکیه گاه شما در زندگی کیست؟

 

کودک

سوره مبارکه شوری

سوره ی مبارکه، پیرامون وحی سخن می گوید. آغاز و انجام سوره درباره ی وحی است و در اواسط  سوره نیز مکرر به مسأله وحی اشاره می شود. علاوه بر وحی درباره آیات توحید ، صفات مؤمنان و کافران ، عاقبت و معاد آنها ، حوادثی که برای آنها رخ خواهد داد و رجوع إلی الله سبحانه سخن می گوید.1

«فَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ»2

آنچه به شما به عنوان روزی داده شده ،کالایی است که فقط مخصوص زندگی دنیا است و دوام و استمرار نخواهد داشت و چند روزی در اختیار شما است. اما آنچه را خداوند در نزد خود برای مؤمنان ذخیره کرده ، حقیقتاً خیر است زیرا باقی و جاوید است و از هر رنج و کدورتی خالی و مبرّاست. این نعمت جاودانه، فقط از آن مؤمنان است. مؤمنانی که تنها بر پروردگارشان تکیه کرده و زمام امور خود را در دست او می بینند و فقط بر او توکل می کنند

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

چند پیراهن يوسف

خون

به راستی، یک آدم در زندگی چند تا پیراهن لازم دارد؟ یکی، دو تا، ده تا، صد تا؟

بعضی از آدم‏ها پیراهن نو که می‏پوشن گویی پیراهن اونها را پوشانده.

بعضی از آدم‏ها سوار ماشین که می‏شن گویی ماشین سوار آنهاست و جای راکب و مرکوب عوض شده است.

خوش به حال کسانی‏ که پیراهن که می پوشن به پیراهن شرف اعتبار می‏دن. باور نمی‏کنی با هم سوره یوسف را مرور می‏کنیم.

پیراهن اول

برادران قصد کشتن یوسف را کردند، یکی گفت او را نکشید اگر واقعاً قصد این کار را دارید او را در چاه بیندازید. چشمان به خون غضب نشسته و با پنجه هایی هار از حسادت پیراهن از تن یوسف کنده شد. شبانگاه با چشمانی اشکبار و با پیراهنی خونین  نزد حضرت یعقوب نبی خدا آمدند. پیامبر خدا با دیدن پیراهن به دروغ فرزندان پی برد و از خداوند بزرگ درخواست صبری زیبا نمود.

پیراهن دوم

گویی پیراهن‏های یوسف همانند جسم و جانش بزرگ می‏شوند. اگر یوسف صدیق است. پیراهن او هم صادق است. باور نمی‏کنی پیراهن یوسف سخن می‏گوید. پس بیاد آر هنگامی‏که آن زن درها را بست اما یوسف قهرمانی یکتاپرسی با خشمی مقدس بر او بانگ سخن بر تافت که پناهگاه جاوید من خداست و چه زیبا مرا در بر می‏گیرد، مطمئن باش خدای من هرگز ظالمان را خشنود و کام روا نخواهد کرد.

وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ1

اکنون نوبت به سخن گفتن و شنیدن از زبان یوسف نیست اکنون زمان زمانه نطق پیراهن است. چه زیبا سخن گفتی که پارگی من از قفا نشانه صدق و پاکی و عصمت من است.

روشنایی

پیراهن سوم

پیامبر خدا، جانشین خدا بر زمین است، هر که به او تقرب یابد از او رنگ و اثر پذیرد. پیامبر خدا دل‏های مرده را زنده می‏کرد، من که پیراهنی در براو بودم. من نیز با انفاس سحرگاهی او با از کار هماره او و نمازهای مخلصانه او قرین بودم، دست مسکین نواز یوسف، از آستین من خارج می‏شد، قلب مهربان او برای هدایت مردمان درون من می‏تپید. من دیگر یوسفی شده بودم. من نیز موحد و خداشناس گشته بودم.

یوسف مرا از تن در آورد. لحظه‏ای قلبم فشرده شد، در خود شکستم. چرا مرا از خود جدا می‏کنی. مگر خادم نافرمانی بوده‏ام؟ که ناگاه صدای زیبای یوسف نبی برخاست: برادران این پیراهن مرا ببرید و بر وجه نورانی پدر بگذارید تا چشم‏های نابینای پیامبر پدر بینا گردد.2 دیگر سراپی شوق بودم تا کنعان بیدار ماندم تا چشمان یعقوب به طواف فرستاده رسول خدا آید و شفا یابد.3

بعد، سنت توسل، دعا، استشفا و تبرک جستن تنها از عقاید شیعیان نیست. این دستور تمامی پیامبران خداست حضرت یوسف دستور می‏دهد که تبرک بجویید. سراسر این سوره عزیز لبریز از دعاهای پیامبران خدا، توسل باواسطه خوبان و مقربان درگاه خدا به آستان پاک اوست. پس برادر مسلمانم شک بر دل او تردید در اندیشه خود راه ندهد، با یقین به خوبان خدا متوسل شو و در بارگاه آنان به زیارت رو و آستان بوس آنان باش که خداوند منتظر قدوم توست.

 

خاک و خاطره

نماز در جبهه

نماز پشت خاک ریز

پشت یک خاک ریز نشسته بودیم و رفت وآمد نیروهای عراقی را به دقت زیر نظر گرفته بودیم تا هر گونه تحرک شان را ثبت کنیم.آن قدر به عراقی ها نزدیک بودیم که حتی با هم حرف نمی زدیم و حرف هایمان را با اشاره به هم می فهماندیم. محمد تقی(سردار شهید ابوسعیدی ) اشاره کرد به من و با حرکت لب گفت: وقت نماز مغرب شده.

توی موقعیت بدی بودیم. با اشاره گفتم: برمی گردیم مقر، بعد نماز می خونیم.

خیلی آهسته گفت: معلوم نیست برگردیم. رویش را برگرداند به طرف قبله و تکبیره الاحرام گفت.

راوی: حسن نگارستانی

عادت تدارکاتی

هدایای مردمی به تدارکات گردان رسیده بود. در میان آن ها دو نوع خرما وجود داشت. خرمای مرغوب درجه یک و خرمای درجه دو.تدارکاتی ها عموماً هوای فرماندهی را داشتند و هر چه فرماندهان توصیه می کردند که ابتدا بسیجی ها را تامین کنید، باز هم نمی توانستند این خصلت را فراموش کنند.

مسئول تدارکات طبق عادت، خرمای مرغوب را به سنگر فرمانده گردان برده بود.

روزی بر حسب اتفاق وارد سنگر فرماندهی شدم.کارتن خرما وسط بود. یک خرما برداشتم؛ به دهان بردم و بدون این که منظوری داشته باشم،گفتم:

خرما

به به ... به شما خرمای درجه یک داده اند. مثل ما نیستید که ... وضعتان خوب است. بلافاصله پرسید: مگر به شما خرما نداده اند؟

گفتم:چرا داده اند؛ ولی این کیفیت را ندارد.

ناگهان رگ های گردنش متورم شد. با چهره ی برافروخته دست زیر کارتن های خرما زد.همه را برداشت و به طرف سنگر تدارکات دوید. با عصبانیت فریاد زد:

به چه حقی به خودت اجازه داده ای که خرمای مرغوب را به سنگر فرماندهی بیاوری؟

احمد آقا عبداللهی خرماها را گذاشت ویک کارتن از همان خرمای درجه ی دو برداشت و به سنگر فرماندهی آورد.

راوی:مجید مخدومی

دنبال شهادت باشید

بعد از شهادت فرمانده گردان 410،کنار پیکرش نشسته بودیم و گریه می کردیم. علی عابدینی از راه رسید. همین که آن وضع را دید، گفت: ما آمده ایم که شهید بشویم؛ شما گریه می کنید که چرا حاج احمد شهید شد.

همه را حرکت داد. همان طور که جلو می رفتیم، صدایش را می شنیدیم که می گفت: این سعادتی است که نصیب همه ی ما نمی شود.شما باید دنبال شهادت باشید.

راوی: محمد کاظمی

مثل امام حسین(علیه السلام)

تانک لئوپارد

با تانک های عراقی درگیر بودیم.یکی از تانک ها آتش گرفت. سرباز عراقی سرآسیمه خودش را از تانک شعله ور بیرون انداخت.

کاملاً گیج بود.کمی به راست و چپ رفت. ناگهان ایستاد و قمقمه ی آب را به سمت دهانش برد.

یکی از بچه ها او را نشانه رفت. اکبر دست زیر اسلحه اش زد و گفت: مگر نمی بینی ؟آب می خورد؟

اجازه نداد به سویش شلیک کنند. بعد هم سفارش کرد:

شما مثل امام حسین(علیه السلام)باشید؛ نه مانند دشمنان امام حسین (علیه السلام).

راوی: رضا محمدی

بیت المال

هلی کوپتر عراقی امان بچه ها را بریده بود و دائم منطقه را بمب باران می کرد.

حسین رفت سراغ موشک مالیوتکای بچه های لشکر 25کربلا،  آن را گرفت و به طرف هلی کوپتر شلیک کرد.

ولی هلی کوپتر مسیرش را عوض کرد؛ از منطقه دور شد و دیگر برنگشت.

حسین تا دو روز با کسی صحبت نمی کرد. می گفت :آن موشک مال بیت المال بود و می بایست به هدف بخورد. من بیت المال را تلف کردم.

جواب غذاخوردن

شهید حسن سلطانی هر وقت از خط بر می گشت، اول نماز می خواند و بعد ظرف های بچه های مخابرات را می شُست و چادرشان را تمیز می کرد. عاشق کار کردن بود. به من می گفت: اگر اینجا کاری نیست، من به جای دیگری بروم ؛چون باید جواب غذا خوردن و لباس پوشیدنم را بدهم.

راوی: حمید شفیعی

مناجات در جبهه

گریه ی امام جمعه

بین مسئولین شهر اختلافاتی به وجود آمده بود که حسین از آن ناراحت بود.یک شب همه ی مسئولین شهر در خانه ی فرمانده سپاه جمع شده بودند.

حسین(سردار شهید نادری) بلند شد و به بچه های سپاه که یک طرف اتاق نشسته بودند، اشاره کرد و شروع کرد به صحبت کردن:« من قسم می خورم همه ی این بچه ها شهید می شوند؛ من هم شهید می شوم. ولی از شما می خواهم دست از اختلافات بردارید.»

بعد از صحبت های حسین، امام جمعه گریه می کرد و می گفت: خاک بر سرما. یک عمر توی حوزه زحمت کشیدیم، حالا یک جوان با قاطعیت می گوید من شهید می شوم و ما را نصیحت میکند که دست از اختلاف برداریم.

اولین تکبیر

در شب 22 بهمن رادیو اعلام کرد که مردم ساعت نُه شب به روی پشت بام ها بروند و فریاد الله اکبر سر دهند.

از سر شب باران شروع به باریدن کرد. انگار از آسمان سیل می آمد.تمام کوچه های دِه صفدر میربیک پرشده بود از آب. چیزی به ساعت نُه شب نمانده بود که قاسم گفت: بلند بشید برویم.

توی آن باران نمی شد قدم از اتاق بیرون گذاشت. قاسم گفت: برویم مسجد امشب همه باید تکبیربگن.

مادرم اول از همه حاضر شد. راه افتادیم. باران سیل آسا فرو می ریخت. مادرم نمی توانست راه رود.قاسم جلوی پایش نشست روی زمین و گفت:«یا الله ،کول شو بریم.»

وقبل از اینکه مادرم عکس العملی نشان دهد، او را به پشت گرفت و تند رفت طرف مسجد.آن شب، اولین تکبیر از حنجره ی قاسم خارج شد. بعد یک یک خانه ها فریاد سردادند.آن شب،شبِ پیروزی بود.

راوی: فاطمه میر حسینی

زندگی ساده و فقیرانه

موقعی که به خاطرجراحت شدیدش در یکی از بیمارستان های تهران بستری بود، من هم مدتی با او بودم. او با بدنی مجروح و زخمی، دست از تلاش و مبارزه با نفس برنمی داشت. درآن شرایط که دکترها به او اجازه ی حرکت نمی دادند، او بلند می شد؛ به سختی وضو می گرفت و نمازش را نشسته می خواند. در آن روزها، جز اینکه زودتر خوب شود و در جبهه حضور داشته باشد، به هیچ چیز فکر نمی کرد

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

سايه به سايه با توام

انتخاب همسر

قرآن از همسر خوب و نيکو به خير تعبير کرده است.خير به معناي چيزي است که گرايش و رغبت همگاني بدان وجود دارد، به اين معنا که همسر خوب کسي است که از نظر همگان مورد تاييد و توجه است و هر کسي آرزو دارد داراي چنين همسري باشد. زيرا ملاک هاي انساني را چنان فراهم آورده که هر کسي به طور طبيعي آن را مي ستايد و مي پسندد.از نظر زيبايي، انساني طبيعي و در حد اعتدال کامل است و نقص وعيبي در ظاهر وي نيست.از نظر بينشي و نگرشي و اخلاق فردي و رفتار اجتماعي نيز در مسير تکاملي انسان قرار دارد و اصول و مباني فطري را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه هاي عيني آن را قرآن در آسيه (س) و مريم دختر عمران(س) در ميان زنان و حضرت ابراهيم(ع) و ديگر پيامبران(ع) در ميان مردان مطرح مي کند. در اين ميان پيامبر اکرم(ص) الگوي برتر در ميان مردان است و در حوزه همسري بهترين و کامل ترين ايشان به شمار مي آيد.

آيه ??? سوره بقره همسران مؤمن را به عنوان خير برتر از هر همسر ديگر مي شمارد؛ زيرا زن مؤمن به جهت ايمان و رفتارهاي برخاسته از آن مي تواند مرد را به کمال خويش برساند

 در آيات و سوره هاي چندي به الگوي ديگري به عنوان خانواده برتر و نمونه اشاره شده است که از هر نظر در کمال بينشي و نگرشي و رفتاري هستند. اين خانواده که در سوره هل اتي (الانسان) به عنوان خانواده کامل و راستين ومحبوب خدا مطرح شده است، همان خانواده علوي است که ترکيبي از انسان هاي معصوم و کامل است که در آيه تطهير به کمال و محبوبيت ايشان اشاره شده است. خانواده علوي از هر لحاظ الگوي کامل در حوزه انتخاب همسر و زندگي و پدر ومادري و فرزندي است. فرزندان همه به گونه اي تربيت شده اند که بهتر از ايشان نمي توان يافت.

زن و مرد، مکمل يکديگر

انتخاب همسر

قرآن زندگي خانوادگي را بهترين و کامل ترين نوع زندگي برمي شمارد و آن را براساس فطرت و غريزه طبيعي انسان مي داند و هرگونه زندگي در بيرون از چارچوب زندگي خانوادگي را زندگي ناقص و معيوب قلمداد مي کند،زيرا در تحليل قرآني از همان آغاز آفرينش مرد، جفت و زوجي براي همسري وي از نفس و جانش آفريده شده که افزون بر نيازهاي روحي و رواني و جنسي، زمينه تکامل و کمال يکديگر را فراهم مي آورند. زن و مرد در تحليل قرآني موجود مستقل هستند و از روح و روان جداگانه برخوردار مي باشند،از اين رو هر کسي مي بايست پاسخ گوي رفتار و کردار و افکار خويش باشد و هرکسي بار خويش بر دوش مي کشد و در قيامت زن و مرد هر يک جداگانه داراي اراده و خواسته هاي مستقل خواهند بود و مجازات و پاداش مستقلي مي گيرند اما با اين وجود در زندگي دنيوي به گونه اي آفريده شده اند که بايد مکمل يکديگر باشند.

به سخن ديگر زن و مرد در زندگي خلقي و دنيوي خويش موجوداتي وابسته به يکديگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون زن و همسر خويش شناخته مي شود که بدان تکيه کرده به کمال خويش مي رسد. از اين رو در تحليل قرآن از زن در دنيا به عنوان جفت و همسر مرد ياد مي شود که بايد با تکيه بر مرد و قواميت او به کمال خويش دست يابد. اين گونه است که زن و مرد به عنوان همسران مي بايست در کنار هم باشند تا به کمال لايق و شايسته خويش برسند وگرنه دچار نقص و کمبود و عيب خواهند بود.

 همسر خوب، خير برتر

بر اين اساس قرآن همسر خوب و نيکو و زندگي خانوادگي را خير مي شمارد. (نساء آيه ??) و در آيه ??? سوره بقره همسران مؤمن را به عنوان خير برتر از هر همسر ديگر مي شمارد؛ زيرا زن مؤمن به جهت ايمان و رفتارهاي برخاسته از آن مي تواند مرد را به کمال خويش برساند ولي زن مشرک به جهت شرک و باورهاي نادرست که در کردارها و رفتارهاي او نيز نمود خواهد يافت دست کم سد راه تکامل همسر خويش خواهد بود اگر گفته نشود که عامل گمراهي و يا تغيير رفتاري همسر مؤمن خود نيز خواهد شد. در حقيقت همسر مؤمن، خير است و موجبات تکامل و آرامش و آسايش شخص را فراهم مي کند.

مرد به عنوان قوام و ستون زن و همسر خويش شناخته مي شود که بدان تکيه کرده به کمال خويش مي رسد. و از زن در دنيا به عنوان جفت و همسر مرد ياد مي شود که بايد با تکيه بر مرد و قواميت او به کمال خويش دست يابد.

بنابراين انسان اگر بخواهد به کمال برسد و از مواهب دنيا براي دست يابي به تکامل و کمال و حتي آسايش و آرامش دنيوي بهره برد مي بايست همسري را انتخاب کند که زمينه رشد و تکامل و آسايش او را فراهم آورد و آرامش را در خانه اش جاي دهد. چنين همسري را مي توان در ميان زنان و مردان مؤمن يافت. در آيات قرآني به مسئله انتخاب زن مؤمن اشاره مي شود؛ زيرا به طور طبيعي در ميان عربها و حتي بسياري از اقوام جهان، انتخاب همسر از سوي مردان بوده و هست و زنان بيش تر پس از خواستگاري به پذيرش آن روي مي آورند. از اين رو هرگونه پذيرش، مربوط به زنان و دختران است ولي خواستگاري و انتخاب نخست، به عهده پسران و مردان مي باشد؛ بر اين اساس در آيات قرآن به مسئله انتخاب زن خوب و مؤمن اشاره شده است ولي مي توان از اين به دست آورد که انتخاب در هر حال دو سويه است و زنان و مردان مؤمن مي بايست همسري مؤمن برگزيند.

مقالات مرتبط

عشق يا عادت   اول ياد بگير،بعد دست بکارشو    اصولي انتخاب کن!    عشق لازم است يا کافي؟

اصول عاقلانه، انتخاب عاشقانه    علي (ع) بهترين شوهر است    انتخاب همسر ، زيبايي يا تفکر

اگر خودش را دوست داشت...    انتخاب سخاوتمندان احساس

 

 

گنجينه صوتي

براي دانلود بر روي تصاوير کليک نماييد

 بيان يکي از موارد انحراف در مداحي توسط مقام معظم رهبري(برگرفته از سخنراني ايشان)

 

 سخنرانيهاي علامه شهيد مطهري درباره "تعدد زوجات"، (28:07)

 کرامتهاي حضرت معصومه(س)

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

دانلود 10 جلسه با فرمت 3gp و حجم کم

براي سفارش CD اين مجموعه با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

تقویت حافظه با غذاها

مواد غذایی مفید برای مغز

عملکرد مغز و حافظه با افزایش سن، کُندتر می شود به همین دلیل تقویت قسمت هایی از مغز که باعث بهبود سلامت آن می شوند مثل قدرت حافظه، مهم است.

یک راه برای تقویت حافظه، انتخاب دقیق مواد غذایی مفید در برنامه غذایی روزانه است.

1- غذاهای شور، خیلی شیرین و چرب را مصرف نکنید. این غذاها، به طور موقت، مقدار انرژی بدن را افزایش می دهند، ولی حالت بدن را خیلی تغییر می دهند و شما را بی حال و سست می کنند.

2- مکمل ویتامین های گروه B را مصرف کنید، مثل شربت ب – کمپلکس. این ویتامین ها باعث حفظ سلامت مغز و عملکرد صحیح آن می شوند.

 

تحقیقات دانشمندان نشان داده است، افرادی که به طور منظم از غذاهای ناسالم و غیرمغذی استفاده می کنند، سرانجام دچار زوال مغز و فقدان قدرت حافظه می شوند.

توت ها

3- مواد غذایی غنی از ویتامین های گروه B را مصرف کنید مثل گوشت، مرغ، ماهی، تخمه آفتابگردان، غلات و نان سبوس دار، جگر، جوانه گندم و جو.

4- مواد غذایی غنی از آنتی اکسیدان را به مقدار زیاد مصرف کنید. میوه ها و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های فراوانی هستند، مثل توت سفید، شاتوت، تمشک، توت فرنگی، آلو، آواکادو، پرتقال، انگور قرمز، سیب قرمز، آلبالو، گیلاس، اسفناج، کلم، فلفل دلمه ای قرمز، پیاز، سیر، چغندر و ... .

5- مقدار وزن خود را در حد متعادل نگه دارید. مصرف متعادل مواد غذایی و داشتن فعالیت بدنی، علاوه بر حفظ سلامت کلی بدن، باعث حفظ سلامت مغز و حافظه می شوند.

 

دوباره مي ‌سازمت، دماغ!

جراحي بيني

صحبت هايي مانند: "بيني ‌ام مثل بيني خوک شده!"، "چاله ‌هاي اطراف نوک بيني ‌ام توي ذوق مي زند!" و ... ، از جمله دلايلي است که خيلي ‌ها را براي جراحي ‌هاي دوم و سوم بيني به مطب جراحان پلاستيک و جراحان گوش، حلق و بيني مي‌ کشاند. خيلي از اين جراحي ‌هاي دوم و سوم، بسيار دشوارتر از عمل اول‌اند و گاهي شکل بيني پس از اين جراحي ‌ها هم خوب درنمي ‌آيد.

گفتگوي زير با دکتر محسن نراقي، متخصص گوش و حلق و بيني و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران درباره همين جراحي ‌هاي دوم و سوم بيني مي باشد.

آقاي دکتر! خيلي ‌ها پس از جراحي بيني دچار مشکلات تنفسي مي‌ شوند و دوباره بيني‌‌ شان را جراحي مي‌ کنند. چرا؟

چون سلامت بيني در يک جراحي، حتي با تغييرات ميلي ‌متري هم قابل تهديد است. بيني دو دريچه در مدخل خود دارد: دريچه خارجي يا همان سوراخ ‌هاي بيني که ممکن است در عمل جراحي بيني بيش از حد کوچک شده و موجب بروز مشکلات تنفسي گردد و دريچه داخلي بيني که در قسمت داخلي ‌تري قرار گرفته و تنگ ‌ترين قسمت بيني است

 

بنا براين کوچک ترين دستکاري اين دريچه هم با تغييرات شديدي همراه است ،طوري که کاهش قطر دريچه داخلي به نصف ميزان قبلي موجب مي شود مقاومت نسبت به عبور  هوا تا 16 برابر افزايش يابد که اثرات نامطلوبي را براي شخص به همراه دارد.

محروميت از اکسيژن کافي، سلامت ساير اعضاي بدن را نيز تحت تاثير قرار مي ‌دهد، تا حدي که حتي در رفتار و روابط اجتماعي افراد نيز تاثيرگذار است

تورفتگي دو طرف نوک بيني هم براي بعضي‌ ها دردسرساز مي ‌شود.

بله، برداشتن بيش از حد غضروف ‌هاي بيني در جراحي زيبايي بيني به تورفتگي ‌هاي بيش از حد و ايجاد چاله ‌هاي عميق در دو طرف نوک بيني منجر مي ‌شود. اين تورفتگي ‌ها هم مانع از عبور جريان هوا از دريچه داخلي بيني مي ‌شود. اگر برداشتن بيش از حد غضروف ‌هاي بيني در پايين ‌ترين قسمت بيني باشد، موجب بسته شدن سوراخ‌ هاي بيني در هنگام دم مي ‌شود که در اين حالت، اشکال در دريچه خارجي بيني هم وجود دارد. اختلال تنفسي ناشي از اختلال دريچه داخلي بيني از شايع ‌ترين عوارض تنفسي در بيني ‌هايي است که بيش از حد کوچک شده‌اند.

براي اين که بيماران دچار اين مشکلات نشوند، چه بايد کرد؟

امروزه سعي بر اين است که حتي ‌الامکان از برداشتن بافت سوراخ ‌هاي بيني احتراز شود. برگرداندن سوراخ‌ هاي بيني به حالت قبل از عمل، از مشکل ‌ترين اقدامات در راينوپلاستي (RHINOPLASTY) يا جراحي پلاستيک بيني است. هيچ‌ گاه از جراح ‌تان درخواست نکنيد بيني ‌تان را تا بيشترين حد ممکن کوچک کند. داشتن بيني کمي ‌بزرگ ‌تر، ولي با تنفس بهتر بر بيني بسيار کوچک، ولي با عملکرد بد ارجحيت دارد.

دومين و سومين جراحي‌ هاي اصلاحي از اولين جراحي زيبايي بيني دشوارترند.

در جراحي‌ هاي دوم و سوم بيني براي اصلاح مشکلات آن، آيا نياز به برداشتن بافت از نقاط ديگر بدن و پيوند هم هست؟

به طور کلي در عوارضي که ناشي از برداشتن بيش از حد بافت ‌هاي بيني است، بايد به صورتي مناسب اين نقصان بافتي جبران شود. در اين حالات ممکن است لازم شود که بافت‌هايي از قسمت ‌هاي ديگر بيني يا از قسمت‌ هاي ديگر بدن براي پيوند مورد استفاده قرار گيرند. پيوند‌هايي ارجحيت دارند که از خود فرد، در همان زمان برداشته شوند، مثلا در فردي که دچار بسته شدن دريچه داخلي بيني شده، مي‌ توان با افزودن پيوندهاي غضروفي، تا حدي به باز شدن دريچه کمک کرد. در موارد تنگي خفيف تا متوسط دريچه داخلي بيني نيز اين پيوندها از خود بيني قابل حصول است، اما در موارد شديد ممکن است نياز به برداشتن پيوند از غضروف دنده باشد.

اگر سوراخ‌ هاي بيني بيش از حد کوچک شده باشند، چه ‌طور؟

در اينجا موضوع قدري مشکل ‌تر است. در مواردي که کمبود شديد پوست پره‌هاي بيني به علت بيش از حد برداشته شدن پره‌ها باشد، ممکن است لازم شود قسمتي از پوست گوش به عنوان پيوند مورد استفاده قرار گيرد.

اين جراحي‌ هاي اصلاحي دوم و سوم آسان ‌ترند، يا آن جراحي اول بيني؟

جراحي‌هاي دوم و سوم که اصلاحي ‌اند، به مراتب دشوارترند، زيرا برداشتن بافت آسان ‌تر از افزودن بافت به بيني است. مي ‌گويند مشکل‌ ترين جراحي پلاستيک در بدن، جراحي پلاستيک بيني است، زيرا عضوي است با عملکردهاي حياتي پيچيده.

بيني خوکي يعني چه؟

ظريف‌ ترين قسمت بيني، نوک آن است که ساختماني پيچيده‌ و مرکب از پوست، بافت همبندي و غضروف دارد. نسبت و ميزان اين بافت ‌ها در افراد مختلف، متفاوت است، به گونه‌اي که در هر فرد با يک آناتومي‌ مخصوص در نوک بيني مواجهيم. داربست غضروفي نوک بيني وظيفه حمايت و نگهداري از پوست نوک بيني و باز بودن سوراخ ‌هاي بيني را به عهده دارد. اين داربست از يک جفت غضروف تشکيل شده که طوري مجاور هم واقع شده‌اند که در هر طرف اجازه‌ ايجاد تونلي در زير خود مي‌ دهند. براي باريک کردن نوک بيني، قسمت ‌هايي از غضروف نوک بيني برداشته مي ‌شود تا حجم نوک بيني کاهش يابد. ممکن است کوچک کردن نوک بيني با استفاده از نزديک کردن غضروف سمت راست و چپ نوک بيني به کمک بخيه زدن دو غضروف به هم انجام شود. در هر صورت، در حين جراحي پلاستيک بيني بايد دقت زيادي از جانب جراح اعمال شود تا حمايت ايجاد شده توسط اين غضروف ‌ها تضعيف نشود. برداشتن بيش از حد اين غضروف ‌ها در جراحي، به تورفتگي بيش از حد نوک بيني و ايجاد چاله ‌هاي عميق در دو طرف نوک بيني منجر مي ‌شود. اگر ميزان برداشته شدن بافت از اين هم بيشتر باشد، موجب افتادگي پره‌هاي بيني و بسته شدن سوراخ‌ هاي بيني در هنگام دم مي ‌شود.

از طرف ديگر، برداشته شدن بيش از اندازه ‌اين بافت‌ ها موجب بالا رفتن بيش از حد نوک بيني و ايجاد نماي بيني خوکي شکل مي ‌شود.

بنابراين آن چه در جراحي نوک بيني اهميت دارد، احتياط کامل از جانب جراح و حفظ حمايت غضروفي نوک بيني است. داوطلب جراحي پلاستيک بيني نيز بايد با توقعات منطقي خود، ميزان باريک شدن نوک بيني را به جراح بسپارد

*مطالب مرتبط:

رتبه اول دنيا در جراحي بيني   پيش‌شرط‌ هاي جراحي زيبايي    چه کساني نبايد جراحي‌ زيبايي کنند؟

مرد است و چهره‌اش؟!   وضعيت جراحي زيبايي در ايران   زنان 3 برابر مردان جراحي بيني مي کنند

آشفته بازار جراحي پلاستيك   عوارض جراحي زيبايي در کودکان و نوجوانان   تحمل اين همه درد براي چه؟   عوارض زيبايي در جراحي بيني

جراحي زيبايي؛ منحني رو به بالا   بکش و خوشگلم کن

 

پیش بینی های اشتباه در مورد آینده!

این را باید قبول کرد هیچ شخصی نمی تواند آینده را پیش بینی کند، حتی بزرگ ترین و موفق ترین انسان ها نیز بعضی وقت ها پیش بیتی درستی از آینده نداشتند، و امروز با گذشت زمان این اشتباهات مشخص شده است، در این مطلب پیش بینی های اشتباه در مورد آینده، از چهره های معروف می پردازیم.

راکت ها هیچ گاه نمی توانند ار جو زمین عبور کنند” (New York Times, 1936)

a407_rocket

ده سال بعد در سال 1946 اولین راکت ساخت آمریکا تنوانست از جمو زمین عبور کند.

 

Lt. Joseph Ives بعد از بازدید از Grand Canyon در سال 1861 گفت “ما بدون تزدید اولین گروهی هستیم که با اینجا آمدیم و بدون شک آخرین نیز هستیم”

a407_canyon

اما بیش از یک قرن بعد، سالیانه بیش از پنج میلیون نفر از Grand Canyo بازدید کردند،

Grand Canyon دره ای طبیعی  فوق العاده عمیق ای است که از عجایب جهان به حساب می آید.(واقع در شمال Arizona, USA)

 a407_ibm

دیگر پیش بینی اشتباه در مورد آینده مربوط به Thomas Watson رئیس IBM در سال 1943 است. او گفته بود “من فکر می کنم پنج کامپیوتر در بازار جهانی پیدا بشه” این حرف امروزه خیلی خنده دار بحساب میاد.

a407_oil

سوراخ کردن زمین برای نفت؟ منظور شما این است که زمین را برای پیدا کردن نفت سوراخ کنید؟ شما دیوانه اید!”

همسر Edwin L. Drake در سال 1859 پیشنهاد سوراخ کردن زمین برای بدست آوردن نفت را رد کرد!

اما امروزه…!

 

a407_eurostar

سفر با قطار های پر سرعت امکان پذیر نیست، زیرا مسافران قادر به نفس کشیدن نخواهند بود و ممکن است دچار خفگی بشوند و بمیرند!”

ممکن است خنده دار باشد اما پروفسور Larder، استاد علوم طبیعی و نجوم University College London در سال 1800 چنین اظهار نظری کرده است،اما در سال 1939 اولین قطار پر سرعت از Milan به Florence با سرعت 165 km/h (102.5 mph) حرکت کرد. خدا را شکر هیچ یک از مسافران خفه نشدند!

امروزه قطار هایی با سرعت 200 km/h (125 mph) یا بیشتر نیز با موفقیت و بدون خفگی مسافران در حال حرکت هستند.

سنگین تر از هوا هیچ ماشینی نمی تواند پرواز کند
a407_airplane

این جمله توسط Lord Kelvin  (فیزیکدان و ریاضی دان انگلیسی، رئیس انجمن سلطنتی انگلیس) فقط هشت سال قبل از برادارن رایت Orville and Wilbur Wright گفته شده است. اما بعدا توسط همین برادران افسانه ای انسان ها تنوانستند پرواز کنند و آنها بودند که اولین موتور پرواز را ساختند.

اینها فقط بخشی از اشتباهات چهره های معروف در مورد آینده بود، امیدوارم لذت برده باشید!

 

اولین ساعت بدون صفحهٔ‌ دنیا!

براي ديدن تصاوير بزرگ بر روي عکسها کليک نماييد

برای مشاهدهٔ بزرگتر تصاویر کلکیک کنید!برای مشاهدهٔ بزرگتر تصاویر کلکیک کنید!برای مشاهدهٔ بزرگتر تصاویر کلکیک کنید!

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

نرم افزار موبايل «فرهنگ الفبايي مهدويت»

با بيش از 400 کلمه در مورد امام زمان و توضيحات آن

 دانلود با حجم 625 کيلو بايت

 

31 فروردین 1388 / 24 ربیع الثانی 1430 / 20 آوریل 2009
31 فروردین 1388 / 24 ربیع الثانی 1430 / 20 آوریل 2009


 

 
1) رحلت معلم قرآن، استاد "محمدتقي شريعتي" (1366 ش): استاد محمدتقي شريعتي در سال 1286 ش در روستاي مزينان سبزوار به دنيا آمد. دروس مقدماتي را نزد پدر و عمويش فرا گرفت و در 1307 جهت ادامه تحصيل راهي مشهد شد. در مشهد از محضر استاداني همچون شيخ هاشم قزويني، اديب نيشابوري بزرگ، اديب نيشابوري ثاني، شيخ كاظم دامغاني و ميرزا احمد مدرس بهره گرفت. فعاليت اجتماعي وي از 1311 ش با ورود به وزارت فرهنگ و مسؤوليت در مدرسه ابن‏يمين و تدريس در آنجا آغاز شد. از 1320 ش به بعد، همزمان با اشغال ايران توسط متفقين و گسترش فعاليت حزب توده، به تنهايي در خراسان به مبارزه با انحرافات فكري و اسلام‏زدايي برخاست. وي با تشكيل كانون نشر حقايق اسلامي در مشهد و برگزاري جلسات هفتگي و سخنراني و تفسير، اذهان جوانان را روشن مي‏كرد. استاد محمدتقي شريعتي از سال 1323 ش حضوري فعال در عرصه سياست داشت و به خاطر مبارزات ضداستبدادي خود، 2 بار به زندان افتاد ولي هرگز از راهي كه يافته بود عقب ننشست. ايشان بعدها در مسجد هدايت تهران به جاي آيت‏اللَّه طالقاني تفسير قرآن مي‏گفت. با تأسيس حسينيه ارشاد و بنا به دعوت استاد مطهري به مدت چهار سال در آنجا به تدريس و سخنراني مشغول بود. از اين شخصيت برجسته، آثار گرانقدري چون تفسير نوين، كتاب خلافت و ولايت، امامت در نهج البلاغه و علي(ع) شاهد رسالت، بر جاي مانده است. سرانجام اين استاد فرزانه در 31 فروردين 1366 ش برابر با 21 شعبان 1407 ق در هشتاد سالگي دار فاني را وداع گفت و به سوي معبود شتافت.
 
2) رحلت حكيم، اديب و فقيه فرزانه "آقا نجفي قوچاني" (1323 ش): سيد محمد حسن بن سيد محمد، معروف به آقانجفي قوچاني در حدود سال 1256 ش (1295 ق) در روستاي خسرويه از توابع قوچان در استان خراسان به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در قوچان، سبزوار و مشهد به پايان رساند و در بيست سالگي راهي اصفهان شد. آقانجفي قوچاني پس از اقامت چهار ساله در اصفهان و استفاده از محضر استادان آن ديار از قبيل آخوند كاشاني، ميرزاجهانگير خان قشقايي، شيخ عبدالكريم گزي و سيد محمد باقر درچه‏اي، به نجف رفت و نزد آخوند خراساني و شيخ الشريعه اصفهاني شاگردي كرد. وي در سي سالگي به درجه اجتهاد رسيد و پس از بيست سال توقف در نجف اشرف، به زادگاه خود بازگشت. آقانجفي، از آن پس متجاوز از بيست و پنج سال از عمر خود را در مقام فقاهت و حاكميت شرع در قوچان گذراند و به اداره حوزه علوم ديني شهر پرداخت. از اين شخصيت دانشمند، آثار برجسته‏اي به جاي مانده كه سياحت غرب در كيفيت عالم برزخ و سير ارواح پس از مرگ؛ سياحت شرق كه مهم‏ترين اثر او و در شرح حال خود او از كودكي تا مقام اجتهاد است، اثبات رجعت و نيز شرح و ترجمه رساله تُفّاحيه ارسطو از آن جمله است. اين عالم رباني سرانجام در 31 فروردين 1323 ش (26 ربيع‏الثاني 1363ق) در 67 سالگي درگذشت و در حسينيه خود به خاك سپرده شد. آرامگاه او اكنون زيارتگاه مردم است.
 
3) آغاز مذاكرات جمهوري اسلامي ايران و عراق در ژنو با دبير كل سازمان ملل (1368 ش): پس از بي‏نتيجه ماندن مذاكرات سه جانبه در بهمن 1367 در نيويورك و بيانيه دبير كل، وزراي خارجه ايران و عراق براي مذاكرات سه جانبه در ژنو دعوت شدند و اين مذاكرات با عنوان دور پنجم مذاكرات در 31 فروردين 1368، شروع شد. بحث پيرامون تبادل اسرا و خروج نيروهاي نظامي عراق از خاك ايران از مباحث اصلي اين دور مذاكرات بود. در اين دور مذاكرات، دو طرف بر اجراي مفاد قطعنامه تأكيد داشتند ولي به تصميمي قاطع و صريح دست نيافتند. لذا قرار بر اين شد كه مذاكرات بعدي در ماه‏هاي آينده صورت گيرد.
 
4) رحلت فقيه فرزانه آيت‏اللَّه "سيد تقي حسيني نصيري" (1373ش): آيت‏اللَّه حاج سيدتقي حسيني نصيري متكازيني در سال 1289ش (1328ق) در يكي از روستاهاي توابع بهشهر در استان مازندان به دنيا آمد. وي پس از طي دوره مقدمات، راهي حوزه علميه كوهستان شد و زير نظر فقيه و عارف نامي، آيت‏اللَّه شيخ محمد كوهستاني به رشد علمي و اخلاقي نائل آمد. او سپس سطوح عاليه را در حوزه علميه مشهد پشت سر گذاشت و براي تكميل دروس فقه و اصول، عازم نجف اشرف شد. آيت‏اللَّه حسيني نصيري در نجف در حلقه درس ميرزا حسن يزدي و ميرزا هاشم آملي شركت كرد و پس از اقامت هشت ساله و اخذ اجازه اجتهاد، به ميهن بازگشت. وي در ابتدا بنا به درخواست استادش، آيت‏اللَّه كوهستاني، سالياني در حوزه علميه كوهستان به كار تدريس و تربيت طلاب علوم ديني اشتغال ورزيد و از آن پس به مدت چهل سال، با شوقي وصف‏ناپذير، به اين كار مشغول بود. آيت‏اللَّه نصيري در تواضع، اخلاص، متانت، گشاده‏رويي، احترام به مردم، كارسازي و گره‏گشايي، ساده‏زيستي، قناعت و تعهد در اداي وظايف زبانزد خاص و عام بود. ايشان خدمت به انقلاب را واجب عيني فرض مي‏كرد و به همين دليل به رغم كهولت سن، دعوت شوراي عالي قضايي را اجابت كرد و سال‏ها با خدمت در منصب قضا، بدون پيرايه به كار دعاوي رسيدگي مي‏كرد. اين فقيه بزرگوار سرانجام در سي‏ويكم فروردين 1373ش برابر با هشتم ذي‏قعده 1414ق در 84 سالگي دعوت حق را لبيك گفت و به ديدار معبود شتافت.
 
5) 24ربيع الثاني سال 421هجري قمري : «محمود غزنوي »ملقب به« يمينُ الدوله» سومين حاكم سلسله غزنوي از دنيا رفت .او در سال 387هجري پس از شكست برادرش اسماعيل حكومت را بدست گرفت و 2سال بعد با غلبه بر عَبدُ المَلكِ بنِِِِ نوحِ ساماني بر تمامي خراسان استيلا يافت . سلطان محمود غزنوي بتدريج سرزمينهاي مجاور را ضميمه قلمرو خود ساخت . او 12بار به سرزمين هندوستان لشكر كشي كرد اما سرانجام قبل از رفتن به ري به واسطه لشكر كشي هاي متعدد طي 33سال حكومتش ؛ و ابتلا به بيماري سل درآمد و در 51سالگي از دنيا رفت .
 
6) 24ربيع الثاني سال 1292هجري قمري : حاج ميرزا ابوالقاسم كلانتري يكي از علماي مشهور شيعه در قرن 13هجري در تهران بدرود حيات گفت .او فقيهي اصولي ،و عالمي برجسته در علوم نقلي و عقلي بود . وي در آغاز تحصيل مدتها از محضر درس آيت الله نوري استفاده كرد و سپس در عتبات عاليات از علماي حوزه عراق همچون شيخ مرتضي انصاري بهره مند گرديد ؛ و به مقام اجتهاد نائل آمد .آيت الله كلانتري از مشاهير علماي تهران بشمار مي رفت به همين دليل از نفوذي خاص در ميان مردم برخوردار بود . او در اعتلاي مذهب و نشر احكام الهي كوشش بسيار مي كرد . از آثار مهم اين عالم فرزانه مي توان به مَطارحُ الاَنظاردر شرح مسائل حلال و حرام اشاره كرد . وي در صحن مطهر حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شده است .
 
7) درگذشت "سيدقاسم الانوار" شاعر عهد تيموري(837 ق): سيدقاسم الانوار از شعراي معروف عهد تيموريان اهل تبريز بود و از بزرگان علم و دانش كسب فيض كرد. وي بعد از مدتي در هرات در افغانستان اقامت گزيد و تدريس را آغاز كرد. سيدقاسم به تدريج به شهرت رسيد به طوري كه شاگردان و مريدان وي از نواحي و شهرهاي مختلف به حضورش مي‏شتافتند. اين ايام، مقارن با سلطنت تيمور و فرزندش شاهرخ بود. سيدقاسم پس از اين كه مورد سوءظن شاهرخ قرار گرفت به ناچار هرات را ترك گفت و به سمرقند در ازبكستان امروزي رفت. آثار ادبي سيدقاسم الانوار شامل يك ديوان غزل و چندين مثنوي است كه نُسَخ خطي آن‏ها موجود است. هم‏چنين رساله‏هاي انيس العارفين و انيس العاشقين از جمله آثار اين شاعر ايراني است.
 
8) 20آوريل سال920ميلادي: جزيره ايسلند با تشكيل مجلس عمومي بنام آلتينگ استقلال خود را اعلام كرد. ايسلند ازقرن 13ميلادي تحت حاكميت شاه نروژ و سپس دانمارك بود. درزمان جنگ جهاني دوم پس ازتصرّف دانمارك بدست نيروهاي آلماني، قواي بريتانيا نيزايسلند رااشغال كرد. اما بعد ازجنگ ايسلندي درهمه پرسي به استقلال كشورخود رأي دادند و به اتحاد با دانمارك نيزپايان بخشيدند.
 
9) تولد "سيمون بوليوار" مبارز انقلابي و استقلال‏طلب معروف امريكاي جنوبي (1783م): سيمون بوليوار سياست مدار و انقلابي معروف امريكاي لاتين در بيستم آوريل 1783م در شهركاراكاس در ونزوئلا به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات دانشگاهي در رشته حقوق، درصدد برآمد تا كشور خود و مناطق امريكاي لاتين را از يوغ استعمار اسپانيا رهايى بخشد. از اين‏رو از سال 1813م، مبارزات استقلال‏طلبانه خود را آغاز نمود و بسياري از سرزمين‏هاي اين ناحيه را از استعمار اسپانيا آزاد كرد. پس از آن، بوليوار در انقلاب كاراكاس شركت فعال داشت و با كمك ارتشي از هوادارانش، كلمبيا را به تصرف درآورد. پس از آن، بوليوار از طرف كنگره‏اي كه به منظور تشكيل كلمبياي بزرگ برپا شده بود، به رياست جمهوري برگزيده شد و با آزادسازي كلمبيا، ونزوئلا و پاناما، اين هدف را تحقق بخشيد. در سال 1822م مبارزات آزادي‏بخش بوليوار به اكوادور نيز گسترش يافت و اين كشور پس از آزادي به كلمبياي بزرگ پيوست. يك سال قبل از آن نيز بوليوار با فرماندهي نيروهاي آزادي بخش پرو، اين كشور را از يوغ استعمار اسپانيا آزاد كرده بود. در سال 1826 انقلابيون بوليوي نيز به رهبري بوليوار پس از هفده سال مبارزه توانستند سرزمين خود را آزاد كنند و به پاس خدمات سيمون بوليوار، اين كشور را بوليوي ناميدند. بوليوار رؤياي وحدت امريكاي جنوبي را در يك قالب تشكيل فدراسيون دنبال مي‏كرد، اما به علت خودمحوري‏ها و فرقه گرايى‏ها، نتوانست به اين خواسته خود جامه عمل بپوشاند. وي در اواخر عمر پس از آنكه مدتي نيز به ديكتاتوري روي آورد، از قدرت كناره گرفت. سيمون بوليوار تمام ثروت سرشار و ارثيه هنگفت پدر را در راه پيشرفت انقلاب و آزادي سرزمين‏هاي امريكاي لاتين گذاشت تا اينكه در هفدهم دسامبر سال 1830م در 47 سالگي درگذشت. در حال حاضر، سيمون بوليوار در كشورهاي امريكاي جنوبي و به ويژه در ونزوئلا به عنوان قهرمان ملي، محبوب همگان است.
 
10) تهاجم وهابيون حجاز به شهر مقدس كربلا (1802م): با قدرت يافتن وهابيون در حجاز، مناقشات و زد و خوردهايى بين آنان و ديگر مسلمانان به ويژه شيعيان روي مي‏داد كه يكي از اين موارد، تجاوز وهابيون به شهرهاي مقدس نجف و كربلا در بيستم آوريل سال 1802م است. با توجه به اين كه دو شهر نجف و كربلا از شهرهاي مورد احترام و از زيارتگاه‏هاي مهم شيعه است، اين امر باعث شد كه حملات وهابيت بيشتر و شديدتر در مورد اين دو نقطه متمركز شود. انگيزه اصلي اين تجاوزكاران از كشتار و قتل و غارت شيعيان، اعتقادات تند مذهبي آنان بود كه با تعصب شديدي آميخته است. وهابيان به تهمت مشرك بودن مردم كربلا به اين شهر حمله كرده و پس از تخريب گنبد و بارگاه و ضريح مقدس امام حسين(ع) خزانه حرم را غارت نمودند. در جريان اين تهاجم وحشيانه، بيش از دو هزار نفر از شيعيان كربلا به شهادت رسيدند. هم‏چنين، وهابيان با غارت اموال و تخريب قسمت‏هايى از شهر، آن را به ويرانه‏اي تبديل كردند. اين واقعه خشم مسلمانان را برانگيخت و نفرت از اعمال وهابيت را در دل آنان بيشتر كرد. وهابيان پس از روي كار آمدن دولت سعودي نيز به اعمال ضد شيعي خود ادامه داده و در حركتي ضدديني، بارگاه ملكوتي ائمه بقيع و خاندان پيامبر را تخريب كردند.
 
11) تبعيد "ناپلئون بُناپارت" به "جزيره اِلب" پس از شكست از متحدان اروپايي (1815م): پس از شكست سنگين ناپلئون بُناپارت از روسيه و نيز شكست از كشورهاي ديگر اروپايى، ناپلئون در ششم آوريل 1814م از امپراتوري فرانسه استعفا داد و در 20 آوريل آن سال به جزيره اِلب در درياي مديترانه تبعيد شد. ناپلئون حدود ده ماه به حالت تبعيد، محترمانه در اين جزيره زندگي كرد و در اين مدت، با موافقت فاتحين، اداره امور جزيره نيز به وي سپرده شد. در اين ميان سران دول متفق با به قدرت رساندن لويى هجدهم، حكومتي دست‏نشانده در فرانسه ايجاد كردند. در زمان لويى هجدهم، به ظاهر، فرانسه، سياست سازش با انقلابيون فرانسه را در پيش گرفت و فرمان سلطنت مشروطه را صادر كرد، ولي در اصل، اين مقدمه‏اي براي حكومت استبدادي بود. از اين رو مردم در گوشه و كنار شورش‏هايى برپا نموده و زمزمه‏هايى براي بازگشت ناپلئون صورت گرفت. ناپلئون نيز با آگاهي از اين وضعيت، تصميم گرفت يك بار ديگر بخت خود را بيازمايد. از اين رو در 28 فوريه 1815م باچند تن از نزديكان خود از جزيره اِلب گريخت و روز اول مارس در سواحل فرانسه پياده شد. طرفداران ناپلئون قبلاً مقدمات حركت او از اين نقطه تا پاريس را فراهم كرده بودند و با استقبال پرشوري كه در بين راه از او به عمل آمد، لويى هجدهم و اعضاي دولت او پيش از ورود ناپلئون به پاريس، از پايتخت گريختند و ناپلئون، پيروزمندانه وارد پاريس شد. اما حكومت دوم ناپلئون بيش از صد روز به طول نيانجاميد و به زودي اتحاد جديدي بر ضد او شكل گرفت. در نهايت با شكست ناپلئون از دول ديگر اروپايي در جنگ واترلو، حيات سياسي وي نيز به پايان رسيد و اين بار به جزيره دور دست سَنَتْ هِلن در جنوب اقيانوس اطلس تبعيد شد و در همان جا در سال 1821م درگذشت.
 
12) تولد "آدولف هيتلر" صدراعظم و ديكتاتور سفّاك آلمان (1889م) (ر.ك: اول مه)
 

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://www.rasekhoon.net/PostalCard/ShowCat-142-1.aspx

معرفي سه کتاب اينترنتي

سيماي خوشبختي

ضرب المثل هاي فارسي

داستان ازدواج

 

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

جديدترين مجموعه سخنراني

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مانند تیغ است چه حکمی دارد ؟

درمورد تراشیدن ریش باتیغ وماشینی که مثل تیغ ازته می تراشد چهار نظر هست:
الف، جایز نیست(1).
ب، به احتیاط واجب جایز نیست. (2) (دراحتیاط واجب می توان به مجتهد دیگر عدول نمود).
ج ، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، البته تراشیدن بخشی از صورت و گونه ها اشکال ندارد وبه اصطلاح ریش پرفسورى گذاشتن کافى است و به آن ریش صدق می کند .(3)
د، تراشیدن ریش حرام نیست ، ولی بهتر است نتراشند. (4)

پی نوشت ها :
1 آیت الله بهجت ، توضیح المسائل ،مسائل متفرقه ، س4
2- امام خمینی ، توضیح المسائل ، مسائل متفرقه ، س83، آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه الاستفتائات ،ص315 ،س1414 ؛ آیت الله مکارم شیرازی، استفتاآت جدید،ج2، س753 ؛ ، آیت الله فاضل ، جامع المسائل ، ج1 ،س955.
3- آیت الله تبریزی ، استفتائات ،س 1087 -1089.
4 – آیت الله صانعی مجمع المسائل ج1 س
992

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی وپيشنهادهای خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

ارسالي توسط : نداي صالح

 

goleleila , گل ليلا<br/><a href="http://i36.tinypic.com/2gxidty.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

`پيامبر اکرم(ص) فرمودند:

ما یُوضَعُ فِي مِیزانِ امْرِئٍ یَومَ القِیامَةِ أفضَلُ مِن حُسنِ الخُلقِ.


در روز قیامت هیچ عملی بهتر از خوش اخلاقی در ترازوی [اعمال] انسان قرار نمی‌گیرد.

There will be nothing superior amiability in the balance of a person’s works on the Day of Judgment.
کافی، ج 2، ص 99، ح 2
 

 

صلوات تا ظهور مهدي(عج)

تعداد صلواتهاي فرستاده شده از مرز پانصد هزار گذشت

نيت کرده و وارد شويد...

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛   برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 8:30 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 7:30 شب

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter