گل ليلا<br/><a href="http://i33.tinypic.com/zj8al5.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

گل ليلا<br/><a href="http://i38.tinypic.com/jzjjeq.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

ويژه نامه گل ليلا

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

ويژه نامه قبلي گل ليلا - 88/01/16

مشاهده ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

 

 

اعجاز «بسم الله الرحمن الرحیم»

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مدینه طیّبه بیرون رفت كه دید مرد عربی سر چاهی برای شتر خود آب می‌كشد. فرمود: آیا كسی را اجیر می‌خواهی كه برای شترت آب بكشد؟ عرض كرد: بلی، به هر دلوی سه خرما اجرت می‌دهم. حضرت راضی شد و یك دلو آب كشید و سه خرما اجرت گرفت. سپس هشت دلو دیگر كشید كه ریسمان قطع شد و دلو به چاه افتاد. مرد عرب غضبناك شد و با جسارت به صورت مبارك رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زد! آن بزرگوار دست خود را میان چاه كرد و دلو را بیرون آورد و خود راهی مدینه شد. چون اعرابی این حلم و حسن خلق را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دید دانست كه آن حضرت بر حق بوده است.

بنابراین با كاردی، دستی را كه به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ جسارت كرده بود قطع نمود و غش كرد و بر زمین افتاد. در همان حال قافله‌ای از آن راه می‌گذشتند. مرد عرب را بدین حال دیدند. چون آب به صورتش پاشیدند به هوش آمد. گفتند: تو را چه شده؟

گفت: به صورت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زده‌ام. می‌ترسم كه دچار عقوبت شوم! پس برخاست و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفت و در پی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ راهی مدینه شد. در مدینه به سلمان برخورد و ایشان وی را به خانة فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ برد. در آنجا پیامبر خدا نشسته و حسین را روی زانو جای داده بود. اعرابی جلو رفت و عذر خواهی نمود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: چرا دستت را قطع كرده‌ای؟ گفت: من دستی را كه به صورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی‌خواهم.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اسلام بیاور و به یگانگی خدا اقرار كن! عرض كرد: اگر شما بر حقّید دست قطع شدة مرا به حال اوّل برگردانید و شفا دهید.

پیامبر دست قطع شده‌اش را به موضع خود گذاشت و فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم» و نفسی كشید و دست مبارك خود را به موضع قطع شده مالید. دست مرد عرب به حال اوّل بازگشت و او شهادتین به زبان جاری كرد و اسلام آورد

 

 

دوستت دارم چون اون می خواد!

امام صادق علیه السلام

تا کی با همه قهری؟! تا کی همش غر می زنی؟!

خوب خیابونا شلوغه که شلوعه! خودمون این مشکلو درست کردیم چوبشم می خوریم! غیر از اینه؟!

نباید به خاطر این که اعصابت تو ترافیک خرد شده سر زن و بچه‌ات داد بزنی که!

به شوهر بیچاره‌ات چه که امروز سر کار با کسی حرفت شده!

مگه پدر و مادرت گناهکار شدن که یه همچین بچه ای دارن؟!

خوب همه مشکل دارن! هر کسی قدّ ظرفیت خودش!

اما تو اگه فقط یه کم خدا رو دوست داشتی؛ اگه فقط یه ذره دین داشتی، این قدر بداخلاق نبودی!

هان، چیه؟! بهِت برخورد؟!

خوب من که از خودم نمیگم! خدا گفته! امام هم توضیحش داده! میگی نه اینو ببین:

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:1 هل الدین الا الحُب؛ آیا دین غیر از محبت چیز دیگری هم هست؟! و بعد این آیه را تلاوت کردند: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ»؛ بگو (ای پیامبر) اگر خدا را دوست دارید از او پیروی کنید خدا هم شما را دوست می دارد. 2

باباجون کسی که خدا رو دوست داره و آدم دین داریه، بنده های همون خدا رو هم دوست داره! وگرنه این چه دوستی ایه؟!

مثل کسی که میگه دوستت دارم ولی بچه‌هاتو می زنه! خوب بنده های خدا که برای خدا عزیزترن از بچه برای پدر و مادرش!

خوب خدا ناراحت میشه وقتی با بنده هاش مهربون نیستی!

باور کن خدا دوست داره خوش اخلاق و مهربون باشیم!

 

آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری در تاریخ 1343 هجری قمری در یک خانواده کاملا" روحانی و سیادت در نجف اشرف چشم به جهان گشود.
از طرف پدر به جد بزرگوارش اسوه علم و عرفان آیت الله سید حسن کشمیری و از طرف مادر به فقیه متبحر آیت سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی منتسب بود.
 

والدین

والد ایشان ، حجة الاسلام سید محمد علی کشمیری بود که در کربلا به دنیا آمد و پس از مراحل تحصیل، داماد آیت الله سید محمد کاظم یزدی شد و به زهد و تعبد و روحانیت، معروف و مشهور بودند.
استاد می فرمودند: پدرم فاضل بود اما در حد اجتهاد نبود.
به من علاقه وافری داشت، لکن به خاطر زهد زیاد و جو تند و سخت حوزه علمیه نجف آن روز نسبت به عرفا و علمای اخلاق ( که نسبت صوفی گری به آنها می دادند ) به من که دوستدار این علما بودم و دنبال آنها می رفتم، سختگیری می کرد و مرا از رفتن نزد مرحوم قاضی ( که منسوب به تصوف می دانستند ) منع می کردند .
گاهی از کفشدار حرم امیرالمؤمنین علیه السلام سئوال می کرد:
عبدالکریم به حرم آمده است؟
اگر می گفت: او را ندیدم، آن روز با من حرف نمی زد.
وقتی که سوار ماشین می شدم تا از نجف به کربلا برای زیارت بروم، تا درون ماشین همراهم می آمد و سفارش بسیار می کرد و می گفت:اگر به بغداد بروی (آنروز بغداد از همه شهرهای عراق بدتر بود) تو را عاق می کنم.
وقتی از پدرم اجازه زیارت کاظمین که کنار بغداد بود می خواستم نمی گذاشت و می گفت:
دو امام در آنجا مدفون هستند ، اگر پایت به بغداد بیفتد به ریش سفید امیرالمؤمنین عاقت می کنم.
به ناچار، روزی به حرم جدم امیرالمؤمنین علیه السلام رفتم و از فشارهای پدرم شکایت کردم. پدرم حضرت علی علیه السلام را در خواب دید که امام با اشاره دست، و کلام شیوا فرمودند: « من از شکم تا سر عبدالکریمم»
بعد از آن پدرم خیلی به من کاری نداشت.
پدرم دعای کمیل و احتجاب و یستشیر را خود می خواند، و مرا به خواندن آن سفارش می کرد و می گفت:
پدر من آقا سید حسن مرا وصیت به خواندن دعای یستشیر کرده است.
پدرم با مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی دوست و رفیق بود به همین خاطر نام مرا عبدالکریم گذاشت و علاقه ایشان به لباس مقدس روحانیت موجب شد که هنوز مو بر صورتم روييده نشده بود که مرا به لباس روحانیت ملبس کرد.
وقتی مریضی به پدرم مراجعه می کرد، مقداری تربت امام حسین علیه السلام که قریب به سیصد سال قدمت داشت و قدری بوریا ( حصیر) همراه آن بود، چوب بوریا را در لیوان آب می زد و به مراجعین می داد و شفا پیدا می کردند.
آنقدر استفاده کرد که آن چوب بوریا ( یا حصیر) سیاه شده بود.
استاد می فرمودند: شبی در خواب دیدم تسبیح به دست من است و پاره شد. تعبیر آن را پرسیدم، گفتند:
بزرگ قوم شما از دنیا می رود و بین اقوام فاصله می افتد، همینطور هم شد، پدرم در سن 56 سالگی در نجف اشرف از دنیا رفت و میان اقوام فاصله افتاد.
[ از جمله کرامات جد ایشان که مشهور و بعضی در کتب مقاتل نقل کرده اند این است که عده ای از ترکهای ایران به کربلا مشرف شدند و از ایشان درباره قبر شش ماهه امام حسین علیه السلام حضرت علی اصغر سؤال کردند، فرمودند:
یک شب مهلت بدهید تا جوابتان را بدهم.
با توسل به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در عالم خواب ( یا مکاشفه) امام علیه السلام می فرمایند:
« علی اصغر روی سینه ام ( یا در کنارم) قرار دارد»
و روز بعد جواب آنها را می دهد. ]
 

اشتیاق به نجف اشرف
علاقه استاد به نجف اشرف آنقدر زیاد بود که توصیف آن مشکل است . جائی که شاه ولایت در آنجا مدفون باشد بمنزله صد است ، ( چونکه صد آمد نود هم پیش ماست) یعنی همه چیز در آنجا برای اهلش جمع است.
بارها می فرمود:
من اگر نجف بروم حالم خوب می شود، آنقدر نجف هیبت از صاحب هیبت ،امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که اگر اعلم علماء به آنجا بیایند همانند یک طلبه معمولی می مانند .
علاقه بسیار ایشان به حرم امیرالمؤمنین علیه السلام و دریافت کثرت برکات وافرمادی و معنوی سبب شد که در هجران دیار موحدان دائما" بسوزد!
می فرمودند: سرزمین نجف منور است، وقتی توی ماشین از کربلا به نجف می آمدیم دخترکی قبل از یک فرسخ به نجف می گفت:
مادر ببین چقدر این سرزمین نورانی است!!
گاهی آنقدر توصیف نجف می کردند که انگار شهر دیگری در دنیا وجود ندارد و می فرمود:
همه ایران یک نجف نخواهد شد. نجف چیز دیگری است، حتی مساجد کوچک آنجا دارای یک معنویتی است که مساجد بزرگ ایران مثل مسجد گوهرشاد خراسان آن معنویت را ندارد.
فرمود:آنقدر نجف مهم است که مانند مرحوم شیخ زین العابدین مرندی که مجتهدی مسلم و باتقوا بود، می آمد جلو درب صحن امیرالمؤمنین علیه السلام آنجا که گداها می نشستند، می نشست. وقتی می گفتند آقا اینجا خوب نیست؟
می فرمود: اینجا جائی است که امام زمان و حضرت خضر به طرف حرم می روند، من هم نشسته ام تا شاید توجهی به من کنند.
می فرمودند:در نجف 360 پیامبر دفن هستند ولی در کربلا 260 پیامبر مدفونند، عظام حضرت آدم و جسد نوح کنار امیرالمؤمنین علیه السلام هستند .
در زیارت حضرت آمده: السلام علیک یا مولای و علی ضجیعتک آدم و نوح
سلام بر تو ای مولای من و بر دو هم قبرت آدم و نوح علیهما السلام.
آری نجف جائی است که قبر امیرالمؤمنین علیه السلام را نوح پیامبر 700 سال قبل از طوفان ، برای وصی پیامبر ساخته بود.
یازده امام آنرا زیارت کردند و امروز حضرت بقیه الله علیهما السلام به زیارت جدش می رود، و از روایات ظاهر می شود که از نظر ثواب و اجر زیارت قبر امیرالمؤمنین علیه السلام از همه ائمه ( ع ) بالاتر و مهمتر است.
مرحوم سید هاشم رضوی شاگرد سید علی آقا قاضی می فرمود:
آقای کشمیری از معجزات نجف است، چون آن حوزه چنین افرادی را پرورش نمی دهد.
توسل به امیر المومنین ( ع )
درباره توسل به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
هر مشکل که برایم در نجف پیش می آمد، می رفتم صحن امیرالمؤمنین علیه السلام و هفت بار « نادعلی» می خواندم و مشکلم حل می شد.
محبت امیر المومنین ( ع )
مرحوم جعفر آقا مجتهدی « ره» مدفون در حرم امام رضا علیه السلام که با استاد سالها رابطه دوستی داشتند بارها گفته بود:
هر وقت آقای کشمیری را می بینم به یاد امیرالمؤمنین می افتم.
علاقه به وادی السلام نجف
استاد می فرموند :
اول کسی که مرا با وادی السلام آشنا کرد و فرمود؛ برای ارواح مؤمنین حمد و بعضی سوره ها را بخوان و به آنان هدیه کن، که آنها برایت دعا می کنند( و بارها غروبها با هم به وادی السلام رفتیم) مرحوم شیخ ذبیح الله قوچانی ( متوفی 1414 مدفون در سرداب صحن امام رضا )علیه السلام بود.
بعضی شبها به وادی می رفتیم، عمامه زیر سر و عبا به رو می انداختیم و می خوابیدیم.
با اینکه قبرستان مخوف بود و من هم شجاع نبودم اما میل شدید وادارم می کرد که شبها به قبرستان بروم و از هیچ چیز نترسم. گاهی هم در گرمای شدید نجف به وادی می رفتم، و بعضی درسها را در وادی برای طلاب تدریس می کردم.
در وادی دو مقام وجود دارد: یکی مقام امام صادق علیه السلام و دیگر مقام امام زمان ( عج)، که آنان آنجا نماز خواندند.
لزوم داشتن استاد
در سیره و روش آیت الله کشمیری استاد حاذق نقشی بسیار برجسته دارد بارها از ایشان شنیده شد که :
استاد جزء لوازم اولیه تهذیب و جهاد اکبر است و بدون آن بسیار مشکل است، چه آنکه آفات و عوارض و شهوات نفس را کسی میتواند مدوا کند که خود این راه را رفته باشد و حاذق باشد.
احترام به بزرگان دین
استاد می فرمودند : در نجف این چنین بود که اگر اهل علمی راه عرفان را پیش می گرفت به او اتهام تصوف می زدند. یکی از بزرگان نجف به من گفت: نزد آقای قاضی می روی؟
گفتم: آری!
گفت: او شما را از اجتهاد ساکت می کند. !
مرحوم آیت الله سید عبدالعلی سبزواری به درس خارجش رفتم، او اهل دل بود. ایشان اوایل کارش در مدرسه آخوند خراسانی بود، به خاطر اتهام به صوفی بودن بیرونش کردند.
ایشان می فرمودند: اینان نمی دانند هرگاه یکی از استخوانهای تقوا و عارفی می میرد معمولا" بعدش بلا می آید، الان همه رفتند، شما زحمت بکشید جای آنان را بگیرید، آنهائی که من دیدم الآن نیستند...
استخاره عنایتی
استاد در مسجد مسابک ( شیره پزها) امامت جماعت داشتند، و در تابستانها در صحن کربلا نماز جماعت می خواندند، چون جد ایشان آقا سید حسن کشمیری و عموی بزرگ ایشان آقا سید مصطفی آنجا نماز می خواندند، مردم آشنائی با ایشان داشتند و به ایشان اقتدا می کردند. تدریس علوم دینی هم می نمودند، ولی مراجعات استخارات زیاد داشتند.
ایشان می فرمود:
در نجف خدمت آقا شیخ علی اکبر اراکی می رسیدم، دستورالعملی برای استخاره خواستم، ایشان یک اربعین روزه به اضافه سوره نور را با عدد و شرایط مخصوصی فرمودند، من هم انجام دادم.
در عالم رؤیا دیدم، در ایوان طلا امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام ایستاده، نوح پیامبر، با عمامه بزرگ در عقب سر ایشان ایستاده، امام به من تسبیح دادند.
خواب دیگری دیدم که آقا سید ابوالحسن اصفهانی در صحن امیرالمؤمنین علیه السلام بودند و به من تسبیح دادند.
خواب سومی هم دیدم که در کفم چیزی مانند ماه است و کم کم نور آن زیاد می شود، از آن به بعد استخاره ام شهرت پیدا کرد و مراجعاتم زیاد شد.
از استاد سئوال شد شما قرآن را حافظ هستید؟
فرمودند: نه.
عرض شد: شما با تسبیح استخاره می گیرید، از آیات قرآنی جواب می دهید!؟
فرمودند: به دلم الهام می شود.
سئوال شد: استخارات شما صد در صد درست در می آید؟
فرمودند: استخارات مربوط به حال انسان هم می شود، چطور شاعر نمی تواند در همه ساعات روز و شب شعر بگوید، باید حالش بیاید، وقتی حالش می آید استخاره مطابق واقع می شود...

ادامه مطالب...

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

غزوه بنی النضیر

غزوه بنی نضیر

 

بنی النضیر تیره‏ای از یهود بودند که در جنوب شرقی مدینه سکونت داشتند و دارای قلعه و مزارع و نخلستانی در آن محل بودند،اینان با پیغمبر اسلام پیمان عدم تعرض و دوستی داشتند و متعهد شده بودند که بر ضد مسلمانان اقدامی نکنند و کسی را علیه ایشان تحریک ننمایند .دو حادثه شوم«رجیع و بئر معونه»سبب شد که دوباره زبان یهود به استهزای مسلمانان باز شود و آنان را مورد شماتت قرار دهند و سخنان ناهنجاری درباره پیغمبر اسلام بر زبان آرند و سبب جرأت دشمنان و منافقین گردند. پیغمبر اسلام دیگر بار متوجه این دشمنان داخلی گردید و در صدد برآمد تا از عقیده قلبی آنان نسبت به مسلمانان مطلع شده و پایدار نبودن ایشان را در پیمانی که بسته بودند آشکار سازد.

کشته شدن آن دو عامری به دست عمرو بن امیه سبب شد که پیغمبر اسلام در صدد تهیه دیه و خونبهای آن دو نفر بر آید و آنان را به کسان مقتولان که هم پیمان با او بودند بپردازد. و چون قبیله بنی عامر همان‏گونه که با رسول خدا(ص)هم پیمان بودند با یهود بنی النضیر نیز هم پیمان بودند، رسول خدا(ص) در صدد برآمد تا از یهود مزبور کمک بگیرد و به همین منظور با ده نفر از یاران خود که از آن جمله علی بن ابیطالب(ع)بود به سوی محله بنی النضیر حرکت کرد و چون بدانجا رسید و منظور خود را اظهار کرد آنان در ظاهر از پیشنهاد آن حضرت استقبال کرده و آمادگی خود را برای کمک و مساعدت در این باره اظهار داشتند و از آن حضرت دعوت کردند تا در محله آنان فرود آید، پیغمبر اسلام فرود آمده و به دیوار قلعه آنان تکیه داد و به انتظار کمک آنها در آنجا نشست،در این موقع چند تن از سرکردگان آنها به عنوان آوردن پول یا تهیه غذا به میان قلعه رفته و با هم گفتند:  شما هرگز برای کشتن این مرد چنین فرصتی مانند امروز به دست نخواهید آورد خوب است هم اکنون مردی بالای دیوار برود و سنگی را از بالا بر سر او بیفکند و ما را از دست او راحت و آسوده سازد، همگی این رأی را پسندیده و با اینکه یکی از بزرگانشان به نام سلام بن مشکم با این کار مخالفت کرده گفت: شاید خدای محمد او را از این کار آگاه سازد،به سخن او گوش نداده و در صدد انجام این کار بر آمدند. شخصی از ایشان به نام عمرو بن جحاش انجام این کار را به عهده گرفت و بی‏درنگ خود را به بالای دیوار رسانید تا توطئه آنها را اجرا کند. ولی قبل از اینکه او کار خود را بکند خدای تعالی به وسیله وحی پیغمبر را از توطئه ایشان آگاه ساخت و رسول خدا(ص)فورا از جای خود برخاسته و مانند کسی که دنبال کاری می‏رود بدون آنکه حتی یاران خود را خبر کند به سوی مدینه به راه افتاد.در برخی از نقل‏ها هم آمده که رو به اصحاب خود کرده فرمود: شما در جای خود باشید و خود تنها راه شهر را در پیش گرفت .

غزوه بنی نضیر

اصحاب که دیدند مراجعت پیغمبر به طول انجامید از جای برخاسته به جستجو پرداختند و از کسی که از مدینه می‏آمد سراغ آن حضرت را گرفتند و او گفت:من پیغمبر را در شهر مدینه دیدار کردم.

پیغمبر اسلام مطمئن بود که با رفتن او، یهود جرأت آنکه به اصحاب او گزندی برسانند ندارند و از عکس العمل و انتقام رهبر مسلمانان بسختی واهمه و بیم دارند. به هر صورت، یاران رسول خدا(ص)که این حرف را شنیدند خود را به مدینه و نزد پیغمبر رساندند و چون علت آمدن او را پرسیدند حضرت توطئه آنها و وحی خدای تعالی را به ایشان اطلاع داد، و به دنبال آن یکی از مسلمانان به نام محمد بن مسلمه را مأمور کرده فرمود: به نزد یهود بنی النضیر برو و به آنها بگو: شما پیمان شکنی کردید و از در مکر و حیله بر آمدید و نقشه قتل مرا طرح نمودید،اینک تا ده روز مهلت دارید که از این سرزمین بروید و از آن پس اگر در اینجا ماندید کشته خواهید شد. 1

محمد بن مسلمه پیغام رسول خدا(ص)را به آنها رسانید، یهود مزبور که تاب مقاومت در برابر مسلمانان را در خود نمی‏دیدند آماده رفتن شدند ولی عبد الله بن ابی سرکرده منافقین مدینه برای آنها پیغام فرستاد که از جای خود حرکت نکنید و ما دو هزار نفر هستیم که آماده کمک به شما هستیم و هرگز شما را تسلیم محمد نخواهیم کرد و یهود بنی قریظه نیز به پشتیبانی شما برخاسته و شما را یاری می‏کنند. یهودیان گول وعده او را خورده و ماندند، و به محکم کردن قلعه‏های خویش پرداختند و چون مهلت به پایان رسید پیغمبر اسلام پرچم جنگ را بست و به دست علی بن ابیطالب (ع) داد و با سربازان اسلام به سوی قلعه‏های بنی النضیر حرکت کرد و دستور محاصره آنان را صادر فرمود.

محاصره آنان به طول انجامید که بعضی مدت محاصره را بیست و یک روز ذکر کرده‏اند، و به گفته برخی رسول خدا (ص) برای اینکه یهود مزبور از آن سرزمین دل برکنند و یا کمال خواری و ذلت خود را به چشم ببینند دستور داد چند نخله خرما را از باغهای آنها قطع کردند و همین هم شد و آنها تسلیم شده و حاضر به ترک خانه و دیار گشتند و از آن سرزمین رفتند، و مفسران نیز گفته‏اند آیه «مَا قَطَعْتُم مِّن لِّینَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ » 2 نیز در همین باره نازل شده که چون یهود بنی النضیر آن حضرت را در این کار سرزنش کردند این آیه نازل شد،و در کتاب سیرة المصطفی آمده است که مجموع نخله‏هایی که مسلمانان قطع کرده و یا سوزاندند شش نخله بود و در نقلی که فخر رازی در تفسیر همین آیه از ابن مسعود کرده وی گفته است:رسول خدا(ص)دستور داد چند نخله خرما را که سر راه جنگجویان و مزاحم آنان برای جنگ بود قطع کردند. و به هر صورت یهودیان که دیدند از کمکهایی که عبد الله بن ابی وعده کرده بود خبری نشد و یهود بنی قریظه هم برای نجات آنها اقدامی نکردند به ستوه آمده و تدریجا ترس و ناامیدی بر آنها مستولی شد و تسلیم شدند و از پیغمبر اسلام امان خواستند تا از مدینه کوچ کنند .4

غزوه بنی نضیر

رسول خدا(ص)موافقت فرمود که هر سه نفر از آنها یک شتر با خود ببرند و هر چه می‏خواهند از اثاثیه خود بر آن بار کنند و بقیه را به جای بگذارند و بروند. و بدین ترتیب یهود بنی النضیر از مدینه کوچ کرده جمعی از آنها در خیبر اقامت گرفتند و بیشترشان نیز به شام رفتند و با رفتن آنها غنیمت بسیاری برای مسلمانان به جای ماند که رسول خدا(ص)با مشورت اصحاب آن را به مهاجرین مکه که تا آن روز به صورت میهمان در خانه انصار زندگی می‏کردند اختصاص داد و میان آنها تقسیم کرد و از آن پس مهاجرین مکه نیز مانند مردم دیگر مدینه صاحب خانه و زندگی مستقل و جداگانه‏ای شدند،و از کمک انصار بی‏نیاز گشتند. تنها دو نفر از انصار بودند که به خاطر حاجتی که داشتند آن حضرت سهمی نیز به هر کدام از آن دو داد که یکی ابو دجانه انصاری و دیگر سهل بن حنیف بود.

و بر طبق نقل کازرونیـبغیر از خانه و اثاث و زمین و باغها 50 زره و 50 کله خود، و 340 شمشیر از ایشان به جای ماند که میان مسلمانان تقسیم شد. و دو نفر از یهود مزبور نیز به نام یامین بن عمرو و ابو سعد بن وهب مسلمان شدند و در مدینه ماندند.

شیخ مفید(ره)و نیز ابن شهراشوب در کتابهای خود داستانی از شجاعت و فداکاری علی بن ابیطالب (ع)در ایام محاصره بنی النضیر نقل کرده‏اند که ذیلا از نظرشما می‏گذرد:

گویند:هنگامی که رسول خدا(ص)برای محاصره یهود بنی النضیر آمد دستور داد خیمه‏اش را در آخرین نقطه از زمینهای گودی که در آنجا بود و به زمین بنی حطمة معروف بود دبزنند، همین که شب شد مردی از بنی النضیر تیری به سوی خیمه آن حضرت انداخت و آن تیر به خیمه اصابت کرد، پیغمبر(ص)دستور داد خیمه‏اش را از آنجا بکنند و در دامنه کوه نصب کنند و مهاجر و انصار اطراف آن، خیمه‏های خود را برپا کردند،چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت ناگاه متوجه شدند که علی بن ابیطالب در میان آنها نیست، به نزد رسول خدا(ص)آمده و معروض داشتند: علی بن ابیطالب گم شده و در میان ما نیست؟

فرمود:فکر می‏کنم به دنبال اصلاح کار شما رفته باشد، طولی نکشید که علی(ع)در حالی که سر بریده همان مرد یهودی را که تیر به سوی خیمه رسول خدا(ص)انداخته بود در دست داشت بیامد و آن سر را نزد آن حضرت گذاشت

پیغمبر(ص)فرمود:یا علی چه کردی؟ عرض کرد:من دیدم این خبیث مرد بی‏باک و دلاوری است، پس در کمین او نشستم و با خود گفتم :چه چیز در این تاریکی شب او را چنین بی‏باک کرده جز اینکه می‏خواهد از این تاریکی استفاده کرده دستبرد و شبیخونی بزند، ناگاه او را دیدم که شمشیر در دست دارد و با سه تن از یهود می‏آید، من که چنان دیدم برخاسته و بدو حمله کرده و او را کشتم و آن سه نفر که همراهش بودند گریختند و هنوز چندان دور نشده‏اند و اگر چند نفر همراه من بیایند امید آن هست که بدانها دست یابیم.

رسول خدا(ص)ده نفر را که از آن جمله ابو دجانه و سهل بن حنیف بود همراه حضرت علی(ع) روانه کرد و آنان بسرعت آمده پیش از آنکه یهودیان به قلعه‏ های خود برسند بدانها رسیدند و آنها را به قتل رسانده و سرهای ایشان را به دستور پیغمبر(ص)در چاههای بنی حطمه افکندند و همین جریان رعب و وحشتی در دل بنی النضیر افکند و سبب تسلیم و کوچ کردن آنان از مدینه گردید.

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

آيا گوته مسلمان بود؟
آيا گوته مسلمان بود؟

 

جدي تر شدن بحث پيوستن تركيه به جمع كشورهاي عضو اتحاديه اروپايي و نيز جايگاه مسيحيت در عرصه اروپاي آينده ، موجب مطرح شدن مجدد فرضيه اي قديمي گشته است كه براساس آن "يوهان ولفگانگ فون گوته " كه از وي به عنوان مظهر فرهنگ و ادبيات اروپايي نام برده مي شود، پيش از مرگ به دين اسلام روي آورده بوده است . اين نظريه در خور توجه ، ادعا و دفاع گروهي از مسلمانان آلماني مقيم "وايمار" است ، اين همان شهري است كه گوته دوره اي مهم از عمر خود را در آن جا گذراند.
ـ موارد استناد، آراء و افكار و انديشه هاي منعكس شده وي در آثارش و نيز فتواي صادره از سوي شيخ عبدالقدير المورابيت است . و اين ازدو منظر قابل ارزيابي است . اول اينكه گوته همانند روسو به طبيعت عشق مي ورزد، به طبيعت پناه مي برد و در آن سير و سفر مي كند. عشق به طبيعت آميخته با اصالت نبوغ و آيين احساس و عواطف مبناي يك رشته از آثار نمايشي گوته گشت كه خلق آن از سال 1773 آغاز شد.نمايشنامه هاي اين دوره عبارتند از: نغمات محمد (Matio met) (1773) كه بعد از برخورد شاعر با دنياي شرق نوشته شد. گوته پس ازخواندن قرآن در انديشه ساختن نمايشنامه اي افتاد كه در آن عناصر عظمت پيغمبر را در ارتباط با خدا از طرفي ، وضع تاريخي و رسالتش را بامردم از طرف ديگر در برابر هم قرار دهد. پرومتئوس (Prometheus) پس از مرگ نويسنده در 1878 انتشار يافت . گوته در اين اثر بيشتر ازاثر اشيل و ولتر (Voltaire) الهام گرفته و با ذهن خلاق خود به اين خداي اساطيري شكل و عنصري تازه بخشيده است .
گوته پس از انتشار آثار علمي ، بار ديگر در شعر به احساس جواني و بلوغ ثانوي باز مي گردد. به مطالعات ادبيات شرق، خاصه ايران مي پردازد و به ترجمه اي از ديوان حافظ دست مي يابد كه او را سخت شيفته اين شاعر بزرگ ايراني مي گرداند و به تقليد او ميان سال هاي 1814 و 1815 اشعاري مي سرايد كه در ديوان شرقي ـ غربي (West-عstlicher Divan) در 1819 منتشر مي شود كه گوته در آن به تكريم طبيعت طرحي ديگر به خود گرفته است و اگرچه ظاهراً ديوان به تقليد اشعار حافظ ساخته شده ، جنبه غربي و هنر خاص گوته در آن حفظ گرديده است . تنها آزادي فكري و وسعت روح و جنبه فلسفي و مذهبي حافظ و تجلي خدا در عالم طبيعت و چيزهايي كه در شعر حافظ جنبه جهاني داشته با روح گوته سازگار آمده است اما اين آخرين اثر شاعرانه گوته نبود. در 1821، مهم ترين اثر گوته فاوست (Faust) كه بايد گفت ثمره شصت سال كار مداوم و عميق اوست ، آغاز آن به دوران زندگي در فرانكفورت مي رسد و سرگذشت فاوست كيمياگري است كه مي خواهدبر همه اسرار طبيعت دست يابد و راهي به جانب ماوراءالطبيعه بگشايد. دكتر فاوست شخصيتي است كه پيش از گوته در ادبيات اروپايي وجودداشته و دانشمند و يا جادوگري بوده كه براي دسترسي به علوم جديد، روح خود را به شيطان مي فروشد. گوته پس از ديدن نمايش نمايشنامه نويس انگليسي مارلو (Marlove) به مطالعه فراوان درباره اين شخصيت مي پردازد و اثر مهم خود را خلق مي كند. گوته هم تكامل روح بشر را در اين شخصيت نشان مي دهد و نيز دشواري ها و اشتباهاتي كه در راه اين تكامل پيش مي آيد. در واقع فاوست نمونه اي ازشخصيت گوته مي شود و هنگامي كه به آرزوي خود مي رسد كه پي مي برد به سود جامعه كار مي كند، نه براي شخص خود. فاوست اثر گوته به دو قسمت تقسيم مي شود. قسمت اول موضوع ادراك و معرفت و عشق است و اشتياق فاوست به دست يافتن به اسرار طبيعت وسرگذشت غم انگيز معشوقه اي كه پس از مطرود شدن از جانب فاوست كودكش را مي كشد و خود محكوم مي گردد. اين قسمت يادآورندامت هاي گوته است لذا پس از سپري شدن دوران غفلت ، اسرار طبيعت را به تصوير مي كشد. در اين قسمت گوته نارضايتي را براي تكامل بشر لازم مي داند و در واقع شيطان را نيز جزيي از وجود آدمي مي شمارد كه اگر نبود، جنبه نيكي آن نيز نمودار نمي گشت . حال آنكه فاوست به نوعي خوشبختي در عشق ، آميخته با خودخواهي دست مي يابد كه او را راضي نمي كند. قسمت دوم به افسانه قرن شانزدهم ارتباط مي يابد، فاوست پير و بدبخت مي شود و شيطان او را نزد پادشاهي مي برد كه بر اثر خدمتي كه انجام مي دهد، سرزميني به او مي بخشد وفاوست همه عمر را به دور از هياهوي دنيوي سپري مي كند، با وجود قرارداد با شيطان مشمول عفو خدا قرار مي گيرد، گوته به قسمت دوم فاوست چون وصيت نامه خود نگريسته و آن را با دقت لاك و مهر كرده كه پس از مرگش گشوده شده است .
ـ نگاه دوم آنكه المورابيت با بررسي دقيق تعدادي از آثار گوته ، به خصوص "ديوان شرقي ـ غربي " او و نيز دانسته هايي كه از زندگي شاعردر دست است به اثبات نظريه خود كوشيده است . مركز ثقل اين استنادات ، انتقاداتي است كه گوته اين جا و آن جا نسبت به مسيحيت رسمي و نيز چهره اي كه كليسا از حضرت مسيح ترسيم كرده ، وارد آورده است . جاذبه جهان عرب در نزد گوته و نيز تلاش هايش براي توفيق درگشودن باب مفاهمه و برقراري گفت و گو ميان فرهنگ شرق و سنت غرب بر تمامي گوته شناسان و منتقدين ادبي آشكار است . با وجود اين المورابيت پا را از اين فراتر مي گذارد و سخن از تغيير آيين اعتقادي وي به ميان مي آورد و در اين راستا به ادبيات ديگري از ديوان او، آن جاكه شاعر از قرآن سخن به ميان مي آورد، استناد مي كند. اما گذشته از اين ادعا و مواردي كه ذكرشان رفت ، اين حقيقتي مسلم است كه نويسنده شاهكار ادبيات جهان "فاوست " در طول حيات خود علاقه خاصي به اسلام داشته است و اين مسأله را مورخ و منتقد ادبي مشهورخانم "كانارينا مومسن " در كتاب معروف خود "گوته و جهان عرب " با ذكر اسنادي موثق به اثبات رسانده است . اين علاقه و گرايش گوته نسبت به اسلام هر چند بنياني محكم براي اثبات مسلماني وي نيست ، ولي مي تواند به عنوان نقطه اتكاي مثبتي براي تعامل هر چه بيشترو گفت وگوي رودرروي فرهنگ هاي اروپا و اسلام و نيز خوراك مناسبي براي بحث بر سر آينده ديني اروپا مورد بهره برداري قرار گيرد. البته اين مناقشه در آلمان تنها از مسأله تمايل شديد تركيه به عضويت در اتحاديه اروپايي ناشي نشده است ، بلكه از رشد فزاينده گرايش به دين اسلام ، كه به خصوص پس از واقعه 11 سپتامبر آشكارتر شده نيز نشأت مي گيرد. به هر جهت ، در آلمان مسأل ه گفت وگو با اسلام صرفاً يك موضوع مورد علاق ه سياست خارجي نيست ، بلكه از جنبه سياست داخلي نيز مورد توجه است ، چرا كه در اين كشور نزديك به شش ميليون نفر مسلمان زندگي مي كنند.
منبع: ماهنامه غرب در آيينه فرهنگ

 

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

چگونگي پيروزي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف
چگونگي پيروزي حضرت مهدي(عج)

ذو القرنين و تسخير زمين
پيروزي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از راه‌هاي معمولي، با تأييدات خداوندي، امري ممكن است كه نمونه‌هاي آن در تاريخ بشري تحقق پيدا كرده است و از اين رو غلبه آن حضرت بر قدرت‌هاي زميني و تشكيل حكومت واحدي كه در آن فقط خدا پرستيده شود و عدالت و امنيت عمومي برقرار شود، چيز تازه‌اي نيست كه سابقه نداشته باشد. حضرت ذو القرنين از جمله كساني بود كه قسمت اعظم روي زمين را به تسخير خود درآورد كه داستانش در قرآن آمده است.
كمال الدين و تمام النعمة، به سند خود از اصبغ بن نباته روايت مي‌كند كه حضرت اميرمؤمنان عليه السلام بر فراز منبر بود، ابن الكواء از وي پرسيد كه ما را از داستان ذو القرنين خبر بده، كه پيغمبر بود يا ملك؟ دو شاخ او از طلا بود يا نقره؟
فرمود: نه پيامبر بود، نه ملك. او مردي بود كه خدا را دوست مي‌داشت و خدا او را دوست مي‌داشت، او براي خدا خير مي‌خواست و خدا براي او خير مي‌خواست. او مردم را به سوي خدا دعوت كرد، او را زدند و يك طرف- شاخ – سرش را شكستند.
پس مدتي از مردم غائب شد و بار ديگر برگشت و مردم را به سوي خدا دعوت كرد، او را زدند و طرف ديگر سرش را شكستند، و اينك در ميان شما نيز كسي مانند او هست.[36] برخي گفته‌اند او را بدين جهت به ذوالقرنين ملقب كردند كه شجاعت داشت، چنان چه شجاع را كبش گويند (قوچ جنگي)؛ زيرا با شاخ خود، اقران را از پاي درمي آورد.[37]
سرگذشت ذي القرنين در قرآن چنين آمده است: «از سرگذشت ذي القرنين از تو مي‌پرسند، بگو به زودي مقداري از سرگذشت او را مي‌خوانم.»[38]
«ما در روي زمين براي او قدرت عطا كرديم و براي او از هر چيز سببي داديم».[39]
يعني؛ براي وي قدرت تصرف در زمين را دادم، و وي را به انجام كارهاي مهمي توانا كردم، برايش استقرار و ثبات دادم و اسباب و وسائل رسيدن به هر چيز را به او دادم؛ عقل، دين، علم، نيروي جسمي، كثرت مال، لشكر، وسعت ملك، حسن تدبير و نيروهاي جوي و ابر و نور را در اختيارش قرار دادم، و او را به اسباب گسترده و وسايل فراوان رساندم.
و اين منتي از طرف خداوند است كه بر ذي القرنين مي‌گذارد و با بليغ‌ترين وجه امر او را اعظام مي‌دارد و نمونه‌هايي از سيره، عمل و گفتار او را نقل مي‌كند كه مملو از حكمت و قدرت است.[40]
«پس سببي را آماده كرد، چون به غروب‌گاه آفتاب رسيد، آن را ديد كه در چشمه گل آلود فرو مي‌رود، نزديك چشمه مردي را ديد. گفتيم ‌اي ذي القرنين آيا اينها را عذاب مي‌كني يا با آنان طريقه نيكو پيش مي‌گيري».[41]
«سبب» در اصل به معناي ريسمان است كه توسط آن از درخت نخل بالا مي‌روند و جمع آن «اسباب» است. «سبب» استعاره گرفته شده براي هر چيزي كه به مقصود مي‌رساند؛ و شامل علم، قدرت، ابزار و آلات و...مي شود و نيز به معناي طريق و شيوة يك كار است.[42]
ذي القرنين وقتي به غروب‌گاه آفتاب و به ساحل دريا رسيد، آن طرف دريا خشكي ديده نمي‌شد، و انتهاي دريا به افق چسبيده بود، و چنين به نظر مي‌رسيد كه آفتاب به دريا غروب مي‌كند. بعضي‌ها گفته اند: چنين چشمه لجن‌زاري، با درياي محيط، يعني اقيانوس غربي كه جزاير خالدات در آن است منطبق مي‌باشد؛ جزاير نام‌برده در هيئت و جغرافياي قديم، مبدأ طول به شمار مي‌رفت، بعدها غرق شده و فعلاً اثري از آن باقي نيست. و در نزديك آن مردمي را ديد؛ و اين دليلي است برآن كه آن جا آخرين نقطه ي معمور دنيا بوده است.[43]
بعضي «عَينٍ حَمِيةٍ» (آب لجن‌زار) را «عينٍ حامِيَةٍ» (آب گرم) خوانده است. اگر اين قرائت صحيح باشد، با درياي حار يا قسمت استوائي اقيانوس كبير كه مجاور آفريقاست، منطبق است. در اين صورت ذي القرنين در سفر غربي اش، به سواحل آفريقا، رسيده است.[44]
قُلنا يا ذَا القرنَينِ...
خداوند مي‌فرمايد: (من توسط يكي از پيامبرانم كه با او بود) پرسش كرديم كه حال كه بر ايشان مسلط شده‌اي با اينان چه معامله مي‌كني؟ عذاب يا احسان؟
«گفت: هر كه ستم كند زود باشد كه عذابش كنيم، و پس از آن به سوي پروردگارش برند و سخت عذابش كند. و هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداش نيك دارد».[45]
اين آيه بيان مي‌كند كه همه اين مردم، ظالم و گناه كار نبوده اند.
سفر به مغرب
«بار ديگر وسايلي براي سفر تهيه كرده، و راه ديگري را دنبال كرد، و به سوي مشرق عالم حركت كرد، تا به صحرايي از طرف مشرق رسيد و ديد كه آفتاب بر قومي طلوع مي‌كند كه براي آنان وسيله پوششي از آن قرار نداده ايم».[46]
منظور از«ستر»، چيزي است كه آدمي خود را با آن مي‌پوشاند و پنهان مي‌كند، مانند ساختمان و لباس؛ يعني اينها مردمي بودند كه روي خاك زندگي مي‌كردند، و خانه‌اي كه در آن پناهنده شوند، و خود را از حرارت آفتاب پنهان كنند، نداشتند. و نيز عريان بودند و لباسي هم بر تن نداشتند و آن مردم هنوز به اين مرحله از تمدن نرسيده بودند كه بفهمند خانه و لباس هم لازم است.
و هنوز علم ساختمان كردن و خيمه زدن و لباس بافتن و دوختن را نداشتند.[47]
وقتي خورشيد طلوع مي‌كرد، در زيرزمين‌ها و ميان درياها مي‌رفتند، وقتي غروب مي‌كرد، مانند حيوانات براي چرا بيرون مي‌رفتند.
اين قدرت شگرف و نيروي تصرف و تسخير قسمت معمور زمين، توسط ذي القرنين، با امدادهاي غيبي و زير نظر خداوند بود؛ چنان چه مي‌فرمايد:
«چنين بود و ما از آن چيزها كه نزد وي بود به طور كامل خبر داشتيم»؛[48] يعني ما از عدّه و عُدهّ اش و از آن چه جريان مي‌يافت خبردار بوديم. ظاهرا اين كنايه از اين است كه آن چه وي تصميم مي‌گرفت و هر راهي را كه مي‌رفت، به هدايت خدا و امر او بود. و اين آيه در معناي كنايي‌اش، نظير آيه «كشتي را زير نظر و به وحي ما بساز» است.[49]
سفر به طرف شمال
«آن‌گاه اسبابي را تهيه كرده و راهي را دنبال كرد، تا وقتي ميان دو كوه رسيد و در نزديك آن، قومي را يافت كه سخن نمي‌فهميدند. گفتند: اي ذوالقرنين، يأجوج و مأجوج در اين سرزمين تباه‌كارند، آيا براي شما خرجي مقرر داريم كه ميان ما و آنها سدي بنا كني؟ گفت: آن چيزها كه خداوند به من تمكن آن را داده بهتر است، با نيرو به من كمك كنيد تا ميان شما و آنها سد محكمي سازم. قطعات آهن پيش من آوريد، تا چون ميان دو كوه پر شد. گفت: بدميد تا آن را بگدازيد و گفت: مس گداخته نزد من آوريد تا بر آن بريزم. پس نتوانستند برآن بالا روند، و نتوانستند آن را نقب زنند. گفت: اين رحمتي از جانب پروردگار من است».[50]
ضمائر «مفسدون» و «بينهم» كه مخصوص عاقل است، نشان دهنده اين است كه يأجوج و مأجوج، دو طايفه از انسان بودند كه از پشت آن كوه به اين مردم حمله مي‌كردند، اينها را مي‌كشتند، گوشت‌شان را مي‌خوردند، در هنگام بهار بيرون مي‌شدند و همه كشت‌ها و زراعت‌ها را پاك مي‌خوردند؛ چارپايان و درندگان را صيد مي‌كردند، حشرات را مي‌خوردند، كه فساد همه اينها را شامل مي‌شود، لباس‌شان پوست درندگان و خوردني‌شان چيزهايي بود كه از دريا بيرون انداخته مي‌شد، و در غايت سادگي و انحطاط به سر مي‌بردند؛ از اين رو، حرفي و سخني را نمي‌فهميدند.[51]
قومي كه نزديك دو كوه بودند پيشنهاد كردند كه مالي را از ايشان بگيرد، و ميان آنان و يأجوج و مأجوج سدي بسازد كه مانع از تجاوز آنان شود. ذي القرنين گفت: آن قدرت و وسعتي كه خدا برايم داده است، از مالي كه شما وعده مي‌دهيد بهتر است و من به آن احتياج ندارم؛ خرج نمي‌خواهم؛ با نيروي انساني كمكم كنيد؛ كارگر، مصالح ساختماني؛ آهن و مس و دم بياوريد.
قوم مذكور آن چنان پاره‌هاي آهن آوردند كه ميان دو كوه پر شد؛ آن گاه فرمود: دم‌هاي آهنگري را بر آن نصب كنيد و بدميد تا آهن‌ها ذوب شود، وانگهي مس گداخته را روي آن ريخت تا شكاف‌ها را پر كرده و آهن‌ها با هم ديگر جوش خورد؛ آن چنان كه در اثر بلندي، استحكام و لغزندگي، يأجوج و مأجوج ديگر نتوانستند بر آن بالا روند يا آن را سوراخ نمايند. آن گاه ذي القرنين گفت: اين از رحمت پروردگار من است.[52]
داستان ذي القرنين در قرآن اين درس را به ما مي‌آموزد كه، هرگاه خداوند بخواهد كاري را انجام دهد، اسباب آن را از پيش فراهم مي‌كند. نقشه‌ها و توطئه‌هاي مخالفين و دشمنان را خنثي و به ضرر خودشان تغيير مي‌دهد و براي بعضي از بندگان شايسته خود آن چنان قدرت و حكمت مي‌دهد كه مي‌تواند همه روي زمين را تسخير نمايد.[53]
شايد چنين به نظر برسد كه جريان ذوالقرنين، يك امر غير معمولي و غير عادي است و صبغه اعجاز را دارد. حال آن كه مدعا اين است كه بندگان صالح خداوند، با استفاده از شيوه‌هاي معمولي به پيروزي مي‌رسند.
پاسخ اين است كه از ظاهر آياتي كه مربوط به ذي القرنين است، عمل خارق العاده و اعجازي كه از ذوالقرنين سرزده باشد، فهميده نمي‌شود. مسافرت‌ها و پيروزي‌هاي ذوالقرنين، به صورت عادي و معمولي ارائه شده است و طبيعي است كه لشكركشي‌ها و مسافرت‌هاي اين چنين دور و طولاني، بدون تحمل رنج و خستگي، بي‌خوابي، بيماري و هلاكت نبوده است. البته رواياتي كه در اين زمينه آمده است، يادآور اين مسئله مي‌باشد كه خداوند، نيروهاي طبيعت- باد و نور و ابر- را در اختيار ذوالقرنين قرار داد و اين رنگ اعجاز دارد.
بلي، ذوالقرنين يكي از اولياي خاص الهي بود و سنت خداوندي بر اين جاري است كه پيامبران، اوليا و مؤمنين را در لحظه‌هاي سخت ياري مي‌كند و اين غير از اعجاز است. خداوند مي‌فرمايد:
«ما به يقين پيامبران خود را و كساني را كه ايمان آورده‌اند، در زندگي دنيا و در روزي كه گواهان به پا مي‌خيزند، ياري مي‌دهيم».[54]
«وعده قطعي ما براي بندگان فرستاده ما از پيش مسلم شده است كه آنان ياري شدگانند، و لشكر ما پيروزند».[55]
مجاهدين بدر را با هزار فرشته پشت سرهم رديف شده[56]، سه هزار ملائكه فرود آينده[57]و پنج هزار فرشته نشانه‌دار[58] كمك كرد؛ در حالي كه از نظر عده و عُدّه ضعيف بودند.
مجاهدين بدر كه هم تعدادشان كم بودند، و هم ساز و برگ نظامي در اختيار نداشتند و ناگهان خود را در برابر تهاجم يك ارتش نيرومند انتقام جو و خشن، ديدند و از سويي زمين زير پاي شان، شن‌هاي نرم و ريگ‌هاي روان بود و پاها گير مي‌كرد. (در جنگ‌هاي قديمي تن به تن، بسيار مهم است كه زير پا سفت و محكم باشد) وقتي خستگي بر ايشان عارض شد و به خواب رفتند، ولي محتلم از خواب بيدار شدند، آب نبود كه غسل كنند، از اين رو شديداً مورد وسوسه شيطان قرار گرفتند كه بدون غسل چگونه به جنگ مي‌پردازيد؟ باران نرمي فرود آمد و با آن غسل كردند و زير پايشان سفت و محكم گرديد و رعب و ترس در دل كافران پديد آمد.[59] از اين گونه امدادهاي غيبي، در مورد اولياء الله و مؤمنين، زياد تحقق يافته است.
بعد از مطالعه داستان ذوالقرنين به سراغ روايات وارده از حضرت پيامبر صل الله عليه و آله و سلم و ائمه معصومين عليهم السلام مي‌رويم، مبني بر آن كه خداوند در آخرالزمان نيز، يكي از بندگان شايسته اش را، مكنت و قدرت مي‌دهد و به سلاح و تجهيزات روز مسلح و مجهزش مي‌كند، و مورد تأييد قرار مي‌دهد و همة روي زمين را توسط او تسخير مي‌كند و مردم را از ظلم و فساد نجات مي‌دهد و... .
جابرانصاري گويد: شنيدم از حضرت رسول الله صل الله عليه و آله و سلم كه مي‌فرمودند: ذي القرنين، بنده شايسته‌اي بود كه خداوند او را حجت بر بندگانش قرار داد. او قومش را به سوي خداوند خواند، و به تقواي الهي دستور داد، اما بر استخوان سرش ضربه‌اي زدند (سرش را شكستند) پس مدتي از آنها غيبت كرد و دوباره به سوي قومش برگشت، دوباره به طرف ديگر سرش زدند.
آگاه باشيد كه در ميان شما كسي هست كه طريقه او را دارد. خداي- عزوجل- او را در زمين قدرت داد، و وسيله رسيدن به هر چيز را به وي عطا كرد و او به مشرق و مغرب عالم رسيد و بي‌ترديد كه خداي تعالي، راه و روش او را در قائم عليه السلام كه از اولاد من است به جريان مي‌اندازد، و او را در مشرق و مغرب عالم مسلّط مي‌كند؛ تا آن كه باقي نمي‌ماند از هموار و ناهموار زمين و كوه‌هايي كه ذوالقرنين پيمود، حتماً او هم مي‌پيمايد. خداوند، گنج‌ها و معدن‌هاي زمين را براي او آشكارا مي‌نمايد و با رعب او را ياري مي‌نمايد و زمين را از قسط و عدل پر مي‌كند؛ آن چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد.[60]
حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قواي طبيعت؛ از قبيل رعد، صاعقه، برق و...، را تسخير و در اختيار مي‌گيرد. خداوند اسباب آسمان و زمين را در اختيار او قرار مي‌دهد، و راه رسيدن به آرزوهاي آسمان و زمين را به او مي‌نماياند. و بر وسايلي سوار مي‌شود كه او را به سوي آسمان بالا مي‌برد و به سوي كرات آسماني صعود مي‌دهد.
«آگاه باشيد كه ذي القرنين بين دو نوع ابر، مخّير گرديد و او ابر رام را برگزيد و ابر مشكل را براي صاحب شما ذخيره كرد. راوي مي‌گويد: گفتم: صعب چيست؟ فرمود: آن چه از ابري كه رعد، صاعقه و برق دارد، صاحب شما بر آن سوار مي‌شود. بدانيد كه نزديك است كه وي سوار بر ابر شود و به وسيله اسباب بالا رود؛ اسباب آسمان‌هاي هفت گانه و زمين‌هاي هفت گانه».[61]
منظور از اسباب، راه‌هاي آسمان‌هاست؛ چنان چه خداوند از قول فرعون نقل كرده است: «اي هامان! برايم كاخي بنا كن، شايد به راه‌هاي آسمان‌ها برسم».[62]
يا منظور از سبب، وسايلي است كه انسان را به مقصود مي‌رساند؛ چنانچه خداوند فرموده است: «سپس اسبابي را تهيه كرد، يا به دنبال سبب افتاد».[63]
شايد منظور از ابر، سوار شدن هواپيماهايي باشد كه داراي رعد و برق هستند و بر فراز ابرها بالا مي‌روند. در مورد سحاب ذلول كلمه «يركب» نيامده است، شايد منظور وسايل و اسباب عادي باشد كه نسبت به اسباب و وسايل ديگران پيشرفته‌تر بوده است.
حضرت امام صادق عليه السلام گويد: خداوند ذوالقرنين را بين دو ابر رام و دشوار و سركش مخّير كرد، و او ابر رام را برگزيد، و آن چيزي است كه رعد و برق ندارد، اگر ابر سركش را برمي‌گزيد، نمي‌توانست؛ زيرا خداوند آن را براي حضرت قائم عليه السلام ذخيره كرده است.[64]

مطالعه کامل مقاله ...

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

طاعت و بندگى در فرهنگ اسلامى


مفهوم طاعت و عبادت و واژه هاى مشابه آن ، مصادیقى گسترده در فرهنگ اسلامى دارد و منحصر به انجام دادن بعضى اعمال است ، مانند: نماز، روزه ، غسل ، زیارت و ... نیست ؛ زیرا در این فرهنگ ، عمل ارزش خود را در هماهنگى با هدف آفرینش باز مى یابد و چون ابعاد عمل انسانى مختلف است و بعضى فردى و بعضى اجتماعى است ، دسته اى سیاسى و پاره اى خانوادگى است ، براى رسیدن به كمال و سعادت ، باید همه آنها با هدف بزرگ و برتر زندگى ، همگون باشند. در نتیجه ، هر كارى در هر یك از ابعاد زندگى كه این توافق را داشت ، با ارزش و طاعت محسوب مى شود. پس ‍ گستردگى (طاعت ) به گستردگى زندگى انسان است . بندگى خداوند نیز دز قلمرو خاصى از كارها مانند روزه ، نماز، و ... محدود نیست ؛ گر چه اینها مظاهر بارز نیایش است .
1. تلاش براى اداره زندگى خانوادگى ، جهاد در راه خداست " 3 ".
2. گام برداشتن براى رفع نیازمندى هاى برادران مسلمان ، از هفتاد طواف خانه خدا برتر است " 4 ".
3. تبسم در چهره برادران دینى ، حسنه است " 5 ".
4. نگاه محبت آمیز فرزند به چهره پدر و مادر، عبادت است " 6 ".
5. سلام كردن و با نرمى سخن گفتن با برادران مسلمان ، عبادت محسوب مى شود " 7 ".
6. عبادت ، ده جز است كه طلب روزى حلال ، نه جز آن محسوب مى شود " 8 ".
7. سخن عدل نزد حاكم ستمگر، جهادى برتر است " 9 ".
8. نكاه كردن به چهره رهبر عدل گستر، عبادت است " 10 ".
9. آن كه نفع و سودش براى مردم بیشتر باشد، نزد خداوند محبوب تر است " 11 ".
10. برداشتن خار از سر راه مسلمانان ، سبب داخل شدن او به بهشت مى گردد " 12 ".
11. مسواك زدن ، خداوند رحمان را خشنود مى سازد " 13 ".
12. با یك تیر سه نفر وارد بهشت مى شوند: سازنده سلاح كه با نیت خیر آن را ساخته است ؛ آن كه آن را تهیه مى نماید؛ و رزمنده اى كه تیر را به سوى دشمن رها مى سازد " 14 ".

میزان پاداش عمل


گاه دیدن پاره اى روایات ، این سئوال را براى نشان انسان به وجود مى آورد كه : چگونگى انجام عملى ، مزد و پاداشى بزرگ به دنبآل دارد؟ مثلا چگونه خواندن یك نماز، با سال ها عبادت ، برابر است ؟ و با یك روز روزه گرفتن ، ارزش شصت روز عبادت را دارد؟ با یك ساعت فكر كردن ، از هفتاد سال عبادت ، برتر است ؟ براى یافتن پاسخ این سوال ها، باید به شرایط قبولى عمل و كار انسان در فرهنگ اسلام بنگریم . براى پذیرش اعمال ، شرایطى معین شده است ؛ از جمله :
1. نیت خالص
نیت و انگیزه ، ركن اساسى كار است و اعمال با آن سنجیده مى شوند. از حضرت على (ع )روایت شده است : النیته اساس العمل " 15 ".
نیت ، ركن كار است .
و از ایشان نقل شده است كه : یحشر الناس على نیاتهم " 16 ".
انسانها بر اساس نیاتشان در روز قیامت ، محشور مى شوند.
و باز ایشان فرموده اند: لا یكمل صالح العمل الابصالح النیه " 17 ".
كردار نیك ، جز با عمل صالح ، كامل نمى شود.
امام صادق (ع )نیز مى فرماید: لابد للعبد من خالص النیه فى كل حركه و سكون ، لا نه اذالم یكن هذا المعنى كان غافلا " 18 ".
انگیزه صاف ، در هر فعالیت و آرامشى ضرورى است ؛ و گرنه انسان را در غفلت خواهد بود. روشن است كسى در زندگى ، انگیزه یا انگیزه اش فاسد است كه از ارزشهاى انسانى و الهى بى خبر باشد؛ اما آن كه قدر و منزلت خویش را شناخته است ، به این بسنده نمى كند.
2. تقوا
قرآن مى فرماید: انما یتقبل الله من المتقین " 19 ".
خداوند، تنها عمل تقوا پیشگان را مى پذیرد.
كار خوب انسان در فضاى آلوده وجودش ، مثل خوردن غذاى سالم در هواى كثیف و ظرف آلوده است كه شخص ، بهره كافى از آن نمى برد. اگر انسان پاك نباشد، كار خوب او بى اثر و قهرا مورد قبول خداوند هم نیست .
3. پذیرفتن ولایت امامان معصوم (ع )
در سخنان گهربار معصومان (ع )، ولایت از پایه هاى دین ، بلكه مهم ترین پایه و ركن شمرده مى شود. امام صادق (ع )فرموده است : اگر كسى روزه ها روزه باشد و شب ها را به عبادت سپرى كند، اما ولایت امام زمان خویش را نداشته باشد، هیچ عملى از او پذیرفته نیست " 20 ".
اگر زمینى از آب و اكسیژن كافى برخوردار باشد، اما خورشید بر آن نتابد، به بار مى نشیند؛ بلكه آب و اكسیژن نیز به هدر رفته است .
4. هماهنگى شكل عمل با دین
همان طور كه به نیت باید توجه داشت ، از شكل و قالب عمل عم نباید غافل بود. گاه قالب خاصى از عمل اثر گذار است ، مانند: نماز روزه و حج و ... اگر انسان عمدا به شكل و قالب آنها خلل رساند، عملش باطل است . گناه نیز شكل خاصى برایشان تعیین نشده ؛ اما نباید دستورات دیگر دینى مغایرت داشته باشند؛ مثلا گرچه براى عزادارى امام حسین (ع )شكل خاصى بیان نشده است ، اما نباید موجب آزار دیگران شود و یا توام با نقل حوادث غیر واقعى باشد. از سوى دیگر، باید توجه نمود كه كمیت عمل ، ملاك نیست ، بلكه بعد از دسترسى شكل و قالب به اندازه محتوا و روح عمل ، یعنى نیت ، پاداش داده مى شود. بر همین اساس ، پیامبر اكرم اسلام (ص ) در جنگ خندق ، پس از كشتن عمروبن عبدود توسط على (ع ) او فرموده : اگر كار تو با اعمال تمام امت من مقایسه شود، عمل تو با ارزش تر است ؛ زیرا همه مشركان ، خوار و مومنان عزیز گشتند " 21 ".
بر همین اساس : وقتى حضرت على (ع ) انگشتر خود را به سائل مى دهد، این آیه نازل مى شود:
انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزكاه و هم راكعون " 22 ".
ولى و سرپرست شما، تنها خداو رسول و آن مومنانى هستند كه نماز به پا مى دارند و به فقیران ، در حال ركوع صدقه مى دهند " 23 ".
و براى ارج نهادن به ایثار حضرت زهرا (س ) و خانواده اش در بخشش ‍ خداى افطار خود، سوره ( انسان ) نازل مى گردد.
بنابراین ، پاداش عظیم ، براى اعمال صالحى است كه :
1. با قصد قربت همراه باشد.
2. توام با تقوا و پرهیز از گناهان انجام گیرد.
3. در چارچوب پذیرش ولایت امامان معصوم (ع )شكل یابد.
4. هماهنگ با قوانین الهى باشند.
به علاوه ، خداوند متعال ، مبدا وجود و بخشش است و چه اشكالى دارد كه پروردگار كریم ، بر پایه كرم خود و بدون تضییع حقوق دیگران ، در برابر عملى اندك ، پاداشى بزرگ عنایت كند؟

تزاحم كارها

امام على (ع ) در نهج البلاغه فرموده است : اذا ضربت النوافل بالفرائض ‍ فارفضوها
هر گاه كارهاى مستحب به امور واجب ضرر رسانند، مستحب ها را رها كنید.
برخى از كارها را مى توان با هم انجام داد و پرداختن به یكى ، مانع انجام دادن دیگرى نیست ، مانند، پاسخ دادن به سوال كسى در هنگام راه رفتن . اما دسته اى دیگر به گونه اى هستند كه پرداختن به یكى ، مانع از انجام دادن دیگرى است ، مانند نماز خواندن و صحبت كردن ، كه انجام دادن یكى مانع از كار دیگرى است . در مورد دسته دوم ، یكى را باید برگزید؛ اما كدام را و با چه ضابطه اى ؟ هر كس به این نكته باور دارد كه در تزاحم كارها، باید مهم تر را انتخاب كند. مثلا اگر كارى واجب ، یا عملى مستحب ، تزاحم داشت ، عمل واجب مقدم است ؛ همین طور است تزاحم عمل حرام با مستحب . ولى گاهى شناخت مهم تر، دشوار و انسان از انتخابش ناتوان است ، مثلا این كه هر دو عمل واجب باشند و یا هر دو مستحب باشند. دانشمندان اسلامى ، میزان را بیان كرده اند كه به واسطه آنها انسان از تردید و حیرت ، رهایى مى یابد؛ از جمله :
الف ) كارى كه جایگزین ندارد، بر كارى كه جایگزین دارد، مقدم است ، مثلا: ساختن مدرسه بر ساختن حسینیه در جایى كه مسجد هم هست ، اولویت دارد؛ یا اینكه مسافرت لازم در ماه رمضان ، بر روزه گرفتن ، مقدم است .
ب ) اگر كارى فوریت زمانى دارد و قابل تاخیر نیست ، بر كار دیگرى كه وقتش وسیع است ، مقدم است ، مثلا اگر در اول وقت نماز، جان انسانى در خطر باشد، حفظ جان او بر نماز اول وقت ، مقدم است ؛ و یا مثلا حفظ نظام اسلامى با هر كارى تزاحم پیدا كند، مقدم است . همچنین اداى حقوق مردم ، بر تكالیف عبادى مقدم است .
5. نحسى زمان
مرحوم علامه طباطبائى ، در تفسیر المیزان ، بحث مبسوطى در مورد نحسى زمان دارد كه خلاصه اى از آن را در این جا مى آوریم :
نحسى روز یا قسمتى از زمان ، بدان است كه پیامد حوادثى كه در آن واقع شود، شر و بد باشد، و كارها با گونه اى از آن ، براى انجام دهنده ، میمون و مبارك نباشد.
الف ) از دیدگاه عقل : از نظر عقلى ، نحسى زمان ، قابل اثبات نیست ، همانطور كه نمى شود آن را نفى كرد؛ زیرا ما بر علل و اسباب حوادث ، احاطه نداریم .
ب ) از دیدگاه دین : در قرآن آمده و مربوط به قوم عاد است :
1. انا ارسلنا علیهم ریحا صرصرا فى یوم نحس مستمر " 24 ".
ما براى هلاك مردم عاد، تندبادى در روز نحس پایدار فرستادیم .
2. فارسلنا علیهم ریحا صرصرا فى ایام نحسات " 25 ".
ما براى هلاك قوم عاد، باد تندى در روزگار شوم فرستادیم .
در مقابل كلمه (مبارك ) براى شب قدر و شب نزول قرآن به كار رفته است :
انا انزلناه فى لیله مباركه " 26 ". قرآن را در شب مبارك نازل نمودیم .
تنها چیزى كه از دو آیه فهمیده مى شود، این است كه نحسى و شومى ، مخصوص زمان عذاب است و با گردش زمان شوم ، تكرار مى گردد. و همان طور كه از آیه اخیر استفاده مى شود، مبارك بودن به جهت وقوع امور بزرگ در زمانى خاص مى باشد. روایات پیرامون نحسى و مباركى فراوان است . در اكثر آنها علت نحسى ، وقوع حادثه اى ناگوار در آن زمان ذكر شده است ، مانند: رحلت پیامبر اكرم (ص )، شهادت امام حسین (ع )، افكنده حضرت ابراهیم (ع ) در آتش ؛ و در پاره اى از روایات ، فال بد زدن ، منشا نحسى دانسته شده است كه راه علاج هر دو نحسى در احادیث بیان گشته است :
علاج نوع اول ، رو آوردن به خداوند با دعا، صدقه ، خواندن نماز و قرآن . علاج نوع دوم ، كنار زدن آن حال ت روانى و یا پناه بردن به پروردگارا نماز، دعا، صرقه ... مى باشد.
نحس دانستن این زمانها كه در روایات آمده است ، براى این است كه با ترك لذایذ و امور عادى زندگى ، تقوا و روح دینى تقویت گردد و بى اعتنایى به این امور، یك نوع شقاوت دینى و نحسى به حساب مى آید. همان طور كه معناى مبارك بودن بعضى زمانها این است كه عبادت و كار نیك در آن زمان ، فضیلت بیشتر پاداش افزون ترى دارد. خلاصه از این آیات و روایات - فهمیده نمى شود كه زمان ، داراى ویژگى ها تكوینى است كه بعضى از آن نیك و بخشى دیگر نحس مى باشد " 27 ".

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

راه تقرب به حضرت مهدی(علیه السلام)چیست و آيا خانمي با حضرت ملاقات کرده است ؟

الف. تنها راه براي نزديک شدن به امام عصر(علیه السلام) حرکت در مسير رضايت اوست. و رضايت آن بزرگوار فقط در سايه عمل به دين و انجام وظايف و دستورات ان ممکن پذير مي باشد. آيا کسي که به خاطر هواپرستي و پيروي از شيطان، نسبت به تکاليف الهي و اوامر و نواهي او سهل انگار باشد و غضب خدا را براي خدا بخرد مي تواند رضايت امام زمان(علیه السلام) را کسب کند؟ خداوند مي فرمايد: " إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا "؛" به درستي که کساني که ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند(خداي) رحمن دوستي و محبت براي (بين) آنان قرار مي دهد".(مريم، 96) طبق اين آيه شريفه شرط ايجاد محبت و ارتباط، ايمان همراه با عمل صالح است. در ميان اعمال صالح توجه به چند عمل ارزش بيشتري دارد.
ـ توجه به نماز خصوصا نماز اول وقت؛ در توقيع و نامه اي که از امام زمان(علیه السلام) صادر شده آمده است: "هيچ عملي بهتر از نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد،پس نماز بخوان و بيني او را به خاک بمال."(بحار الانوار، ج3، ص182). و در کلام ديگري از ايشان چينن نقل شده است:"از رحمت خداوند به دور است کسي که (نماز) مغرب را تا پديدار شدن ستارگان و نماز صبح را تا ناپديد شدن ستارگان به تاخير اندازد".(بحار الانوار، ج52، ص15، ح13).
ـ دقت در کسب و مصرف مال حلال؛ در نامه اي که از امام زمان(علیه السلام) صادر شده است آمده:"آنچه را براي ما فرستادي (از اموال) از آن رو مي پذيريم که پاکيزه و طاهر مي باشند... اما کساني که اموال ما را با اموال خودشان درمي آميزند، هر کس چيزي از اموال ما را حلال شمارد و آن را بخورد همانا آتش خورده است".(بحارالانوار، ج53، ص180، ح10).
ـ کمک به ديگران و توجه به امور مسلمين؛ امام زمان(علیه السلام) در نامه اي مي فرمايد: "ما در مراعات شما کوتاهي نکرده و ياد شما را فراموش نکرديم".(بحار الانوار، ج53، ص174، ح7) طبيعي است فردي که خود را مريد و پيرو امام مي داند همچون او عمل کند.
ـ زمينه سازي براي ظهور؛ خواست امام زمان(علیه السلام) اين است که دوستان در اين امر مهم همت گمارند و به تأسي از آن بزرگوار براي تعجيل در امر ظهور تلاش کنند، و در اين راه هم از دعا استفاده کنند "اکثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم، براي تعجيل فرج زياد دعا کنيد که اين فرج شماست"(بحارالانوار، ج53، ص180، ح10) و هم در امور زندگي به علما مراجعه کنند " فاما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجة الله عليهم؛ در حوادث و رويداد ها به راويان حديث ما (علما) رجوع کنيد به درستي که آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان"(بحارالانوار، ج53، ص180، ح10) زيرا رجوع به علما باعث حفظ دين مردم و وحدت و انسجام ميان آنان است، و هم به عهدها و پيمان هاي الهي که همان اطاعت از اهل بيت(علیهم السلام) و عمل در طريق آن است استوار باشند. "اگر شيعيان ما در وفا بر عهد ، قلوبشان اجتماع کند لقا(و فرج ما) براي آنان به تاخير نمي افتاد"(بحارالانوار، ج53، ص176، ح8).
ـ تلاوت قرآن؛ که مورد امر خاص الهي است و حتي در يک آيه دو بار امر به قرائت و تلاوت آن شده است " فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛ قرائت کنيد از قرآن آنچه ميسر است"(مزمل؛20).
ـ زيارات امامان معصوم(علیهم السلام) به ويژه زيارت عاشورا؛
و به عبارت ديگر حقيقت انتظار و عمل به لوازم آن خواست امام است.
حقيقت انتظار آن است كه انسان منتظر و چشم به راه، خود و محيطش را براي آمدن منتظر و منجي موعود آماده كند. اين آمادگي بسته به فرد مورد انتظار، معنا و ارزش مي‌يابد. براي مثال كسي كه انتظار زائر بيت الله را مي‌كشد و مسافر او از سفر مكه مي‌آيد، طبعا معناي انتظار براي او اين است كه خانه را مرتب كند و وسايل پذيرايي را فراهم سازد و... ، منتظر امام زمان(علیه السلام) نيز به كسي گفته مي‌شود كه خود را براي آمدن چنين بزرگ مردي آماده كند. و طبيعي است كه بايد خود را در گروه بندگان صالح قرار دهد، دين را در زندگي خود جاري سازد و ديگران و محيط را براي آمدنش مهيا كند. از اين رو انتظار فرج بنا بر فرمايش پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) افضل اعمال است. و هر كس تلاش دروني او براي عبادت و عبوديت و كوشش بيروني او براي زمينه سازي و جهت دهي مردم و محيط بيشتر باشد، موفق تر است.
بنابراين قدم اول كسب معرفت نسبت به جايگاه ائمه(علیهم السلام) و امام زمان(علیه السلام) است. در روايتي از ابونصر طريف نقل شده است: "بر امام زمان(علیه السلام) [در ايام كودكي ايشان] وارد شدم. فرمودند: مرا مي‌شناسي؟ گفتم: آري؛ فرمودند: من كيستم؟ گفتم: شما آقاي من و فرزند آقاي من هستيد. فرمودند: از اين نپرسيدم، عرض كردم: فداي شما شوم! خودتان بيان كنيد. فرمودند: من خاتم اوصيا هستم و خداوند به واسطه من بلا را از اهلم و شيعيان رفع مي‌كند" (بحار الانوار، ج 52، ص30).
زيارت جامعه كبيره در اوآخر مفاتيح الجنان آمده در اين زمينه منبع خوبي است.
پس از معرفت، ايمان و پذيرش اين عقيده است؛ چرا كه فردي كه به امري عقيده نداشته باشد، در راستاي آن فعاليت نمي‌كند. ايمان به خدا و معارف دين لازمه حركت است.
مرحله بعد آن است كه آدمي به وظايف ديني (انجام واجبات و ترك محرمات و پرهيز از گناهان) اهتمام ورزد و به نماز اول وقت توجه داشته باشد؛زيرا حقيقت انسان بندگي و عبوديت خدا است و راه بندگي؛ نيز عبادت است: "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ" (ذاريات، 56). بنابراين خداوند ايمان را در كنار عمل صالح قرار داده است. در سوره "عصر" پس از آن كه سخن از خسران و زيان كار بودن انسان به ميان آورد، مي‌گويد: "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ" و وقتي مي‌خواهد وعده خلافت و حكومت روي زمين را به مؤمنان بدهد، مي‌فرمايد: "وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ"(نور، آيه 55) و سر انجام زمين را براي عباد صالح مي‌داند: "يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ" (انبيا، آيه 105).
عمل صالح و توبه باعث طهارت و نورانيت دل شده و آيينه دل آمادگي پيدا مي‌كند تا انوار الهي را در خود جلوه‌گر كند و خود را در محضر خدا و امام بداند.
البته در كنار انجام وظايف، لازم است آدمي دست به توسل بردارد و از خداوند متعال به واسطه ائمه(علیهم السلام) براي كسب معرفت و درك بالاتر مدد بگيرد: "وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ" (مائده، آيه 35).
ب. ابراز محبت و علاقه به امام که بر اساس عمل به دستورات دين حاصل مي شود شامل بانوان نيز مي شود و چنان که از قرآن (سوره مريم آيه 96) استفاده مي گردد اين نوع دوستي، الهي بوده و پايه گزار آن نيز خداوند است. طبيعي است اين نوع علاقه، با علاقه و محبت و مراوده اي که در زندگي عادي مردم و بين آنها است فرق دارد. زيرا محبت ها و مراودات عادي بين مردم مربوط به حالت هاي مادي و گرايش هاي نفساني است که به نوعي مرتبط با غرايز حيواني نيز هست، ولي محبت هايي که بر اساس حالات انسان و برخواسته از دين و معنويت است الهي باشد ، نزديکي روحي با امام را در سايه تقرب به خداوند به همراه دارد. از اين رو پيدايش و تقويت چنين محبت و علاقه به امام فقط در سايه عمل به دين و حرکت تکاملي معنوي حاصل مي شود. امام مجسمه تقوا و طهارت و صفا و نورانيت، پاکي و فضيلت است و طبيعي است که مراوده با امام و نزديکي و تقرب به او نيز فقط با طهارت و معنويت و کسب فضايل و جدا شدن از رذايل ممکن خواهد بود.
 

پرچم ایران
امام خمینی

عشق چه ها میکند..

ما را که نه نفری می شدیم ، به پانصد متر عقب تر آوردند . در آنجا همه را به ردیف کردند و دست هایمان را بسته همه را روی زمین خواباندند. سپس دو تانک عراقی آمد و یک سروان از داخل یکی از آنها بیرون آمد و گفت باید به امام توهین کنید و گرنه به تانک دستور می دهم که از روی همه شما رد بشود. البته این را هم بگویم که عراقی ها برای شکنجه افراد وقتی با تانک از روی بدن آنها رد می شدند فقط از روی قسمت پایین تنه عبور می کردند تا قسمت بالای تنه افراد سالم بماند و این طوری حدود دو تا سه دقیقه طول می کشید تا فرد شهید شود. 

سروان عراقی دوباره گفت به امام توهین کنید وگرنه دستور می دهم همه شما را له کنند. البته این را بگویم که عراقی هااغلب اسیران مجروح را چه به امام اهانت می کردند و چه اهانت نمی کردند ، می کشتند. چون برای آنان دردسر داشت که یک مجروح  را حمل کنند و بهترین راه برای این کار عبور دادن تانک از روی بدن مجروحین بود . سروان عراقی بسیار خشن و عصبی بود چرا که در آن حمله حدود دویست و هفتاد تانک به فرماندهی برادر حاج همت از عراقی ها منهدم شده بود و عراق ترس از این داشت بصره سقوط کند. هیچ یک از بچه های ما به امام توهین نکردند و سروان عراقی دستور حرکت تانک ها را داد.

تانک عراق

راننده تانک هم پای سه نفر اول را زیر تانک برد و یک دنده عقب هم گرفت وقتی به عقب می رفت ، لای شنی تانک گوشت و خون و استخوان مشخص بود . به خدا می گویند که ماهی در خاک جان می دهد ، ولی بچه های ما همه در زیر شنی تانک ها جان دادند . تا چند دقیقه همین طور گوشت وخون از لای زنجیرهای تانک به زمین می ریخت. هشت تای ما را توی یک ردیف خوابانده بودند. به فاصله دو متر یا حتی کمتر، سه تای اول را شهید کردند، تا ما خواسته ی شوم آنها را اقرار کنیم. آنقدر وحشتناک بود که خیلی از سربازهای عراقی فرار کردند ، ولی افسر عراقی همینطور ایستاده بود. راننده های تانک هم همینطور. چون آنشب تانک های زیادی از عراقی ها منجر شد ، عقده عجیبی داشتند . صحنه های عجیبی بود یکی از این جسد ها له شده و نیمی از آن باقی مانده بود به ارامی تکان خوردو همه مات و مبهوت نگاه می  کردند.این چه ست که این کارها را می کند . آخر مگه نه اینکه جسد له شده نیمه جان باید بلرزد و از حلقومش ناله و فریاد بیاید؟ این آرامش از چه بود؟ با همان لبخند، دعای ملت ایران ( خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار ) را گفت و شهید شد.

سرش را به آرامی بالا اورد ، به آسمان نگاه کرد ، لبخندی زد و گفت :خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار . چشمانش را بست و رفت...

دقیقا این عین گفته هایش بود همین دعا به قدری  به ما تسکین داد که همان جا با خدا راز و نیاز می کردیم که خدایا راضی مشو که من را بیش از وسع و قدرتمان عذاب بدهند تا مبادا چیزی از دهانمان بی اراده خارج شود. بعد از آن ، فرمانده عراقی گفت : همه را له کنید بدون استثنا. تانک به راه افتاد و یکی یکی له می کرد و جلو می آمد تا به من رسید انقدر که حتی موهای من لای شنی تانک بود که یکدفعه یک افسری فریاد زد_ به فارسی _ بایست. یعنی دقیقا وقتی که من با له شدن مویی فاصله داشتم تانک ترمز کرد. این افسر آمد جلو و مرا بلند کرد و به فرمانده گفت: چرا اینها را میکشید. ظاهرا احتیاج به اسیر زنده داشتند و من را با ده پانزده نفر دیگر بردند و توی یک ریوی ارتشی انداختند . خیلی از بچه ها را شهید کردند.

موسی حسینی زاده – روایت هجران

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

دانلود 10 جلسه با فرمت 3gp و حجم کم

براي سفارش CD اين مجموعه با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

بيشتر بدانيم :

آیا در بهار احساس خواب آلودگی می کنید؟

 

شما خیلی خواب آلوده هستید. این حالت در بهار ممکن است، یک نوع آلرژی  فصلی باشد. گرده افشانی گل ها و گیاهان، از شروع فصلی همراه با عطسه و گرفتگی بینی خبر می دهد.

دکتر MICHAEL ROWE ( مایکل رو ) رئیس مرکز آلرژی و آسم در میشیگان می گوید : افرادی که آلرژی ( حساسیت  ) فصلی دارند، حتی بدون مصرف دارو، احساس خستگی می کنند.

او یک سال بیشترین مقدار گرده گیاهان را در شهر DETROIT آمریکا اندازه گیری کرد که دریافت در عرض چند هفته بیشترین مقدار گرده افشانی را داشتند.

عده زیادی از رانندگان متروی این شهر دچار آلرژی هستند. این افراد در ترافیک ، چشمهایشان را می مالند، موقع نفس کشیدن، بینی اشان صدا می دهد و نیز دچار عطسه ، گرفتگی بینی و خمیازه می شوند . این افراد موقع رانندگی دچار عطسه فراوان و حتی بیهوشی می شوند.

فصل بهار باعث خواب آلودگی  شما می شود و مثل فردی که ماده مخدر مصرف کرده باشد، خمار هستید. در حالت آلرژی  ، بدن نسبت به یک ماده خارجی واکنش نشان می دهد. غیر از خواب آلودگی، سایر علائم آلرژی شامل سوزش چشم ها و آب آمدن از آنها، گرفتگی و آبریزش بینی  ، سرفه و عطسه است.

بدن، برای مقابله با آلرژی انرژی زیادی را صرف می کند که باعث ضعیف شدن فرد می شود. همچنین گرفتگی بینی در خواب، فرد را خسته می کند. افراد برای رفع حالت آلرژی، معمولاً آنتی هیستامین مصرف می کنند. بعضی آنتی هیستامین ها باعث سردرد مداوم در صبح می شوند و فرد را خواب آلوده می کنند. مصرف آنتی هیستامین باعث خواب آلودگی شما در محل کار می شود.فقط دو آنتی هیستامین کلاری تین (CLARITIN) و اَلگرا (ALLEGRA ) ایجاد خواب آلودگی نمی کنند و با تجویز پزشک، فروخته می شوند.

حتی اگر کسی با مصرف آنتی هیستامین، احساس بدی نداشته باشد، ولی حافظه کوتاه مدت و مهارت های حرکتی او آسیب می بیند. پس چه کار باید کرد؟

بایستی به پزشک مراجعه کنید تا وی دارویی را که باعث خواب آلودگی نمی شود، برای شما تجویز کند. در منزل، محل کار و اتومبیل خود، هوا را طوری تهویه کنید که مقدار گرده گل ها و قارچ های گیاهی کاهش یابد.

اگر آنتی هیستامین مصرف می کنید و یکی از عوارض مصرف آن در بروشور، خواب آلودگی ذکر شده است، هرگز در این حالت رانندگی نکنید. صبر کنید. بارندگی و هوای سرد مثل یک عایق بر روی گرده ها عمل می کند و میزان آلرژی را کاهش می دهد.

 
 

تعیین یك یهودی برای تحقیق درباره جنایات رژیم صهیونیستی

وزیر دادگستری جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) به دلیل تعیین یك یهودی برای ریاست كمیته تحقیق درباره جنایات رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر غزه، به سازمان ملل اعتراض كرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان،‌ "محمد الغول " به اقدام سازمان ملل در تعیین یك یهودی به عنوان رئیس كمیته تحقیق و تفحص درباره جنایات جنگی رژیم صهیونیستی در جنگ غزه اعتراض كرد

وزیر دادگستری حماس از این كه شورای حقوق بشر سازمان ملل یك یهودی را مسئول كمیته مذكور قرار داده است ابراز بدبینی و اعلام كرد: "این اقدام، جانبداری آشكار جامعه بین‌الملل از اسرائیل است كه از ابتدا هم همینطور بوده ".

سازمان ملل متحد امروز "ریچارد گلدستون "، بازپرس یهودی و سابق جنایات جنگی در یوگسلاوی و رواندا را برای ریاست یك ماموریت بلندپایه برای بررسی جنایات جنگی رژیم صهیونیستی در نوار غزه تعیین كرد.

ریچارد گلدستون

این در حالی است كه "جوئیش تلگرافیك ایجنسی " پایگاه خبری صهیونیستی در این ارتباط نوشت، ریچارد گلدستون یك فرد یهودی است كه با اسرائیل روابطی نزدیك دارد.

محمد الغول با كم اهمیت خواندن وجود كمیته تحقیقی كه سازمان ملل آن را تشكیل داده است افزود كه حماس هرگز به این كمیته‌ها دل نمی‌بندد هر چند همیشه خواستار تحقیق درباره وجود جنایات جنگی صهیونیست‌ها علیه ملت فلسطینی شده‌ است.

بنابر این گزارش، وزیر دادگستری حماس با تاكید بر اینكه جنایات رژیم صهیونیستی به ویژه جنایاتی كه در جنگ اخیر غزه در فلسطین روی داده، كاملا مشخص است و نمی‌توان آن را كتمان كرد، ابراز امیدواری كرد "این كمیته رژیم اشغالگر را محكوم كند

خبرگزاری آلمان نوشت: این در حالی است كه اسناد حقوقی مستقل نشان می‌دهد كه حداقل نیمی از قربانیان این جنگ زن و كودك فلسطینی هستند.

دستكم در این یورش 1450 فلسطینی شهید و حدود 5 هزار نفر نیز زخمی شدند.

علاوه بر این نیز سازمان امداد اسلامی غزه دیروز اعلام كرد كه حدود یك هزار و 346 كودك فلسطینی در غزه، یكی از والدین یا هر دو والدین خود را در جنگ اخیر غزه از دست داده و بی‌سرپرست شده‌اند

 

علت حادثه تونگوسکا

 در تاریخ 30 ژوئن 1908 انفجاری عظیم در منطقه ای کم جمعیت در روسیه به نام تونگوسکا رخ داد و علت این انفجار احتمالا یکی از رازهای فاش نشده ی سیاره ی ماست. چه چیزی ممکن است موجب ایجاد چنین انفجار عظیمی در جو زمین شده باشد؟ انفجاری با انرژی هزار برابر بمبهای اتمی هیروشیما که هیچ دهانه ای ایجاد نکرد و تنها درختان یک جنگل را از بین برد.حتی حادثه ی تونگوسکا سوژه ای جالب برای نویسندگان علمی تخیلی شده است. چطور ممکن است چنین انفجاری که میدان مغناطیسی زمین را به ارتعاش در آورد و آسمان نیمکره ی شمالی را به مدت 3 روز روشن کرد ، هیچ دهانه ای از خود باقی نگذاشته باشد؟

تصویر خیالی از این حادثه

البته فرضیه های بسیاری برای رازگشایی این واقعه وجود دارند. دانشمندان کماکان در مورد نوع جرمی که از فضا با زمین برخورد کرده است اختلاف نظر دارند. یک دانشمند روسی ادعا دارد که تا کنون بهترین پاسخ در این باره را کشف کرده است: زمین به وسیله ی یک دنباله دار بزرگ که در بالای جو زمین بوده مورد اصابت قرار گرفته و مواد داخل دنباله دار به جو زمین وارد شده است. درحالیکه دنباله دار گرم می شده ماده ای که شامل ساختارهای شیمیایی فرار بوده منفجر می شود و عظیمترین انفجار را ایجاد می کند.12000 سال پیش برخورد جرمی بزرگ در آمریکای شمالی فاجعه ای جهانی را موجب شد. با ورود غبار و خاکستر به جو زمین سرما در کل جهان حاکم شد که احتمالا نسل شمار عظیمی از جانداران را در آن زمان منقرض کرده است. اما خوشبختانه تونگوسکا چنین تأثیر ژرفی در دنیا نگذاشت تنها یک منطقه از روسیه را تحت تاثیر قرار داد.

از طرف دیگر می توان گفت که این حادثه نباید در اثر برخورد یک سیارک یا یک دنباله دار کامل ایجاد شده باشد، بلکه در واقع توسط بخشی از ماده ی درون دنباله دار رخ داده است بدین صورت که مواد داخل دنباله دار وارد اتمسفر می شوند.

چه چیزی ممکن است موجب ایجاد چنین انفجار عظیمی در جو زمین شده باشد؟ انفجاری با انرژی هزار برابر بمبهای اتمی هیروشیما که هیچ دهانه ای ایجاد نکرد و تنها درختان یک جنگل را از بین برد.

این بدان معناست که زمین مماس با بخشی از دنباله دار بوده که به تدریج و به آرامی به سطح زمین نزدیک می شده است.این فرضیه تا کنون معقول به نظر می رسد اما انفجار چگونه رخ داده؟ این بخش از دنباله دار غنی از هیدروژن پروکسید بوده است و انفجار، ناشی از سریع آزاد شدن انرژی جنبشی نبوده بلکه در واقع بمب هیدروژن پروکسید موجب این امر شده است. هنگامیکه مواد شیمیایی واکنش دهنده ی موجود در دنباله دار با پایین آمدن آن داغ می شوند در اثر یک انفجار از یکدیگر جدا می شوند و آب و اکسیژن را تشکیل می دهند که دنباله دار را از هم می پاشد.بنابراین می توان گفت حادثه ی تونگوسکا یک بمب شیمیایی عظیم بوده است.

این موضوع کماکان مورد بررسی و مطالعه دانشمندان قرار می  گیرد

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

18 فروردین 1388 / 11 ربیع الثانی 1430 / 7 آوریل 2009 18 فروردین 1388 / 11 ربیع الثانی 1430 / 7 آوریل 2009


1) 18فروردين ماه سال1366هجري شمسي:
عمليات كربلاي 8 با رمزعملياتي يا صاحب الزّمان(عج) آغازشد. هدف ازاجراي اين عمليات، انهدام نيروهاي دشمن و تحكيم مواضع بدست آمده در عمليات كربلاي 5 بود كه درمنطقه عملياتي شرق بصره صورت گرفت. مدت عمليات 5 روزبود كه دراين مدت قواي اسلام، علاوه بردستيابي به هدف عمليات، دهها دستگاه تانك و نفربر و تعداد زيادي خودرو ازدشمن به غنيمت گرفتند.
 


2) آزادي "امام خميني (ره)" پس از ده ماه بازداشت و تحت نظر بودن (1343 ش)
پس از دستگيري حضرت امام خميني(ره) و سركوب قيام 15 خرداد 42، اوضاع در ظاهر رو به آرامش نهاد، اما خشم عمومي مردم مسلمان از دستگيري حضرت امام، به صورت‏هاي گوناگون جلوه‏گر شد. تشكيل گروه‏هاي زيرزميني اسلامي در قم، تهران و شهرستان‏ها، تحريم انتخابات فرمايشي مجلس بيست و يكم در مرداد 1342 و نيز اعلاميه تاريخي حوزه علميه قم با پانصد امضا از استادان و فضلا در حمايت از رهبر نهضت اسلامي ايران و محكوم كردن بازداشت غيرقانوني ايشان، از جمله واكنش‏هاي مردم و روحانيت در قبال عمل رژيم بود. در اين ميان رژيم پس از يك سلسله تمهيدات كه به منظور جلوگيري از ابراز احساسات مردم و روحانيان در برابر آزادي رهبر نهضت اسلامي ايران انجام داد، سرانجام در اوايل سال 43، مذاكراتي با امام انجام داد و ايشان را به آرامش و مدارا با نظام فراخواند. سپس آن حضرت را در هفدهم فروردين 43 آزاد كرده و در مطبوعات عنوان كردند كه امام با رژيم و انقلاب سفيد شاه به توافق رسيده است. ولي حضرت امام پس از آن كه در هجدهم فروردين وارد قم شدند، در اولين ديدار خود عنوان كردند: اگر خميني را دار بزنيد با [رژيم شاه] تفاهم نخواهد كرد.
 


3) شهادت "سيد ابوالحسن آل رسول شمس آبادي" به دست گروه منافق مهدي هاشمي در اصفهان (1355 ش)
آيت‏اللَّه سيدابوالحسن آل رسول معروف به شمس آبادي در سال 1286 ش (1327 ق) در خانواده‏اي عالم و روحاني در اصفهان ديده به جهان گشود. وي پس از فراگيري تحصيلات مقدماتي علوم اسلامي در زادگاه خود، در 25 سالگي عازم نجف اشرف گرديد و از محضر درس خارج بزرگاني همچون سيدابوالحسن اصفهاني، آقاضياء الدين عراقي، سيدجمال الدين گلپايگاني، سيد عبدالهادي شيرازي و سيدمحسن حكيم كسب فيض نمود. سيدابوالحسن پس از دوازده سال اقامت در نجف و اخذ مدارج عالي علمي، راهي اصفهان شد و به تدريس و ارشاد مردم همت گماشت. آيت‏اللَّه شمس آبادي از روحانيوني بود كه در سال 1342، وفاداري خود را به نهضت حضرت امام اعلام كرد. ايشان در تأسيس و گسترش انجمن مددكاري ويژه ايتام، سازمان ابابصير ويژه نابينايان و حسينيه اصفهاني‏ها در مشهد و كربلا نقش بسزايي داشت. همچنين شرح صحيفه سجاديه، اشعار در مراثي و مناقب اهل بيت (ع) و موعظه ابراهيم از آثار علمي اين عالم رباني مي‏باشند. آيت‏اللَّه شمس آبادي سرانجام يك روز پس از بازگشت از سفر حج در سپيده دم هجدهم فروردين 1355 ش درراهِ رفتن به مسجد جهت اقامه نماز جماعت، توسط باند جنايتكار مهدي هاشمي ربوده شد و به طرز فجيعي به قتل رسيد و جسدش را در اطراف اصفهان رها ساختند. جسد ايشان پس از كشف شدن، با تشييع باشكوه مردم، در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد.
 


4) اخراج هزاران ايراني مقيم عراق توسط رژيم بعث اين كشور (1359 ش)
صدام، از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بغض و كينه خود را نسبت به ايران اسلامي آشكار مي‏ساخت و به طور آشكار و پنهان، در صدد تعرّض به انقلاب اسلامي برآمد. وي ابتدا ستون پنجم خود را براي اقدامات تخريبي به شهرهاي مختلف ايران به ويژه نقاط مرزي مانند خرمشهر، آبادان و اهواز اعزام كرد. همچنين از اوايل سال 1358، هزاران ايراني تبعه عراق را از جوار اماكن متبركه نجف، سامرا، كربلا و كاظمين به طرز رقّت انگيزي اخراج و اموالشان را مصادره نمود. در همين راستا، در چنين روزي، رژيم بعثي عراق كه خود را براي حمله وسيع و سراسري به ايران آماده مي‏كرد عده بي‏شماري از ايرانيان مقيم اين كشور را به وسيله كاميون تا مرز آورده و آنها را به همان وضع رها نمود. در اين حال، مقامات محلي ايران، از رانده شدگان به عنوان مهمان جمهوري اسلامي استقبال كردند و امكانات رفاهي براي آنان فراهم نمودند. اخراج ايرانيان و شيعيان در روزهاي بعد نيز ادامه يافت و صدها هزار نفر در اين جريان بي‏خانمان و آواره شدند. در همين حال، وزير امور خارجه عراق طي نامه‏اي به دبير كل سازمان ملل متحد با استناد به روحيه توسعه‏طلبي دولت ايران، خواستار خروج ايران از سه جزيره عربي ابوموسي و تنب كوچك و بزرگ شد. در روزها و ماه‏هاي بعد، تعرضات رژيم بعث با حمايت بيگانگان رو به افزايش نهاد تا اينكه در 31 شهريور 1359، جنگ هشت ساله‏اي را به ايران اسلامي تحميل نمود.
 


5) بمباران شديد شيميايي مواضع ايران توسط دشمن بعثي (1366 ش)
همزمان با آغاز عمليات كربلاي 8 توسط رزمندگان جان بركف اسلام، دشمن به گونه‏اي بي‏سابقه عليه رزمندگان مستقر در خرمشهر، به بمباران و گلوله‏باران شيميايي با گلوله‏هاي توپ، خمپاره و حتي موشك‏هاي كاتيوشا اقدام نمود كه به شهادت و مصدوم شدن شماري از خداجويان سپاه توحيد منجر گشت. اين بمباران وحشيانه با اعتراض شديد و شكايت جمهوري اسلامي ايران به سازمان ملل متحد مواجه گرديد و ايران خواهان اعزام گروه كارشناسي سازمان ملل متحد شد. به دليل پايداري و تاثير بيشتر عوامل به كار گرفته شده در سلاح‏هاي شيميايي، تيم كارشناس اعزامي از سازمان ملل، كه ده روز پس از حمله، وارد منطقه شد، موفق گرديد نوع عوامل به كار گرفته شده را تشخيص دهد. با اين حال همانند گذشته بي‏اعتنا از كنار اين حادثه و حوادث بعد از آن گذشتند؛ تا اين كه ابعاد گسترده و پيچيده‏تر عواقب شوم كاربرد سلاح‏هاي شيميايي، دامنگير مردم مسلمان و بي‏گناه حلبچه، روستاهاي اطراف آن و مردم كردستان عراق شد.
 


6) رحلت عالم بزرگوار و عارف باللَّه آيت‏اللَّه "سيد عبدالكريم كشميري" (1378 ش)
آيت‏اللَّه سيدعبدالكريم كشميري در سال 1305 ش (1345ق) در نجف اشرف به دنيا آمد. وي پس از فراگيري دروس مقدمات در نجف، در حلقه درس خارج آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويي، سيدعبدالاعلي سبزواري، سيد عبدالهادي شيرازي و شيخ محمدكاظم شيرازي قرار گرفت. آيت‏اللَّه كشميري به دليل هوش سرشار خويش توانست در كوتاه‏ترين زمان، درجه اجتهاد را از آيت‏اللَّه خويي دريافت دارد و آن گاه به تدريس سطوح عالي فلسفه در حوزه بپردازد. پشتكار آيت‏اللَّه كشميري در تدريس به گونه‏اي بود كه روزانه 11 كرسي درس اعم از فقه، اصول، فلسفه و ادبيات عرب براي ايشان برپا مي‏شد. افزون بر تدريس، پژوهش و نگارش. در سير معنوي و تهذيب نفس نيز به مراتب عالي دست يافت و صاحب كرامت‏هايي گرديد. در پي سخت‏گيري‏هاي رژيم بعث عراق، به طور پنهاني همراه خانواده، راهي ايران شد و در مرز ايران و عراق، همه نگاشته‏هاي علمي ايشان به دست نيروهاي امنيتي عراق افتاد. آيت‏اللَّه كشميري از آن پس در شهر مقدس قم اقامت گزيد و به تهذيب نفس، پرورش شاگردان و انجام امور مذهبي و علمي همت گماشت. سرانجام اين عارف سترگ و عالم برجسته در 18 فروردين 1378 ش برابر با بيستم ذي‏حجه 1419 ق پس از طي يك دوره بيماري در 73 سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد و پس از اقامه نماز توسط آيت‏ اللَّه بهجت، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.
 


7) 11 ربيع الثاني سال 220 هجري قمري :
« ابوعلي خياط» منجم و رياضيدان نيمه اول قرن سوم هجري وفات يافت. اين دانشمند نامي ،نزد جهانيان و متخصصين رياصيات ونجوم از مقام والاي برخوردار بود و نامش در كتاب دانشمندان طراز اول و برجسته آورده شده است. ابو علي خياط تأليفات مهمي دارد و كتب« المواليد و سيرالاعمال» در باره مسائل فلكي از آن جمله اند. قابل توجه است كه چندين اثر اين دانشمند منجم به زبان لاتين ترجمه شده است .
 


8) 11 ربيع الثاني سال 608 هجري قمري :
« ابن خلكان قاضي »، مورخ و اديب برجسته شافعي مذهب در موصل متولد شد. در دو سالگي با از دست دادن پدر تحت سرپرستي اتابك اربل قرار گرفت و از محضر اساتيد زادگاهش و ديگر شهرهاي مجاور آن دانش اندوخت . ابن خلكان در سفرهاي متعدد خود با فقها و مورخين بزرگ ملاقات نمود واز علوم زمان بهره كافي جست. وي مدتها قاضي شهر دمشق بود و در اين منصب فقيهي دانشمند و داوري عادل به شمار مي رفت و در عين حال همواره اهتمامي خاص به فقه و اصول مبذول مي داشت. او در تاريخ نحو و ادب عرب از دانش بسيار بهره مند ودر شهر شناسي صاحب نظر بود اين دانشمند گرانقدردر ماه رجب سال 618 هجري قمري در پي يك بيماري در گذشت و پيكرش در كوه قاسيون كه مدفن شماري از علماي زمانه بود به خاك سپرده شد . از مهمترين آثار ابن خلكان كتاب وفيات الاعيان است كه در آن به شرح احوال بزرگان و دانشمندان علوم مختلف همچنين اميران و وزيران پرداخته است . اگر چه اثر ديگري از وي موجود نيست اما احتمال مي رود تأليفات ديگري نيز داشته است.
 


9) عروج پيامبر بزرگ الهي ، حضرت عيسي(ع) (33م)
حضرت عيسي بن مريم(ع) پيامبر بزرگ الهي و يكي از پيامبران اولوالعزم است كه در 25 دسامبر سال اول ميلادي برابر با 622 سال قبل از هجرت نبي مكرم اسلام(ص) در بيت لحم يا ناصره واقع در فلسطين امروزي، به امر خدا از حضرت مريم(س) دختر عمران زاده شد. قبل از تولد آن حضرت، ميلاد ايشان پيش‏بيني شده بود و اين امر براي حكّام زمان، ناگوار بود. از اين رو، چون از جانب هردوس، والي روم مورد تهديد بود، خانواده او، وي را به مصر بردند. ايشان در سي سالگي در شهر جليله، شروع به تبليغ دين خود كرد كه مورد عداوت روز افزون فريسيان قرار گرفت. موضوع به دار آويخته شدن حضرت عيسي(ع) از نظر مكتب اسلام، چنانكه در قرآن به آن تصريح شده است، امري بي‏اساس است و به تعبير قرآن، امر به آنها مشتبه شده است. داستان پايان زندگي دنيوي حضرت عيسي(ع) بر اساس تواريخ و تفاسير و احاديث از اين قرار بوده كه: جهودان كه همواره با حضرت مسيح(ع) سرِ دشمني داشتند، به قتل او تصميم گرفتند. در آن حال عيسي(ع) با حواريون در باغي بود. سپاه يهود چون به باغ آمدند همه شاگردان عيسي(ع) پراكنده شده و فرار كردند. يكي از يهوديان به نام يهودا كه شبيه عيسي(ع) بود و جاي عيسي(ع) را نيز او نشان داده بود به دست آنها افتاد. سپاهيان او را با هلهله و غوغا، كشان كشان بردند و چون مجال تحقيق بيشتري نبود به دارش زدند. اما خداوند عيسي(ع) را در آن حال به آسمان برد. به روايتي ديگر يكي از حواريون جواني بود كه به عيسي(ع) شباهت داشت. وي پس از اجازه از حضرت عيسي(ع)، خود را عيسي(ع) معرفي كرد و او را به دار زدند و امر بر يهوديان مشتبه شد. حضرت عيسي(ع) در هنگام عروج، 33 سال داشت.
 


10) تولد "ويليام وُرد زورثْ" اديب و شاعر برجسته انگليسي (1770م)
ويليام وردزورث اديب و شاعر معروف انگليسي، در هفتم آوريل 1770م در ايالت كمبِرْلَنْد انگلستان به دنيا آمد و از اوان جواني به مطالعه در زمينه ادبيات پرداخت. وي قسمت اعظم زندگي خود را در شمال انگلستان، در كنار مردم روستايى گذراند و احساسات طبيعي و مناظر طبيعت و صفاي باطن مردم اين ناحيه، الهام بخش آثارش گرديد. وردزورث را پايه‏گذار مكتب رمانتيك انگلستان مي‏دانند كه با انتشار مجموعه اشعاري به نام نغمه‏هاي شاعرانه از طرف او و شاعر هم وطنش، كالْريجْ، اين مكتب، تحولي فلسفي و ادبي يافت. شعراي اين مكتب به جاي پاي‏بندي به سنت‏ها، درانتخاب مطالب قالب ادبي، سبك، انشا و زبان شعري، شاعراني مبتكر و بدعت گذار هستند. وردزورث دنيا را با چشم عرفان مي‏نگريست. در نظر او، طبيعت، مظهر جمال مطلق و مربي ذوق و احساسات بشري است و زندگي در دامان طبيعت، ساده و شيرين و سرشار از شادي و خرسندي است. در شعر وردزورث، انسان تماشاگري است كه از دور، زيبايى‏هاي طبيعت را مي‏بيند و تأثير مي‏پذيرد. اشعار او مثل همه اشعار رمانتيك، بسيار ظريف و آميخته با تخيلات فراوان شاعرانه است و در آنها، شاعر غالباً بيش از آنكه با حقيقت ومنطق سر و كار داشته باشد. با روح و احساس خود سرگرم است. درآثار وردزورث، همه جا اين نظر پيداست كه زندگاني روزمره، براي بشر پر از لذات و شادكامي‏هاي معنوي است، و وظيفه بشر است كه روح خود را براي استفاده از آنها آماده نمايد. اصول عقايد وردزورث كه در اشعار وي آمده، بر اين مبنا استوار است كه سازنده اصلي خصوصيت‏هاي اخلاقي و روحي بشر در سن بلوغ، همانا غرائز و لذت‏هاي بي‏غل و غش دوران كودكي است. وردزورث اگرچه به حفظ مزاياي طبقات اصيلْ پاي‏بند است و آنها را لازم و محترم مي‏شمارد، اما از ديگر سو بر ضد نظام اجتماعي كه موجب انحطاط اخلاقي مردم است عصيان مي‏ورزد. خوانندگان آثار وردزورث، زيبايى طبيعت، گياه‏ها، كوه‏ها و حيوانات را زنده و گويا احساس مي‏كنند و با عالم طبيعت رابطه‏اي نزديك و اسرارآميز برقرار مي‏سازند. اشعار وردزورث از اولين تغزّل‏هاي جواني تا عميق‏ترين و پرانديشه‏ترين آنها در سنين هفتاد سالگي، پيوسته با پيروزي همراه بوده است. احساس كلي كه از اشعار وردزورث به انسان دست مي‏دهد، صداقت و سادگي است. شاه‏كار وي، شعر طويلِ زندگي نامه خودْ نوشتْ بود كه شهرت فراواني يافت. هم‏چنين تفرّج، خاطرات كودكي و جنگجوي شادمان ازديگر آثار اوست. ويليام وردزورث كه در اواخر عمر به اميرالشعرايي انگلستان رسيد، سرانجام در 23 آوريل 1850م در هشتاد سالگي درگذشت.
 


11) تولد "گابريلا ميسترالْ" اديب شهير امريكاي لاتين (1889م) (ر.ك 7 ژوئيه)
 


12) تهاجم ايتاليا براي تصرف كشور آلباني در آستانه جنگ جهاني دوم (1939م)
با شعله‏ور شدن آتش جنگ در اروپا، تمام قراردادها و معاهداتي كه پس از جنگ اول جهاني امضا شده بود و پيشگيري از جنگ و تأمين صلح را مدنظر قرار داده بود، از اعتبار افتاد. يكي از اين جنگ‏ها، حمله ايتاليا به آلباني بود. در سال 1927م يك پيمان تدافعي ميان ايتاليا و آلباني به امضاء رسيد كه در واقع باعث شد نفوذ هرچه بيشتر ايتاليا در آلباني ممكن گردد. با اين حال از سال 1935م كه موسوليني به فكر كشورگشايى افتاد، حمله به آلباني نيز مدنظر او قرار گرفت. اين نقشه در 7 آوريل 1939م با بمباران سواحل آلباني و پياده شدن نيروهاي ايتاليايى عملي گرديد و با شكست مقاومت آلباني، اين كشور به تصرف ايتالياي فاشيسم درآمد. دو روز قبل از تهاجم ايتاليا براي تصرف آلباني، در جريان گفتگوهاي معروف به "مذاكرات ژنرال‏ها" بين ژنرال كايْتل آلماني و ژنرال پارْياني ايتاليايى، تصميم نهايى براي آغاز اين تجاوز نظامي، اتخاذ شده بود. ده هزار سرباز مسلح ايتاليايى با پشتيباني 400 هواپيما در حمله به آلباني شركت داشتند كه در نبردي پنج روزه، ارتش آلباني را شكست داده و اين كشور را اشغال كردند. با فرار پادشاه و ملكه اين كشور، آلباني جزئي از ايتاليا شده و دولتي فاشيستي در آلباني روي كار آمد. با تسلط موسوليني بر آلباني، اجلاس مشروطيت آلباني، اتحاد با ايتاليا را تصويب نموده و طي اين مصوبه، پادشاه ايتاليا تاج و تخت آن كشور را تصاحب كرد. با اين حال، ايتاليا كمتر از دو سال بعد مجبور به خروج از اين منطقه شد و راه براي شكست‏هاي بعديش باز گرديد.
 


13) غرق كشتي جنگي ژاپني "ياماتو" توسط امريكا در اواخر جنگ جهاني دوم (1945م)
در جريان آخرين و بزرگ‏ترين نبرد دريايى و زميني بين امريكا و ژاپن در جريان جنگ جهاني دوم كه براي تصرف جزيره اوكيناوا روي داد، ژاپني‏ها كشتي جنگي خود را به نام ياماتو براي يك مأموريت انتحاري به اين جزيره اعزام كردند. اين رزمناو عظيم 72 هزار تني كه در آن تاريخ بزرگ‏ترين كشتي جنگي جهان به شمار مي‏آمد پس از وارد آوردن ضرباتي به چند كشتي امريكايي، سرانجام توسط هواپيماهاي امريكايي مورد حمله قرار گرفت و در روز هفتم آوريل 1945م غرق شد. تعداد پرسنل كشتي ياماتو، بيش از سه هزار و سي‏صد نفر بود كه در جريان اين نبرد، متجاوز از سه هزار نفر كشته شدند و تنها سي‏صد نفر جان سالم به در بردند.
 


14) درگذشت "هنري فورْدْ" مخترع امريكايي و پدر صنعت اتومبيل (1947م)
هنري فورْد مخترع امريكايى در 30 ژوئيه سال 1863م در خانواده‏اي فقير در امريكا به دنيا آمد. فورد از كوچكي علاقه مفرطي به پيچ و مهره و ابزار مكانيكي داشت و به هنگام كودكي به ساعت سازي و در جواني به شغل مكانيكي روي آورد. هنري روزي ماشيني را ديد كه بدون اسب و با نيروي بخار در جاده حركت مي‏كند. وي وقتي آن را از نزديك مشاهده كرد، خودش مثل آن را ساخت و در 12 سالگي اولين ارابه بي‏اسب را مورد آزمايش قرار داد. هنري اين دستگاه را تكميل نمود و در سال 1896م اتومبيل خود را براي اولين بار به نمايش گذاشت. وي در سال‏هاي بعد، اختراع خود را تكميل كرد و علي‏رغم اينكه ديگران نيز اتومبيل‏هاي مشابهي ساخته بودند، ولي در سال 1895م، رسماً امتياز اختراع اتومبيل به هنري فورد داده شد. فورد در ابتدا به همراه شركاي خود، شركت اتومبيل سازي ديترويت را تأسيس كرد و در سال 1903، شركت موتور فورد را به وجود آورد. او در سال 1907 سهام ديگران را خريد و از آن پس اداره شركت در خانواده او باقي ماند و ثروتي هنگفت به دست آورد. فورد با اتخاذ تدابيري، اتومبيل ارزان به تعداد بسيار توليد كرد و از اين حيث، از تمام رقباي خود پيشي گرفت. هنري فورد كه در ابتدا داراي خانواده‏اي فقير بود، پس از اين اختراع، به عنوان پدر صنعت اتومبيل‏سازي شهرت يافت و به هنگام مرگ، يك امپراتوري بزرگ در صنعت اتومبيل به وجود آورده بود. فورد سرانجام در 7 آوريل 1947م در 84 سالگي درگذشت.
 


15) تأسيس سازمان بهداشت جهاني و روز جهاني بهداشت (1948م)

 

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://www.rasekhoon.net/PostalCard/

معرفي دو کتاب اينترنتي

حضرت معصومه (س) فاطمه دوم

داستانهاي بانوي قم

 

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

جديدترين مجموعه سخنراني

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

مسأله: پرسش. اگر كسى كه ابتدا بدون تحقيق از يك مجتهد تقليد كرده، آيا اكنون مى‏تواند به مرجع ديگرى مراجعه كند؟
همه مراجع: اگر شرايط مرجعيت را نداشته، بايد به مجتهد داراى آن شرايط، رجوع كند.
العروة الوثقى، ج 1، م 37

مسأله: پرسش. فرق بين جايز نبودن و حرام چيست؟
همه مراجع: در مقام عمل تفاوتى بين آن دو نيست.
پرسش و پاسخ دانشجويى، احكام تقليد و بلوغ، پرسش 83
 

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی وپيشنهادهای خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

ارسالي توسط : نداي صالح

 

goleleila , گل ليلا<br/><a href="http://i36.tinypic.com/2gxidty.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

حضرت علي (ع) فرمودند :

لا لِباسَ أجمَلُ مِنَ السَّلامَةِ.
پوششى زيباتر از سلامتی نيست.

There is no garment nicer than health.

غررالحكم و دررالكلم، ج 6، ص 380

 

صلوات تا ظهور مهدي(عج)

تعداد صلواتهاي فرستاده شده از مرز پانصد هزار گذشت

نيت کرده و وارد شويد...

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛   برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 8:30 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 7:30 شب

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter